
براساس تعالیم اسلامى یكى از وظایف مهم هر مسلمان انتظار ظهور حضرت قائم (عج) است ، انتظار تحقق وعده الهى بر حاكمیت صالحان و تشكیل دولت اهل بیت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله). اما...
آیا هیچ مىدانید كه پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق (ع) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مىدهند :
الا اخبركم بما لا یقبلالله عزوجل منالعباد عملا الا به؟ فقلت: بلى. فقال: شهادة ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده [و رسوله] و الاقرار بما امرالله، و الولایة لنا، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة، و الانتظار للقائم - علیهالسلام - ثم قال: ان لنا دولة یجیىء الله بها اذا شاء. ثم قال: من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه، فجدوا وانتظروا، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة.
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزت و جلال، هیچ عملى را جز به آن از بندگان نمىپذیرد؟
گفتم: چرا.
فرمود: گواهى دادن به اینكه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و اینكه محمد (صلیاللهعلیهوآله) بنده و فرستاده او است ، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده ، و ولایت ما ، و بیزارى از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم علیهالسلام .
سپس امام فرمود : براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد ، آن را محقق مىسازد. و آنگاه امام فرمود: هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم (عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید ، در حالى كه منتظر است ، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم ، به پا خیزد ، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است ، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید ، گوارا باد بر شما این پاداش اى گروه مشمول رحمت خداوند!
آرى ، براى منتظران و صابران در زمان غیبت همین پاداش بس كه نام آنها در زمره یاران امام عصر (عج) ، و از جمله كسانى ثبت شود كه آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مىكنند.
بخش هایی از نهج البلاغه :
... ألزِمُوا الأَرضَ، و اصبِرِوا عَلَى البَلاءِ، وَ لاَتُحَرِّكُوا بِأيدِيكُم وَ سُيُوفِكم فِى هَوَى أَلسِنَتِكم، وَ لاَتَستَعجِلُوا بِمَا لَم يُعَجِّلْهُ اللَّهُ لَكُم.
فَإِنَّهُ مَن مَاتَ مِنكُم عَلى فِرَاشِهِ وَ هُو عَلى مَعرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهلِ بَيتِهِ مَاتَ شَهِيداً، وَ وَقَعَ أَجرُهُ عَلَى اللَّهِ، وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِن صَالِحِ عَمَلِهِ، وَ قَامَتِ النِّيَّةُ مَقَامَ إِصلاَتِهِ لِسَيفِهِ، فَإِنَّ لِكُلِّ شَىءٍ مُدَّةً وَ أَجَلاً.
بر جاى خود استوار بوده ، بدون اجازه و حساب از اقدام به نبرد خوددارى كنيد. در برابر بلاها و مشكلات پايدار باشيد ، شمشيرهايتان را در راه هوا و هوس و سخنانى كه از زبانتان پديد مىآيد به كار نيندازيد و در باره آنچه خداوند ، شتاب را نسبت به آن روا نداشته ، شتاب نكنيد. زيرا هر كس از شما كه در بستر خود بميرد ، چنانكه خدا و پيامبر و اهل بيتش را بشناسد ، شهيد از دنيا رفته است و پاداش او بر خدا است و از ثواب كارهاى شايستهاى كه قصد انجام آن را داشته ، برخوردار خواهد بود و نيتش جايگزين شمشير زدن براى خدا و جان باختن در راه اوست. پس توجه داشته باشيد ، هر چيز را وقت مشخص ، و هر كارى را سرانجامى است.
علامه قندوزى در ينابيع المودة ، باب 74 اين قسمت از خطبه 190 نهج البلاغه را ضمن بخشهاى ديگر نهجالبلاغه كه درباره حضرت مهدى (عج) است جاى داده ، اعتراف مىكند كه امير مؤمنان عليه السلام با بيان اين كلمات قدسى ، از وجود حضرت مهدى (عج) پيشگويى نموده و مردم را به وظيفه خود در فراز و نشيبهاى زندگى و هنگام غيبت آن حضرت هشدار مىدهد ، كه مبادا از روى هواى نفس و بدون در نظر گرفتن مصالح اسلامى ، به جنگ و كشتار رو كنند و به خيال رسيدن به مقام شهادت ، خود و ديگران را به خطر اندازند.
همچنين آن حضرت در اين فرمايش ، نظر مردم را به يك نكته بسيار ارزنده متوجه ساخته و آن اينكه نايل گرديدن به فيض اعلاى شهادت ، تنها به رفتن در ميدان جنگ و كشته شدن در جنگ نيست تا پيران ، زنان و افراد ناتوان و معذور از رفتن به ميدانهاى جنگ براى رسيدن به فيض عظماى شهادت ، محروم و دچار حسرت شوند. اينگونه افراد يا اشخاص سالم و توانمندى كه نقشهاى گوناگون حياتى و ارزشمند در جامعه اسلامى دارند ، اگر وظيفه خداشناسى ، پيامبر شناسى و امام شناسى را در حدّ خود انجام داده ، به لوازم آن پايبند باشند؛ هرچند در بستر بميرند ، شهيد از دنيا رفته ، و به پاس وظيفه شناسى ، از پاداش مقام شهادت برخوردار خواهند بود.
ابن ميثم پيرامون جمله وَ لاَتُحرِّكُوا بِأيدِيكُم وَ سُيُوفِكم فِى هَوَى أَلسِنَتِكم نوشته است : اين سخن نهى از جهاد بدون فرمان يكى از امامان معصوم پس از امير مؤمنان عليه السلام است كه از فرزندان حضرتش مىباشند ، و اين به هنگامى خواهد بود كه كسى از آن امامان به منظور برقرارى حكومت حقّ بپا نخاسته باشد. چه اين گونه حركتها و جنبشها جز با اجازه امام وقت جايز نخواهد بود.
"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود : هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد ، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.
اعمال ماه های رجب و شعبان ، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.
پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود : ماه رجب ، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است :
روز پنج شنبه اول آن ماه (در صورت امكان و بلا مانع بودن) روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد ، سه مرتبه سوره قدر ، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید ، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده ، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبر اكرم (ص) در فضیلت این نماز می فرماید : كسی كه این نماز را بخواند ، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد میگوید : ای حبیب من ، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی. میّت میپرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیدهام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیدهام و بویی ، بهتر از بوی تو نبوئیدهام. آن زیباروی پاسخ میدهد : من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمدهام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود ، من سایه بر سر تو خواهم افكند.
فرا رسیدن ماه پر برکت رجب و میلاد حضرت امام محمد باقر (ع) بر فرزند عزیزش ، حضرت ولی عصر (عج) و تمام شیعیان و دوستداران آن حضرت مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امام کاظم (ع) میفرمایند : رجب نام رودی است در بهشت که آب آن از شیر سفیدتر است و از عسل شیرین تر و چون بندهای در این ماه روزه بگیرد خداوند از آن نهر بدو مینوشاند.
در حکایت دیگری آن امام همام میفرماید: رجب ماه عظیمی است که خدای بزرگ در آن ماه حسنات را دو چندان میفرماید و گناهان را از بین میبرد ، پس هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد به اندازه راه یکسال از جهنم دور میگردد و چنانچه سه روز روزه گیرد بهشت بر او واجب خواهد گشت.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند : ماه رجب شهر الله الاصم است؛ بدین سبب نام او را اصم نهادهاند که هیچ ماهی به پایه او در عظمت نمیرسد و در بلندای مرتبه استوار است.
آن گرامی میفرمود : رجب ماه خداست ، شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است ، پس هر کس یک روز از رجب را روزه بگیرد بهشت بر او واجب میگردد و مستحق رضوان الهی خواهد شد.
روزه ماه رجب؛ غضب الهی را خاموش سازد و خداوند دری از درهای جهنم را به آن کس که که در ماه رجب روزه بگیرد خواهد بست و اگر کسی به اندازه تمام دنیا طلا انفاق نماید ، برتر از یک روز روزه آن نخواهد بود و هر گاه شب شود ، دعایش مستجاب خواهد بود.
رجب المرجب یعنی چه ؟ از آن رو به این ماه رجب میگویند که به تنهایی مقام بلند و با عظمتی دارد و از آن سو بدان مرجب میگویند که علاوه بر این که خود ماه با عظمتی است و اصالتاً دارای عظمت رتبه است؛ چون عظمت او با ایام الهی دیگری که در این ماه مبارک حادث گردیده در آمیخته "مرجب" نیز نام گرفته است.
مولا جان!
دیگر بس است ، این درد طاقت سوز هجران.
جانا ! تا به کی در پشت پنجره انتظار ، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟
ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس !
و ای گناه ما ، میله های زندان تو !
هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت ، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.
هزار و اندیست که دلهای منتظران ، در تمنای وصالت ، در جان آه می پرورند و در سینه داغ.
عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان و حیرانیم.
تو را چه می شود ، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟
چگونه است ، که این همه طلب و تمنا گره از کار فرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟
آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!
آری !
... اینک همسفر با قافله منتظران ، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق " جل و علا " بر می داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که :
بار الها ! نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان !
۳۱ خرداد ماه ، سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران
هنر آن است که بی هياهوهای سياسی ، و خودنمايی های شيطانی ، برای خدا به جهاد برخيزد و خود را فدای هدف کند نه هوا ، و اين هنر مردان خداست.
بخش از مناجاتهای شهید دکتر چمران :
" خدايا از تو می خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کنی که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهی گناه و فساد و تهمت و دروغ و غيبت ، قلب های ما را تيره و تار ننمايد. خدايا ! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزی ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکی و بيچارگی خويش را فراموش نکنم و در برابر عظمت تو خود را نبينم. "
بخشی از یادداشت های شهید دکتر چمران :
" امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در میان ما حاضر است و در میان ما زندگی میکند ، او ما را میبیند ولی ما از دیدن او محروم هستیم. او از ما غیبت نکرده ، بلکه مائیم که از او غیبت کردهایم. "
گوشه هايی از وصيت نامه شهيد دکتر چمران:
"... به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنيا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد ديگری را می يابم. به خاطر عشق است که دنيا را زيبا می بينم و زيبائی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می پرستم و حيات و هستی خود را تقديمش می کنم.
عشق هدف حيات و محرک زندگی من است. زيباتر از عشق چيزی نديده ام و بالاتر از عشق چيزی نخواسته ام.
عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی و خودبينی می رهاند، دنيای ديگری حس می کنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطيف و قلبی حساس و ديده ای زيبابيی پيدا می کنم. لرزش يک برگ ، نور يک ستاره دور ، موريانه کوچک ، نسيم ملايم سحر ، موج دريا ، غروب آفتاب ، احساس و روح مرا می ربايند و از اين عالم به دنيای ديگری می برند … اينها همه و همه از تجليات عشق است.
برای مرگ آماده شده ام و اين امری است طبيعی ، که مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولين بار وصيت می کنم. خوشحالم که در چنين راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و ما فيها بريده ام. همه چيز را ترک گفته ام. علائق را زير پا گذاشته ام. قيد و بندها را پاره کرده ام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم ..."
معناي واقعی انتظار و شناخت منتظر واقعی (برگرفته از سخنان حضرت آيت الله خامنهای) :
در آثار اسلامى و شيعى از انتظار ظهور حضرت مهدى (عج) تعبير شده است به انتظار فرج. فرج يعنى چه؟ يعنى گشايش. كى انسان انتظار فرج و گشايش دارد؟ وقتى يك فروبستگىاى وجود داشته باشد ، وقتى گره و مشكلى هست. در زمينهى وجود مشكل ، انسان احتياج پيدا ميكند به فرج؛ يعنى سرانگشت گرهگشا؛ بازكنندهى عقدههاى فروبسته.
معناى انتظار فرج به عنوان عبارت أخراى انتظار ظهور ، اين است كه مؤمن به اسلام ، مؤمن به مذهب اهلبيت عليهم السّلام وضعيتى را كه در دنياى واقعى وجود دارد ، عقده و گره در زندگى بشر ميشناسد. واقع قضيه هم همين است. منتظر است كه اين فروبستگى كار بشر ، اين گرفتارى عمومى انسانيت گشايش پيدا بكند. مسئله ، مسئلهى گره در كار شخص من و شخص شما نيست. امام زمان (عليه الصّلاة و السّلام) براى اينكه فرج براى همهى بشريت به وجود بياورد ، ظهور می كند كه انسان را از فروبستگى نجات بدهد؛ جامعهى بشريت بلكه تاريخ آيندهى بشر را نجات بدهد.
اين معنايش اين است كه آنچه را كه امروز وجود دارد؛ اين نظم بشرى غيرعادلانه ، اين نظم بشرىاى كه در آن انسانهاى بیشمارى مظلوم واقع می شوند، دلهاى بیشمارى گمراه می شوند، انسانهاى بيشمارى فرصت عبوديت خدا را پيدا نميكنند، مورد رد و اعتراض بشرى است كه منتظر ظهور امام زمان (عج) است. انتظار فرج يعنى قبول نكردن و رد كردن آن وضعيتى كه بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگى انسانيت حاكم شده است. اين معنى انتظار فرج است.
امروز شما به اوضاع دنيا نگاه كنيد، همان چيزى كه در روايات مربوط به ظهور ولى عصر (ارواحنا فداه) وجود دارد ، امروز در دنيا حاكم است؛ پر شدن دنيا از ظلم و جور. امروز دنيا از ظلم و جور پر است. در روايت و ادعيهى گوناگون و زيارات مختلف مربوط به ولىعصر (ارواحنا فداه) دارد كه «يملأ اللَّه به الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»؛ چنانكه روزى همهى عالم از ظلم و جور پر بوده است همانطور خداى متعال در زمان او عدل و داد را وضع حاكم بر بشريت قرار خواهد داد.
امروز همين است؛ امروز ظلم و جور حاكم بر بشريت است. زندگى بشر امروز زندگى مغلوب و مقهورِ دست ظلم و استبداد در همهى دنياست. در همهجا اين جور است. بشريت ، امروز بر اثر غلبهى ظلم ، غلبهى اغراض و هواهاى نفسانى دچار مشكلات فراوانند. دو ميليارد گرسنه در دنياى امروز ، وجود ميليونها انسانى كه در نظامهاى طاغوتى مغلوب هواى نفس قدرتمندان طاغوتى هستند ، حتّى فشار بر مؤمنين و مجاهدين فى سبيل اللَّه و مبارزان راه حق و ملتى مثل ملت ايران كه توانسته است در يك مجموعهى محدودى ، در يك فضاى معينى ، پرچم عدل و داد را بلند بكند و فشار بر مجاهدان فى سبيل اللَّه ، همه نشانهى سيطرهى ظلم و جور بر دنياست. اين ، انتظار فرج را با وضعيت كنونى زندگى انسان در دورههاى مختلف معنا میكند.
امروز ما انتظار فرج داريم. يعنى منتظريم كه دست قدرتمند عدالتگسترى بيايد و اين غلبهى ظلم و جور را كه همهى بشريت را تقريباً مقهور خود كرده است ، بشكند و اين فضاى ظلم و جور را دگرگون كند و نسيم عدل را بر زندگى انسانها بوزاند ، تا انسانها احساس عدالت كنند. اين نياز هميشگى يك انسان زنده و يك انسان آگاه است؛ انسانى كه سر در پيلهى خود نكرده باشد ، به زندگى خود دل خوش نكرده باشد. انسانى كه به زندگى عمومى بشر با نگاه كلان نگاه ميكند ، به طور طبيعى حالت انتظار دارد. اين معناى انتظار است. انتظار يعنى قانع نشدن ، قبول نكردن وضع موجود زندگى انسان و تلاش براى رسيدن به وضع مطلوب ، كه مسلّم است اين وضع مطلوب با دست قدرتمند ولى خدا ، حضرت حجتبنالحسن ، مهدى صاحب زمان (صلوات اللَّه عليه و عجّل اللَّه فرجه و ارواحنا فداه) تحقق پيدا خواهد كرد. بايد خود را به عنوان يك سرباز ، به عنوان انسانى كه حاضر است براى آنچنان شرائطى مجاهدت كند ، آماده كنيم.
انتظار فرج معنايش اين نيست كه انسان بنشيند ، دست به هيچ كارى نزند ، هيچ اصلاحى را وجههى همت خود نكند ، صرفاً دل خوش كند به اينكه ما منتظر امام زمان (عليه الصّلاة و السّلام) هستيم.
انتظارِ دست قاهرِ قدرتمند الهى ملكوتى است كه بايد بيايد و با كمك همين انسانها سيطرهى ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بكند. بايد براى اين كار آماده بود. تشكيل نظام جمهورى اسلامى يكى از مقدمات اين حركت عظيم تاريخى است. هر اقدامى در جهت استقرار عدالت ، يك قدم به سمت آن هدف والاست.
انتظار حركت است؛ انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اينكه كار به خودى خود صورت بگيرد ، نيست. انتظار حركت است. انتظار آمادگى است. اين آمادگى را بايد در وجود خودمان ، در محيط پيرامون خودمان حفظ كنيم. و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزيز ما ، به ملت ايران ، كه توانستهاند اين قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده كنند. اين معناى انتظار فرج است.
انتظار فرج يعنى كمر بسته بودن ، آماده بودن ، خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (عليه الصّلاة والسّلام) براى آن هدف قيام خواهد كرد ، آماده كردن. آن انقلاب بزرگ تاريخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ايجاد عدل و داد ، زندگى انسانى ، زندگى الهى ، عبوديت خدا؛ اين معناى انتظار فرج است.
انشاءاللَّه ظرفيت دلها و چشمها و ظرفيت جهان آماده براى آن انقلاب عظيم الهى بشود.
اگر چه قابل انكار نيست كه راههايى براى ديدن امام زمان (عج) وجود دارد ، اما بايد دانست كه ديدار آن بزرگوار ، آن هم در دوران غيبت ، يك اصل اساسى و ضرورى نيست. در زمان ظهور پيامبر ، صلىاللهعليه و آله ، و حضور امامان بزرگوار ، عليهمالسلام ، نيز بسيارى از پيروان صادق و شيعيان راستين بودند كه حتى براى يك بار هم توفيق ديدار نيافتند.
آنچه در دوران غيبت ، اصل اساسى و وظيفه شيعيان به شمار مىرود ، انتظار صادقانه و كسب آمادگيهاى لازم براى يارى رساندن به امام زمان (عج) و همراهى با او در احياى ارزشهاى اسلام و قرآن است.
كسى كه همواره در حالت انتظار به سر مىبرند و با اصلاح خويش ، نسبتبه پيروى و اطاعت از مولاى غايب خود اصرار مىورزد ، اگرچه بظاهر امام زمان (عج) را نبيند ، ولى همواره خود را در محضر او ، و وجود گرامى او را در كنار خويش احساس مىكند.
در روايت آمده است كه : « هركس در انتظار قائم (عج) به سر برد ، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان (عج) و در خدمت او باشد ».
به گونهاى ديگر مىتوان گفت : اگر مقصود ما از ديدار امام زمان (عج) فقط ديدن چهره او باشد ، بدون اينكه از معنويات حضور شريفش بهرهاى برگيريم و با مدد تعاليم او به مقام قرب و اطاعت خدا نزديكتر شويم ، اين خود يك خسارت بزرگ است.
و اگر مقصود ما آشناتر شدن دلمان با نور محبت و ولايت او و شدت يافتن عزيمت و تلاشمان براى اطاعت و فرمانپذيرى از خداست ، اين خود بدون ديدار آن حضرت نيز حاصل مىآيد.
كسى كه با نقش امام زمان (عج) در شريعت آشناست و فرمايشها و دستورات آن بزرگوار را مىشناسد و به آنها عمل مىكند ، بدون ترديد مورد عنايت آن مولاى موعود است و چه بسا در فرصتى پيشبينى نشده توفيق ديدن و شناختن او را نيز پيدا كند.
اما كسى كه بدون توجه به حقوق امام زمان (عج) و بدون رعايت تكليف خود نسبتبه او ، همواره فقط در جستجوى ديدن امام زمان (عج) است ، اگرچه آن حضرت را ببيند ، از اين جستجو و ديدار بهرهاى بايسته نخواهد برد.
البته همواره شيفتگانى سوختهدل و عاشقى پاكباخته بودند و هستند كه پس از طى مراحل عالى معرفت و اطاعت از مولا ، و به دنبال مبارزههاى طولانى با نفس و پشت پا زدن به جلوههاى رنگارنگ و دلفريب دنيا ، دم از اشتياق جانكاه و شوق هستى سوز خود نسبت به ديدار آن حجت الهى زده و مىزنند.
در آن مرحله ، خود اين عشق و اشتياق راهگشاست ، و آن محبوب حقيقى ، خود راه ديدار را نشان مىدهد ، و به وعدهگاه وصال دعوت مىفرمايد. زيرا مسلم است كه محبت و شوق آن بزرگوار نسبتبه آنان ، شديدتر و فراوانتر از محبت و شوق آنان نسبت به اوست.
با اين همه باز هم پذيرفتنى است كه مردم عادى نيز در پى كسب فضيلتى يا به منظور برآورده شدن حاجتى ، انگيزه ديدار آن پيشواى عالميان را داشته باشند. در اين زمينه :
× تصميم صادقانه بر ترك گناه يا گناهانى خاص
× پيمان انجام هميشگى كارى استحبابى همچون نماز اول وقت
× استمرار بر نماز شب ، زيارت عاشورا ، زيارت جامعه
× زياد صلوات فرستادن و دعا براى تعجيل فرج نمودن
× تداوم هر روزه دعاى عهد و دعاى فرج
× مقيد بودن به دعاى ندبه و زيارتهايى خاص همچون زيارت « آل يس »
× دوره كردن قرآن كريم و حجبيتاللهالحرام به نيابت از آن حضرت
× رفتن به زيارت معصومين، و مساجدى چون سهله و جمكران و انجام اعمال آن طى ۴۰ هفته
× خواندن آيات و رواياتى ويژه پس از هر نماز
راههاى تجربه شده و وسايلى مورد اطمينان هستند كه در فرمايشهاى خود امام زمان (عج) يا امامان ديگر ، عليهمالسلام ، مورد تصريح قرار گرفته ، يا از بررسى تشرفات برخى صالحين قابل استنتاج مىباشد.
در طلب ديدار امام زمان (عج) شايسته است به نكاتى چند توجه شود :
1. اعتماد به عنايت الهى.
2. ترك انگيزههاى مادى و دنياگرايانه.
3. پرهيز از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روان و بدن دارد.
4. پرهيز از عزلت و كنارهگزينى و بىتوجهى به مسؤوليتهاى اجتماعى.
5. اجتناب از تماس گرفتن با افرادى كه در لباسهاى گوناگون ، اين ابزار
مقدس را دستمايه اهداف دنيايى و مقاصد ناصواب خويش قرار دادهاند.
6. نااميد نشدن از تاخير فيض ديدار به خاطر مصلحتهايى خاص.
7. عدم نگرانى از برآورده نشدن حاجتى كه ممكن است در علم الهى امام ، به ضرر انسان باشد.
8. مراقبت نسبتبه ناديده گرفته نشدن كامل اسباب و علل عادى ،
و خارج نشدن زندگى انسان از مسير ديانت و عرف دينداران.
9. تلاش براى ايجاد قابليت و شايستگى لازم در جهت استمرار عنايت و فيض ديدار.
10. همت والا داشتن و ارزش شايسته نهادن به نعمت جستجو و ديدار ، در راستاى
بهرهگيرى معنوى و الهى و اكتفا نكردن به حاجتهاى مادى و بهرههاى زودگذر.
اللهم ارنى الطلعة الرشيدة والغرة الحميدة واكحل ناظرى بنظرة منى اليه
شهادت بانوی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) بر فرزند عزیزش ، حضرت ولی عصر (عج) تسلیت باد.
یکی از مواردی که در روایات ذکر شده چگونگی ورود حضرت فاطمه (س) به محشر و درخواست حکم و عدالت خداوند در باب ظلمهایی است که به ایشان و فرزندانش شده است.
شیخ صدوق در كتاب امالى از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) روایت نموده است :
هنگامى كه روز قیامت فرا مىرسد دخترم فاطمه در حالى مىآید كه بر یكى از ناقههاى بهشتى سوار است و از دو پهلوى آن ناقه حریرهاى بهشتى آویزان ، مهار آن از مروارید تازه ، پاهایش از زمرد سبز ، دُم آن از مشگ ناب ، دیدگانش از درّ و یاقوت سرخ خواهد بود.
قبهاى از نور بر پشت آن ناقه نصب شده كه اندرون آن از بیرون آشكار ، درون آن حاوى عفو پروردگار و بیرون آن رحمت خداوند رحیم است .
فاطمه تاجى از نور بر سر دارد كه داراى هفتاد پایه باشد ، هر پایهاى از آن به وسیله مرواریدى مرصع و نظیر ستارهاى درخشان خواهد بود.
در طرف راست و چپ فاطمه هر كدام هفت هزار ملك خواهد بود.
جبرئیل كه در آن هنگام مهار ناقه فاطمه را گرفته است با صداى بلند خواهد گفت: چشمان خود را ببندید تا فاطمه دختر حضرت محمد عبور نماید.
در آن روز هیچ پیغمبر و رسول و صدیق و شهیدى نیست مگر اینكه دیدگان چشمان خود را مىبندد تا این كه زهرا از صحراى محشر عبور نماید.
هنگامى كه آن بانو به زیر عرش پروردگار مىرسد ، از آن ناقه پایین مىآید و مىگوید : اى پروردگار ! ببین من و آن افرادى كه در حق من ظلم نمودند و فرزندان مرا شهید كردهاند قضاوت كن.
آنگاه از طرف خداوند رئوف ندا مىرسد : اى حبیبه و فرزند رسول من ، از من بخواه تا عطا نمایم ، شفاعت كن تا من بپذیرم ، به عزت و جلال خودم كه امروز ظلم و ستم هیچ ستمگرى از نظر من محو نخواهد شد.
در همین زمان است كه مىگوید : بار خدایا ! فرزندان ، شیعیان ، دوستان ، و دوستان دوستان فرزندان مرا به من ببخش !
آنگاه از طرف پروردگار جهان منادى ندا مىكند : فرزندان ، شیعیان ، دوستان ، و دوست دوستان ذریه فاطمه كجایند؟ ایشان عموما در حالى كه ملائكه رحمت پروردگار آنان را احاطه كرده باشند مىآیند. سپس فاطمه جلو مىرود تا ایشان را داخل بهشت نماید.
در عیون اخبار الرضا (ع) از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) روایت شده است :
دخترم فاطمه در حالى وارد صحراى محشر مىشود كه لباسهایى غرق به خون همراه خود دارد. وى پایه عرش را مىگیرد و مىگوید :
اى خداى عادل و عالم ! بین و من آن افرادى كه فرزندان مرا كشتند ، حكم كن !
به حق خداى كعبه كه آن روز پروردگار عادل براى دخترم (به حق) قضاوت خواهد كرد.
شب که در اوج فلک سر می کشــد درد فـراق
می زند بر ســینه داغ
ماه نیـمه یــاد آرد چـهره ی زیبــــای یـار
سهم مـا هـم انتــظار
فارغ از بیش و کم ایـن روزگـار پـر ملال
ای عزیــز کـردگــار
سـالها رفت و تمام قصـه ها پایـان گـرفت
کارها ســامان گـرفت
از ســفر امـا نیــامد آن حبیـب غمگســار
سـهم مـا هـم انتـظار
تـا که بـاز آیی و از دلــدادگی ها دم زنی
شـهر غم بر هم زنی
ما دل سرگشــته را بردیـم پـابوس بهــار
تا که بنشـیند به بـار
نامه ای ، پیـکی ، ســلامی ، ناســزایی نـازنیـن
از چه رو گشتی غمین
پس چرا بردی ز خاطر ، خاطرم را چون غبـار
سـهم ما هـم انتـظار
سینه ام سوزان و قلبم زخمی و چشمم پر آب
قهر با دنیـای خواب
مانـده ام در راه دشــت لالـه های داغــدار
بر من مسـکین ببار
خسـته شد جان ، دیگر از این سـالیان بی بهار
سـهم ما هم انتـظار
گـر نیـایی راهی شــهر خرابـان می شــوم
زار و نالان می شوم
می سـرایم من حزین تـر از هـزاری بی قـرار
رحمتی بر حـال زار
گر چـه از خـاطر نخـواهی رفـت تـا روز جـزا
مـاهـروی بـا وفــــا
بگـذرم از زخـم قـلب و گریـه های شــام تـار
سـهم مـا هم انتظار
همچنـان بـر لطـف تـو چشــم طـمع دارد دلم
ایـن دل نـاقــــابـلم
تــا به کـام ما بگـردد یـک دمی هـم روزگــار
عشـق گـردد ماندگار
چشـم می نالد ز دستم ، پس کجا شد آن نگار
تا به کی در دیده خار
دل بـدو گـوید ز هجـرانش کمـی دیگـر ببـار
سـهم مـا هـم انتــظار
سر رسـد این انتظار ، سر رسـد این انتظار ...
ویژگی های یاوران حضرت ولی عصر (عج) در آیینه روایات :
۱- بینش عمیق
یاران امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از بینشی عمیق و ژرف ، نسبت به خداوند ، امام ، انسان و هستی برخوردارند:
الف) بینش عمیق نسبت به حق تعالی
اساسی ترین ویژگی یاران امام مهدی (عج) ، معرفت عمیق نسبت به خداوند متعال است. این معرفت آن چنان استوار است که نه شبهات در آن خللی ایجاد می کند و نه تردید ها و شکست ها در حریمش راه می یابد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
« رجال مؤمنون عرفوا الله حقّ معرفته و هم أنصار المهدی فی آخر الزمان » ؛ « مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است ، شناخته اند ، و آنان یاوران مهدی (عج) در آخر الزمان اند. » همچنین امام صادق (علیه السلام) در وصف یاران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند:
« رجال کأنّ قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها شک فی ذات الله أشدّ من الحجر » ؛ « آنان مردانی اند که گویا دل هایشان پاره های آهن است و از سنگ سخت ترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند. »
این باور آن قدر با صلابت و استوار است که مرارت ها و مصیبت ها ، در آن خللی ایجاد نمی کند و بلاها و امتحانات ، آرامش آن ها را به تلاطم نمی افکند و شبهات و سؤالات در آن رخنه ای ایجاد نمی کند. آنان ، از سرچشمه ی توحید ناب ، سیرابند و به حضرت حق - آنچنان که شایسته است - اعتقاد دارند. امام علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند:
« فهم الّذین وحّدوا اله حقّ توحیده » ؛ « آنان به وحدانیت خداوند ، آن چنان که حق وحدانیت اوست ، اعتقاد دارند.»
حرم دل هایشان را بت های نفس ، ثروت ، و مقام نیالوده و در آن حریم امن ، جز خداوند حضور ندارد. نتیجه ی این بینش عمیق ، ایمان و تقواست. این دو را هم در چهره ی عبادت ها و راز و نیازشان می تواند دید و هم در آیینه ی تلاشی که در طریق عبادت و بندگی حضرت حق دارند.
ب) بینش عمیق نسبت به امام (عج)
یاران امام مهدی (عج) ، امام خود را می شناسند و به او اعتقاد دارند. امام سجاد (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:
«... القائلین بإمامته » ؛ « آنان به امامت امام مهدی (عج) اعتقاد راسخ دارند. »
این معرفت شناخت شناسنامه ای و دانستن نام و نشان ایشان ، و دانستن اسم پدر و مادر و محل تولد ایشان نیست؛ بلکه معرف به «حق ولایت» است. یعنی ، فهم این حقیقت که ایشان از من ، به من نزدیک تر و سزاوارترند.
نتیجه ی این بینش عمیق ، محبت و اطاعت است.
ج) بینش عمیق نسبت به انسان و هستی
یاران حضرت در اهداف بلند پایه و حرکت فراگیرشان ، آرمان های کم ارزش و اهداف کم مایه را دنبال نمی کنند. با تأمل در خوشتن و استعدادهای شگفت انگیزشان ، قدر و عظمت خو را می یابند و مسیر بودن دنیا و سالک بودن خویش را می فهمند. آنان با این نگاه به معبودی پیوند می خورند که از تمام کاستی ها و زشتی ها مبرا است و می تواند آنان را سرشار و ظرفیت هایشان را تکمیل کند.
عمق و ژرفای این نگاه آنان را از سیل امتحانات ، سرفرازانه بیرون می برد:
« إنّ أصحاب طالوت إبتلوا بالنّهر الّذی قال الله تعالی: « مبتلیکم بنهر » و إن إصحاب القائم یبتلون بمثل ذلک » ؛ « سپاهان طالوت ، با نهر آبی آزمایش شدند ، همان که خداوند در باره اش می فرماید: «خداوند شما را با نهر آبی می آزماید » ، و یاران امام مهدی (عج) نیز مثل آنان آزمایش می شوند. »
همچنین این اعتقاد و نگرش آنان را مشتاق شهادت و لقای الهی می کند: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که:
« ... و یمنون أن یقتلوا فی سبیل الله » ؛ « آرزو می کنند که در راه خدا به شهادت برسند. »
۲- عبادت و بندگی
یاران امام مهدی (علیه السلام) از پیشوای خود الگو گرفته و روزها و شب ها را با ذکر شیرین حق سپری می کنند. معرفت و ایمان در قلب هایشان ریشه دوانده و ایشان را به خضوع در برابر حق تعالی و تلاش در مسیر بندگی سوق می دهد.
الف) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آنان می فرمایند:
« مجدّون فی طاعه الله » ؛ « آنان در طریق عبودیت اهل جدیت و تلاشند. »
ب) امام علی (علیه السلام) ، عبادت و راز و نیاز یاوران امام مهدی (عج) را این گونه ترسیم می کنند:
« لهم فی اللّیل أصوات ، کأصوات الثّواکل حزناً من خشیة الله قوام باللّیل صوّام بالنّهار » ؛ «در دل شب ، از خشیت خداوند ، ناله هایی دارند مانند ناله ی مادران پسرمرده. »
ج) در روایتی دیگر آمده است:
« رجال لاینامون اللّیل لهم دویّ فی صلواتهم کدویّ النّحل یبیتون قیاماً علی أطرافهم و یسبّحون علی خیولهم » ؛ « مردان شب زنده داری که زمزمه ی نمازشان ، مانند نغمه ی زنبوران کندو به گوش می رسد. شب ها را با شب زنده داری سپری می کنند و برفراز اسب ها ، خدا را تسبیح می گویند. »
د) امام صادق (علیه السلام) همچنین در مورد آنان می فرمایند:
« قوّام باللّیل صوّام بالنّهار » ؛ « شب ها را با عبادت به صبح می رسانند و روزها را با روزه به پایان می برند. »
۳- محبت
دل های یاران امام مهدی (عج) ، سرشار از محبت ایشان است. این علاقه مندی تا بدان حد است که حتی زین اسب ایشان را مایه ی برکت می دانند و به آن تبرک می جویند. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
« یتمسّحون بسرج الإمام یطلبون بذلک البرکة » ؛ « به عنوان تبرک بر زین اسب امام دست می کشند. »
به جهت همین عشق آتشین ، آنان در آوردگاه رزم ، ایشان را مانند نگینی در بر می گیرند و جانشان را سپر بلایشان می کنند. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرمایند:
« یحفّون به و یقونه بأنفسهم فی الحرب و یکفونه ما یرید... » ؛ « در میدان رزم ، آنان او را در میان می گیرند و در جنگ ها با جان خود ، از ایشان محافظت می کنند... . »
چه بسیار است فاصله ی میان ما و یاران او ، چرا که ما از جان و حتی وقت خود ، برای ایشان سهمی قرار نداده ایم و چه اهداف و آرمان هایی از ایشان که به جهت سستی ما بر زمین مانده و چه دعوت هایی از ایشان که بی پاسخ مانه است؟!!!
۴- اطاعت
مقدم داشتن خواست حضرت ، برخواست خود از دیگر شاخصه های یاوران امام مهدی (عج) است. امام صادق (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:
« هم أطوع من الأمة لسیّدها » ؛ « اطاعت آنان از امام ، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است. »
آنان نیک می دانند که حق ، با امام است و امام با حق. آنان به بهانه ی نواندیشی از امام خود سبقت نمی گیرند و گرچه پشت سر ایشان در حرکتند ولی پای از دام ها بر می گیرند ، تا از ایشان فاصله نگیرند. آنان نه تنها مطیع اند ، بلکه برخلاف بسیاری که بهانه ی فقدان زمینه ، امکانات ، سختی راه و... را دارند ، از خدمت به ایشان و اهدافشان شانه خالی نمی کنند. در اطاعت ایشان ، اهل جدیت و تلاشند و برای بر زمین نماندن آرمان های ایشان ، خود را به آب و آتش می زنند و از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کنند:
« ... مُجدّون فی طاعته »
۵- شجاعت
اگر جهاد و مبارزه جهانی و فراگیر است ، پس یاران ایشان هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزم هایی پولادین داشته باشند؛ چرا که بدون آن ، قدم ها یارای حرکت نخواهد داشت. اهل بیت (علیهم السلام) شجاعت آنان را این گونه توصیف می کنند:
الف) امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
« کلّهم لیوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنبهم همبوا بإزالة الجبال لأزالوها من مواضعها » ؛ « همه شیرانی اند که از بیش ها خارج شده اند و اگر اراده کنند ، کوه ها را از جا بر می کنند. »
ب) امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند:
« جُعلت قلوبهم کزّبر الحدید » ؛ « دل هایشان چون پاره های آهن شده است. »
ج) امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
« إنّ الرّجل منهم یعطی قوة أربعین رجلاً و إنّ قلبه لأشدّ من زبر الحدید و لو مرّوا بجبال الحدید لقطّعوها » ؛ « به هر کدامشان نیروی چهل مرد داده شده است. اگر به کوه های آهن روی آورند ، آن ها را قطعه قطعه می کنند. »
د) امام باقر (علیه السلام) در مورد شجاعت و دلیری یاران امام مهدی (عج) می فرمایند: « القی الرّعب فی قلوب شیعتنا من عدوّنا ، فإذا وقع أمرنا و خرج مهدینا کان أحدهم أجری من اللّیث وأمضی من السّنان و یطأ عدوّنا بقدمته و یقتل بکفّیه » ؛ « امروز ترس و رعب دشمنان ما بر دل دوستان ما افکنده شده و چون امر ما واقع شود و مهدی ما خروج کند ، هر کدام از دوستان ما از شیر دلیرتر و از نیزه بران تر شوند و دشمنان را پایمال کنند و با دست و چنگ بکشند. »
۶- بردباری
در راه تحقق آرمان های جهانی امام مهدی (عج) مشکلات و مصائب فراوانی را به جان می خرند ولی از سر اخلاص و تواضع ، عمل خود را هیچ می پندارند و به جهت هجوم سختی ها و تحمل مشقت ها ،بر خداوندمنت نمی گذارند. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
« قوم ... لم یمنّوا علل اله بالصّبر و لم یستعظموا بذل أنفسهم فی الحق » ؛ « یاران مهدی (عج) کسانی اند که به جهت بردباری شان بر خداوند منت نمی گذارند و از این که نقد جان خوش را در کف اخلاص نهاده اند ، احساس بزرگی نمی کنند. »
چنین باید گفت كه روزگار غیبت ؛ دوران ظلمت و محرومیّت است بر تمام آنهائى كه امام (علیه السلام) از آنان غائب است و یا آنكه بهتر بگوئیم اینان از او مهجورند.
اگر نیكو بنگریم و تا حدّى بیندیشیم و عظمت نعمت حضور امام (علیه السلام) را تا حدّى بیابیم ؛ خواهیم فهمید كه دوران غیبت چه دوران رنجبار و طاقت فرسائیست و حضرت امام رضا (علیه السلام) از آن دوران و مؤمنان در آن زمان چنین یاد مى فرمایند : « و كم من مؤمن متأسّف حیران حزین عند فقد الماء المعین » ، چه بسیار مؤمن دل سوخته اى كه در فقدان آب گوارا در حیرت و حزن به سر مى برد.
آن حضرت چه زیبا محرومیّت زمان مستورى را به تصویر مى كشد كه مؤمنان چون تشنگانى كه از جرعه اى آب گوارا منع مى شوند در پنجه حرمان بسر خواهند برد ، آن آبى كه براى همگان است و ضروریترین مادّه حیات ، و به راستى امام زمان ارواحنا فداه چنین است و دوران غیبت نیز چنان.
پس چه خواهد كرد پروانه در غیبت شمع و چه سازد آن پر سوخته در فراق شعله عشق ، و چگونه صحبتِ گل را به فراموشى سپارد و بلبل چگونه شور سر دهد و آن گمشده تاریك سراى غیبت راه از كه جوید و در كدامین منزل آرام گیرد.
آنانكه در محضر نور نشسته اند حال و هواى تاریكى را مى دانند و آنها كه لذّت حضور را چشیده اند طعم تلخ هجران را درك مى كنند.
غیبت امام زمان (عج) دورى از تمام خوبیهاست ، و در پرده بودن تمام روشنائیهاست.
آرى ; شب سرد غیبت هنگامه به چاه افتادنهاست ، شب سرد غیبت گاه لرزیدنها و ترسیدنهاست ، شب سرد غیبت بحبوحه گریستنها و نالیدنهاست ، و شب سرد غیبت وقت بى خوابى و بى آسایشى است ، شب سرد غیبت زمان رنجورى پروانه هاست ، پروانه گانى كه در جستجوى نورند نه چون خفّاشان كور ...
شب سرد غیبت را نمى توان معنى كرد مگر در پگاه ظهور ، آنگاه كه به تماشاى سپیده دم مى نشینیم ، خواهیم گفت كه دیشب چه بود و چگونه گذشت.
عصر غیبت عصر محرومیّت از چشمه گواراى ولایت است و روزگار غیبت دوران پرده نشینى یار و محجوبى جمال و كمال اوست ، و باید گفت كه روزگار غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هنگامه دورى از چشمه سار معرفتش و زلال هدایتش ، دوران مستورى او با تمام صفات زیبایش ، همان گونه كه خود در پرده غیبت نشسته است و مردمان محروم از دیدار اویند ، صفات حُسنایش نیز محجوبند ، و هر آنچه از تشعشع خُلق و خُوى او دیده مى شود از پس ابر سیاهى است كه بر چهره آفتاب افتاده و تابشى است از میان روزنه هاى پرده هجران و چه زیباست آن لحظه كه این پرده برافتد و « وَأَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِ رَبِّها » معنى شود.
در عصر غیبت همانگونه كه صورت زیباى امام (علیه السلام) مستور است ، سیرت والاى او نیز محجوب ، مگر شعاعى از آن مَجلاىِ انوار الهى كه از روزنه اى مى تابد ، و باید که به تماشای رافت بیکران او نشست.
اللهم عجل لولیک الفرج
امام حسن عسکری (ع) : « ان ابنی هو القائم من بعدی یجری فیه سنن الانبیاء بالتعمیر و الغیبه حتی تقسو قلوب لطول الامد و لا یثبت علی القول به الا من کتب الله عزوجل فی قلبه الایمان و ایده بروح منه ».
پس از من فرزندم قائم است و اوست که مانند پیامبران ، عمری دراز و غیبت خواهد داشت ، در غیبت طولانی او دلهایی تیره گردد ، فقط کسانی در اعتقاد به او پای برجا خواهند ماند که خداوند عزوجل دل آنان را به فروغ ایمان ثابت و آنان را با مدد خویش مؤید گرداند.
امام حسن عسکری (ع) : « . . . لا ن طاعه آخرنا کطاعه اولنا و المنکر لا خرنا کالمنکر لا ولنا اما ان لولدی غیبه یرتاب فیها الناس الا من عصمه الله عزوجل »
. . . فرمانبری از آخرین ما همچون فرمانبری از نخستین ماست و انکار آخرین ما بسان انکار نخستین ماست. هان که فرزند من غیبتی خواهد داشت که مردم در آن دچار تردید خواهند شد مگر آن کسی که خدای عزوجل حفظش کند ....
چرا حضرت ولی عصر (عج) را " قائم " مىنامند؟
یكى از القاب مشهور امام زمان (عج) ، قائم است ، كه به معناى ایستاده و برپا دارنده است ، اما چرا به حضرت این لقب را دادهاند ، دو نوع روایت داریم :
۱- به ایشان قائم مىگویند به خاطر این كه پس از فراموش شدن نامش قیام مىكند.
در روایت دیگرى امام جواد (ع) مىفرماید :
به ایشان قائم مىگویند ، زیرا او پس از این كه نامش به كلى متروك شد و اكثر كسانى كه امامتش را قائل بودهاند از عقیده خود برگشته و مرتد شدهاند ، به پا مىخیزد.
۲- در برخى از روایات هم لقب قائم را بعد از شهادت امام حسین (ع) بیان مىفرماید؛ زیرا ملائكه از خداوند پرسیدند كه چه كسى انتقام امام حسین (ع) را مىگیرد ، خداوند حضرت ولی عصر (عج) را به آنها نشان داد ، در حالى كه در حال ایستاده نماز مىخواند « بذلك القائم انتقم منهم » كه در این روایت لقب قائم ، قیام در نماز و قیام براى انتقام خون امام حسین (ع) لحاظ شده است.
بر اساس تعالیم اسلامى یكى از وظایف مهم هر مسلمان ، انتظار ظهور حضرت ولی عصر (عج) است؛ انتظار تحقق وعده الهى بر حاكمیت صالحان و تشكیل دولت اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. اما آیا هیچ مىدانید كه پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق (ع) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مىدهند.
« الا اخبركم بما لا یقبلالله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت : بلى. فقال : شهادة ان لا اله الا الله ، و ان محمدا عبده و رسوله و الاقرار بما امرالله ، و الولایة لنا ، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم ، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة ، و الانتظار للقائم - علیهالسلام - ثم قال : ان لنا دولة یجیىء الله بها اذا شاء. ثم قال : من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق ، و هو منتظر ، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه ، فجدوا وانتظروا ، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة.
آیا شما را خبر ندهم به آنچه كه خداى صاحب عزت و جلال ، هیچ عملى را كه جز به آن عمل ، از بندگان نمىپذیرد؟ گفتم : بله. فرمود : گواهى دادن به این كه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و این كه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده او است ، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده ، و ولایت ما ، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج) .
سپس امام فرمود : براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد ، آن را محقق مىسازد. آنگاه امام فرمود : هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم (عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید ، در حالى كه منتظر است ، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) ، بپا خیزد ، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است ، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید ، گوارا باد بر شما این پاداش ، اى گروه مشمول رحمت خداوند!
براى منتظران زمان غیبت همین پاداش بس كه نام آنها در زمره یاران حضرت ولی عصر (عج) ، و از جمله كسانى ثبت شود كه آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مىكنند.
كاش از لطف شبی یاد ز ما میكردی
یاد از عاشق افتاده ز پا میكردی
كاش بیمار فراقت كه ز پا افتاده
با نگاه ملكوتی تو دوا میكردی
كاش میآمدی با یك نظر ای نخل امید
گره از كار من زار تو وا میكردی
كاش یك شب تو برای فرجت مالك من
با دل سوخته خویش دعا میكردی
همچو باران به سر شیعه بلا میبارد
كاش میآمدی و دفع بلا میكردی
پرچم ظلم برافراشته شد در همه جا
كاش تو پرچمی از عدل بپا میكردی
كاش یك روز رضایی ز وفا
مهدی فاطمه از خود تو رضا میكردی
حضرت امام صادق (ع) :
نوروز روزی است که قائم ما ، حضرت مهدی (عج) ، ظهور خواهد کرد و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما اهل بیت به انتظار فرج نشسته ایم .
وسایل الشیعه - ج ۵ - ص ۲۸۸
| گل نو رسید و بویی ز بهار من نیامد |
| چه کنم نسیم گل را که ز یار من نیامد؟ |
| همه عمر تشنه بودم به امید آب حیوان |
| به جز آب شور دیده به کنار من نیامد |
| اگر ، ای حریف ، داری نظری به روی یاری |
| به بهار خویش خوش شو که بهار من نیامد... |
مسیح نسیم در کالبد تیره زمین دمیده و مریم ها سرود خوان و معطر از خاک رسته. قل قل چهار قل خواندن جویبار به ریشه های کهن سپیدار دخیل بسته و دستهای بلند کبوده به سمت آسمان آبی استجابت جوانه زده. بوی ریحان و پونه از کنار سجاده آبشار بلند شده و ذکر گاه و بیگاه پوپک در قلب جنگل غوغا به پا کرده. مضراب باد ساقه های ترد شقایق را نواخته و بازوان بید را به رقص آورده و تسبیح شاخه یِ گیلاس را پاره کرده ، عطر گلبرگ های لطیف با هوا آمیخته و ورد آرام شکوفه های جاری در آب و آسمان را کوه شنیده و با باران بارها و بارها خوانده : بهار آمده است. اما...
| صبا رسید در او بوی یار نیست چه سود؟ |
| نسیم سنبل آن گلعذار نیست چه سود؟ |
| هزار گونه گل اندر بهار گرچه شکفت |
| چو بوی از گل من در بهار نیست چه سود؟ |
| درون بوته مهرش دلم بسوخت ولی |
| متاع قلب مرا چون عیار نیست چه سود؟ |
خاک تیره را فروردین روشن می کند اما جان تیره را جز " دین " هیچ روشنی نیست . جان تیره را دین روشن می کند اما روزگار تیره را جز " امام مبین" هیچ روشنگری نیست. روزگار تیره را امام مبین روشن می کند اما تیره بختی هجران زدگانش را جز امید وصال هیچ پایانی نیست.
هامون ها به ید بیضای بهار شکافته شده اند و درختان سرد و ساکتشان شعله شکوفه به سر آورده اند اما آیا کسی از تاکستان های ازلی قلب ها نمی پرسد؟
سرزمین هایی در عمق جان انسانها که مستی ، پیاله پیاله از شاخسارشان آویخته بود و باغبانی روحانی با دستانی روشنتر از دستان موسی ریشه های بی گناهشان را در خاکی خدایی محکم و با معرفت و محبت آبیاری می کرد.
باغبانی که بهار جانهای انسانها بود. باغبانی که بهار جانهای انسانها هست.
باغبانی که صد نیل غفلت بین باغ های افسرده و او فاصله افتاده.
باغبانی که اژدهای گناه گیاهانش عصای معجزه اش را بلعیده.
باغبانی که درخت طورش در هجران و دوریش تمام سوخته.
باغبانی که از او تنها نام " گل نرگس" برای ما مانده.
باغبانی که با وجود تمام اینها بهاری است پاینده.
باغبانی که در دست او حقیقت حیات نهفته.
و در چشمش هرگز نگرانی باغش نخفته.
باغبانی که نوری است تابنده.
نوروزیست که در ازل دمیده ،
و تا ابد زمان را در نور دیده ....
ای بهار انسانها و ای شكوفایى دورانها
| خجسته عید من آندم که چهره بگشایی |
| هلال عید ز ابروی خویش بنمایی |
| رسید عید و بهار آمد و جهان خوش شد |
| ولی چه سود ز اینها مرا تو میبایی |
| اگر حدیث تو نبوَد چه حاصل از گوشم؟ |
| وگر تو رخ ننمایی چه سود بینایی؟ |
| به سوی روضه ی رضوان نظر نیندازم |
| اگر تو روضه به دیدار خود نیارایی |
| در آرزوی تو از جان نماند جز نفسی |
| چه شد که یک نفس ای جان من نمی آیی؟ |
| دمی بیا که به روی تو جان برافشانم |
| که نیست بی تو مرا طاقت شکیبایی |
| لطافت همه خوبان ز حسن تو اثری است |
| زهی لطافت خوبی و حسن و زیبایی |
| برای دیدن حسن تو دیده می باید |
| وگرنه در همه اشیا به حسن پیدایی |
شاید امسال آخرین سالی باشد که زمین بهاری می شود و زمان نمی شود.
هفت سین خدا!
سفره هفت سینی را به رسم سنت هر ساله در حال چیدن بودیم.
اوّلین چیزی را که با گفتن بسم الله در سفره می گذاشتیم همیشه قرآن خانوادگی مان بود که در انتها آن تاریخ و زمان ولادت خود و کودکان مان درج گردیده است.
همان طور که همسرم در پی چیدن هفت سین بود ، قرآن را از میان سفره برداشتم و نیّت کردم و آن را گشودم ، سوره « یاسین » آمد. به به چه مناسبتی !!! اوّلین سین قرآنی خویش را در سفره دلم چیدم : « سلام قولا من رب رحیم » ( ۵۰ ، یس )
سلام ، اصل اسلام و راه سلامت زیستن انسان که توسط خالق و گوینده قرآن وضع گردیده است.
و در ادامه این نفس گیری از زلال قرآن سوره صافات را قرائت کردم تا هفت سین را درون سفره دلی که در آغاز سال پهن نموده ام کامل گردانم ، « سلام علی نوح فی العالمین » ( ۷۹ ، صافات )
سلام بر انسانی که آن را به دلیل نیکوکاری اش مستحق گردید و او از عباد و بندگان مومن به رب العالمین است.
« سلام علی ابراهیم » ( ۱۰۹ ، صافات ) و « سلام علی موسی و هارون » ( ۱۲۰ ، صافات )
تمامی این بزرگواران تاریخ بشری به دلیل این که محسن و نیکوکار و مؤمن بودند به سلامی از خدایشان اجر و جایزه گرفتند. نه فقط آنها که تمامی مرسلین و نیکوکاران و مومنین مورد توجه مستقیم و بی واسطه خداوند بزرگ قرار گرفتند چرا که این سلام « قولا من رب رحیم » است.
پنجمین سین سفره قرآنی را در دلم قرار دادم و آن « سلام علی المرسلین » ( ۱۸۱ ، صافات )
دل ، بی تابی می کرد و از درون خویش بلند ندا می داد و از « یاسین » مدد خواست تا ششمین سین قرآنی را بیابد و در بالاترین نقطه سفره دل آن را جای دهد جایی که همتای خود قرآن باشد و آن همان سلامی است که از آدم تا امروز بر تمامی عاشقان الهی توشه و توان ادامه راه داده است.
توبه آدم ، نقش عرشه کشتی نوح ، زمزمه ی ابراهیم و اسماعیل در بنای کعبه ، ملجأ مادر موسی در کنار رود نیل و تسبیح مریم در توّلد مسیح در این سین و سلام قرآن نهفته است.
« سلام علی آل یاسین » ( ۱۳۰ ، صافات ) ، سلام بر محمّد (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) و ائمه اطهار از ذریه ی حسین (صلوة الله و سلامه علیهم).
از سیری که در کلام الله داشتم شش سین قرآنی در سفره دل گذاشتم و دل هیجان زده ی یافتن هفتمین سین بود. لذت توجه خالق بزرگ بر مخلوق و محبوب خویش چنان روحم را مجذوب نمود که شیفته در خودی خود داد می زدم :
آیا من کوچک هم می توانم مورد توّجه خداوند بزرگی قرار گیرم که بزرگی اش وصف ناشدنی است.
آیا من و آیندگان نیز می توانیم مورد سلام و توّجه مستقیم رب رحیم واقع گردیم.
قرآن را دوباره گشودم و به دنبال هفتمین سین نیت زدم و چنین یافتم :
« سلام هی حتی مطلع الفجر » ( ۵ ، قدر ) و امیدوارتر از پیش لبخندی به روی تمامی خوبی های خلقت خالق زدم چرا که دانستم این سلام تا « مطلع فجر » و نهایت دنیا ادامه دارد.
با چشمی گریان دستانم را به آسمان بالا بردم و خدای مهربان را به قرآن قسم دادم و گفتم :
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
تا من هم از محسنین گردم و بشنوم قول الهی را که می فرماید :
انا کذلک نجزی المحسنین و انه من عبادنا المومنین
« منبع : تبیان »
خدایا تو می دانی ، من امام تو و امام خودم را دوست دارم.
خدایا تو آگاهی که زبانم کوتاه از برون آن نام بلند است.
اما چه بگویم که این دل تمنای آن یار همیشه حاضر را دارد و فرمان تو نیز امر به خواندن و بودن همیشگی با اوست.
پس چگونه او را بخوانم؟
یاری ام کن ای خیرالناصرین و ای مجیب الدعوات
عالم بزرگوار سید جلیل ، علی بن طاووس ، در کشف الحجة به فرزندش اینگونه سفارش می کند :
فرزندم ، در هر روز دوشنبه و پنج شنبه ، حاجات خود را خدمت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرضه کن. ابتدا آن حضرت را با این زیارت بخوان :
سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ الشّامِلُ الْعاَّمُّ وَصَلَواتُهُ الدّاَّئِمَةُ وَبَرَكاتُهُ الْقاَّئِمَةُ التّاَّمَّةُ عَلى حُجَّةِ اللّهِ وَوَلِیِّهِ فى اَرْضِهِ وَبِلادِهِ وَخَلیفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَعِبادِهِ وَسُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ صاحِبِ الزَّمانِ وَمُظْهِرِ الاْ یمانِ وَمُلَقِّنِ اَحْكامِ الْقُرْآنِ وَمُطَهِّرِ الاْرْضِ وَناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ وَالْعَرْضِ وَالْحُجِّةِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَابْنِ الاْئِمَّةِ الطّاهِرینَ الْوَصِىِّ بْنِ الاْوْصِیاَّءِ الْمَرْضِیّینَ الْهادِى الْمَعْصُومِ ابْنِ الاْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ الْمُسْتَضْعَفینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا مُذِلَّ الْكافِرینَ الْمُتَكَبِّرینَ الظّالِمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ الاْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومینَ وَالاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلایَةِ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلاً وَفِعْلاً وَاَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَسَهَّلَ مَخْرَجَكَ وَقَرَّبَ زَمانَكَ وَكَثَّرَ اَنْصارَكَ وَاَعْوانَكَ وَاَنْجَزَ لَكَ ما وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقاَّئِلینَ وَنُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ حاجَتى كَذاوَكَذا
(و بجاى كَذا وَ كَذا حاجات خود را ذكر كند).
سلام خدا بطور كامل و تمام و همه جانبه و عمومى و درودهاى ممتد و پیوسته و بركتهاى پابرجا و تام و تمامش بر حجت خدا و ولى او در زمین و سایر كشورهایش و جانشین او بر خلق و بندگانش و نژاد پاك نبوت و باقیمانده عترت و (آن سرور) برگزیده یعنى حضرت صاحب الزمان و آشكاركننده ایمان و یاددهنده احكام قرآن و پاك كننده زمین و گسترنده عدالت در درازا و پهناى زمین و حجت قائم مهدى آن امام منتظر پسندیده و فرزند امامان پاكیزه و وصى فرزند اوصیاء پسندیده آن راهنماى معصوم فرزند امامان راهنماى معصوم ، سلام بر تو اى عزت بخش مردم مؤ منى كه ناتوان و خوارشان شمرند سلام بر تو اى خواركننده كافران سركش و ستمكار ، سلام بر تو اى مولاى من اى صاحب الزمان ، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند امیرمؤمنان ، سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا بانوى زنان جهانیان ، سلام بر تو اى فرزند پیشوایان و حجتهاى معصوم و پیشواى بر خلق همگى ، سلام بر تو اى سرور من ، سلام مخلصانه من به تو در ولایت و پیرویت گواهى دهم كه تویى آن پیشواى راه یافته چه در گفتار و چه در كردار و تویى آن بزرگوارى كه زمین را پر از عدل و داد كنى پس آنكه پر از ستم و بیدادگرى شده باشد. پس از خدا خواهم كه شتاب كند در فرج تو و راه آمدنت را هموار و زمان ظهورت را نزدیك و یار و یاورت را بسیار گرداند و آنچه به تو وعده فرموده درباره ات وفا كند ، زیرا كه او راستگوترین گویندگان است كه فرموده :
و ما خواستیم بر كسانى كه در زمین زبون شمرده مى شدند منت نهیم و ایشان را پیشوایانى كنیم و وارثانشان گردانیم.
اى سرور من ، اى صاحب الزمان ، اى فرزند رسول خدا حاجتم این و این است.
آری خواندن و خواستن از آن امام شریف با پاکی ظاهر و باطن میسر می شود.
يكى از اعمالى كه سيد بن طاووس ، رحمة الله عليه ، به آن بسيار اهميت مىداد ، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است چون يكى از تكاليف زمان غيبت ، صدقه دادن براى حفظ وجود مبارك امام زمان ، ارواحنا فداه ، است.
به طور كلى صدقه آثارى دارد يكى اينكه صدقه نمايشگر صداقت ايمان مؤمن است كه با انجام آن نشان مىدهد تا چه حد در وادى ايمان و خداپرستى صادق است و از اين طريق نيازمنديهاى مؤمنان رفع مىگردد و رفاه عمومى به وجود مىآيد و همچنين صدقه يكى از عوامل سازندگى انسان نيز هست ، چنانكه قرآن مىفرمايد: خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَكِيهِم بها. اى رسول ما ! تو از مؤمنان صدقات را دريافت كن تا بدان صدقات نفس آنها را پاك و پاكيزه سازى.
مؤمن صدقه را بايد يا براى فايده و غرضى كه در نظر دارد بدهد و يا براى حفظ نفس خود و يا محبوب و عزيزى كه بسيار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان (عج) ، كه اصلاح بسيارى از امور دينى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و اين مطلب به دليل عقل و نقل ثابت است كه هيچ شخصى عزيزتر و گراميتر نيست و نبايد باشد از وجود مقدس امام زمان ، ارواحنا فداه ، بلكه حضرتش بايد محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنين اعتقادى نداشته باشيم در ايمان و معرفتمان نسبتبه آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد. لذا سيد ، رحمة الله عليه ، به فرزند خود سفارش مىفرمايد كه: ابتدا كن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اينكه براى خود و عزيزانت صدقه بدهى.
بايد توجه داشت كه آن حضرت هيچ احتياجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود يك نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است ، و اين عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق كنندگان آن مىرسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام ، عليه السلام ، باشد.
همچنين سيد بن طاووس ، رحمةاللهعليه ، در كتاب « امانالاخطار » در ضمن دعايى كه براى صدقه دادن در وقت سفر ذكر مىكند مىنويسد:
اَللهُمَ اِنَّ هَذِهِ لَكَ وَ مِنكَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدي ، عجلالله فرجه ، وَ صَلِّ عَلَيهِ بَينَ اَسفارِهِ و حَركاتِه و سَكَناتِه فِى ساعاتِ لََيلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا يَعنِيهِ اَمرَهُ وَ مَالا يَعنيهِ وَ مَا يُضمِنه و ما يُخلِفُه.
خدايا ! اين (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقهاى براى سلامتى مولايمان محمد ، عجلاللهتعالىفرجهالشريف ، مىباشد و بر او درود بفرست آن هنگام كه در سفر است و در تمام حركتها و استراحتهايش ، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقهاى است براى هرچه كه متعلق به اوست.
يكى از علماى اهل معنا مىفرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر ، وقتى كه صدقه براى وجود مقدس امام زمان (عج) ، مىدهيد ، دعای فوق را بخوانيد.