
امام باقر عليه السلام می فرمايد:
«يا ابا حَمزة ! لا يَقومُ القائمُ الاّ عَلي خَوفٍ و زِلزالٍ و فِتنةٍ و بَلاءٍ يُصيبُ النّاسَ ، و طاعُونٍ قَبلَ ذلکَ و سَيفٍ قاطعٍ بَينَ العرَب ، واختلافٍ شديدٍ بينَ النّاسِ و تَشتيتٍ و تشتّتٍ في دينهم و تَغَيُّرٍ مِن حالِهم ، حَتّي يَتَمنّ المُتَمنّي المَوتَ صباحاً و مَساءً مِن عِظمِ ما يَري مِن کأبِ النّاسِ وَ اَکلِ بَعضهم بَعضاً و خُروجُهُ اذا خرجَ ، عندَ اليَأسِ والقُنوط . فيا طوبي لِمَن اَدرَکهُ و کانَ مِن اَنصارهِ والوَيلُ کلُّ الوَيلِ لِمَن خالَفَهُ اَمرَهُ و کانَ مِن اَعدائهِ »
«ای اباحمزه ! قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قيام نمیکند مگر پس از ترس شديد ، اضطرابها ، نگرانیها ، فتنهها و بلاهائی که بر مردم وارد شود . و پيش از آن فتنهها ، طاعون شايع شود و شمشير در ميان عربها حاکم گردد و اختلاف و پراکندگی در دين و دگرگونی در اوضاع پديد آيد. انسان به قدری شاهد گرفتاری مردم میشود که هر صبح و شام از خدا مرگ خويش را درخواست و آرزو میکند. پس از يک چنين يأس و نوميدی امام عصر ظاهر میشود . خوشا به حال کسی که او را درک کند و به ياری او برخيزد . وای به حال کسی که با او مخالفت کند ، اوامر او را نپذيرد و با او به دشمنی برخيزد »
علی بن عقبه از پدرش نقل کرده است که حضرت قائم (عج) بعد از ظهور به عدالت حکم میراند و در دوران وی جور و ستم از بين میرود، راهها امن میشوند، زمين برکاتش را بيرون میريزد، هر حقی به صاحبش باز میگردد، اهل همه اديان، مسلمان میشوند (و يا از آن پشتيبانی میکنند). آيا نشنيدهای که خداوند سبحان میفرمايد: و لَهُ اَسلَمَ مَن في السمواتِ والارض طَوعاً و کَرهاً و اليهِ يُرجَعُون .
« هر کس در آسمان و زمين است خواه و ناخواه مطيع فرمان خداست و همه به سوی او باز خواهند گشت »
المُنتَظِرَ لِاَمرِنا کَا المُتَشَحّطِ بِدَمِهِ في سَبيلِالله.
منتظر امر (و فرج) ما همانند کسی است که در راه خدا در خون خود غلتيده است.
اَينَ مُحيی مَعالِمِ الدّينِ وَ اَهلِهِ ، اَينَ قاصِمُ شَوکَةِ المُعتَدينَ
عبدالله بن عطا از امام صادق عليه السلام پرسيد: سيره و روش مهدی (عج) چگونه است؟ حضرت فرمود: وی همانند رسول خدا صلی الله عليه و آله عمل میکند، همه آنچه (از بدعتها و انحرافات) از قبل مانده ويران میکند، همچنان که پيامبر اکرم سنتهای جاهلی را ويران کرد.
امام زمان، مهدی (عج) ، حيات اسلام را تجديد خواهد کرد.
مَن ماتَ مِنکُم و هُوَ مُنتظِر لِهذا الاَمرِ کَمَن هُوَ مَعَ القائِمِ فی فُسطاطهِ.
هر يک از شما که در حال انتظار اين امر (فَرَج) از دنيا برود همانند کسی است که با قائم (عج) در چادر او باشد.
امام صادق عليه السلام
در وفای عشـق تو مشـهور خوبانم چو شـمع شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شـمع
روز و شب خوابم نمی آید بچشم غم پرسـت بسـکه در بیـماری هجر تو گـریانـم چو شــمع
کوه صبرم نرم شـد چون موم در دسـت غمت تـا در آب و آتـش عشـقت گـدازانم چو شــمع
همچو شـمعم یک نفس باقیسـت با دیدار تو چـهره بنما دلـربا تا جان بر افشـانم چو شـمع
امام باقر عليه السلام می فرمايد:
«من ماتَ و ليسَ له امامٌ فَميتتُهُ مَيتةٌ جاهليةٌ و مَن ماتَ و هُوَ عارفٌ لِامامهِ، لم يَضُرّه تقدّمَ هذا الأمرُ او تأخّرَ، و مُن ماتَ و هُوَ عارفٌ لِامامهِ کانَ کَمَن هُوَ معَ القائمِ فی فُسطاطهِ.»
هر کس بميرد و امامش را نشناسد مرگ او مرگ جاهلی است، و هر کس بميرد در حالی که امامش را میشناسد برای او آسيبی نمیرسد که امر ظهور زود باشد يا دير شود. کسی که با شناخت امام از دنيا برود همانند کسی است در چادر فرماندهی قائم عليه السلام باشد.
در آن نـفـس کـه بـمـیـرم در آرزوی تـو بـاشـــم بـدان امید دهـم جان که خاک کـوی تـو بـاشم
بـوقـت صـــبح قـیـامـت که ســر ز خـاک بـر آرم بـگـفـتـگـوی تـو خیـزم بـجســتـجـوی تـو باشـم
بــخـوابـگــاه عـدم گــر هـزار ســـال بـخـســبـم ز خـواب عـاقـبـت آگـه بـه بـوی مـوی تـو باشـم
حـدیث روضــه نـگـویــم گـل بـهـشـــت نـبـویــم جـمـال حـور نـجـویـم دوان به ســوی تـو باشـم
می بهشـت ننـوشـم ز دســت سـاقی رضـوان مرا به باده چه حاجت که مسـت روی تو باشم
فضيل میگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم که فرمود: آنگاه که قائم (عج) ما قيام میکند آزار و اذيتهايی که از سوی مردم نادان به او میرسد بيشتر از آزارهايی است که نادان جاهليت نسبت به رسول خدا صلی الله عليه و آله روا میداشتند.
از حضرت پرسيدم: چگونه؟! فرمود: پيامبر اكرم در حالی به پيامبری برگزيده شد که مردم سنگ و چوبهای تراشيده شده را پرستش می کردند، اما قائم ما در حالی قيام میکند که هر کس (مطابق رای و نظر خودش) کتاب خدا را تاويل میکند و (با تاويل و تفسير خود) عليه امام عليه السلام استدلال میکند.
امام صادق عليه السلام سپس فرمود: به خدا سوگند! (قائم) عدالت خود را همانند گرما و سرما در خانههای مردم جای میدهد و کسی را يارای گريز از عدالت وی نيست .
مَن ثَبَتَ عَلی مُوالاتِنا فِی غَيبةِ قائِمنا اَعطاهِ اللهُ عَز و جَل اَجرَ اَلفِ شَهيدٍ مِن شُهداءِ بَدر و اُحُد .
آن کس كه در زمان غيبت قائم (عج) ما بر ولايت و دوستی ما استوار بماند خداوند اجر هزار شهيد از شهدای بدر و احد را به او عطا خواهد کرد.
اَينَ المُعَدُّ لِقَطعِ دابِرِ الظَّلَمَة
اگر او بیاید :
جهان با فروغ جمال عالم آرايش منور گردد. راهها امن شود. ثروت به طور مساوى تقسيم گردد. همه گنجها را استخراج نمايد. جهان در آسايش و آرامش بى نظير قرار گيرد. همگان از حكومت حضرتش خشنود باشند. زمين بركاتش را خارج سازد. پرچم اسلام بر فراز گيتى به اهتزار در آيد. امت اسلامى مجد و عظمت فوق العادهاى پيدا كند. حكومتهاى جابرانه ريشه كن شوند. شرق و غرب جهان به تسخير آن حضرت در آيد. فرهنگ بشرى به والاترين حد خود برسد. جهان در ثروت و آبادانى غوطهور شود. انسانها از رشد عقلانى برخوردار شوند. همه بدعتهاى جاهلى ريشه كن شود. كينه توزى و دغلبازى رخت بر بندد. امتيازهاى طبقاتى از بين برود. روابط انسانها بر اساس صفا و وفا استوار گردد. نياز همگان برطرف شود و كسى حاضر به پذيرش زكات نباشد. همگان در دل خود احساس بى نيازى كنند. نشانى از شرك و كفر در روى زمين باقى نماند. همه گردنكشان در برابر آن حضرت تسليم شوند. قلب مؤمن از فولاد استوارتر شود. مردم آرزو كنند كه اى كاش نياكانشان زنده بودند و آن روز فرخنده را مىديدند. عدالت در همه جا گسترده شود، احدى مورد ستم قرار نگيرد. شيعيان در عصر ظهور از شير دليرتر و از شمشير برندهتر شوند. در روى زمين ويرانهاى نمىماند، جز اين كه آباد گردد.
امام باقر عليه السلام فرمودند:
« القائم منّا مَنصورٌ بالرّعبِ، مُؤيّدٌ بالنّصر تُطوی لهُ الأرضُ و تَظهَرُ لهُ الکَنوزُ، يَبلغُ سُلطانهُ المشرقَ و المغربَ، و يُظهِرُ به اللهُ دينهُ عَلی الدّينٍ کُلّهِ و لو کَرهَ المُشرکونَ، فَلا يَبقی فی الأرضِ خَرابٌ الاّ عَمّرَ، و يَنزلُ روحُ اللهِ عيسی بن مريم، فَيُصلّی خَلفهُ »
«قائم ما با رعب و وحشت در دل مردم تأييد شده، و با نصرت خداوندی تقويت شده، زمين در زير پاهايش طی میشود. گنجينههای زمين برای او آشکار میشود و سلطنتش به شرق و غرب جهان میرسد. خداوند دين خود را به دست او بر همه اديان پيروز میسازد، اگر چه مشرکان خوش ندارند. در روی زمين جای ويرانی نمیماند جز اين که آباد میکند. حضرت عيسی روح الله (عليه السلام) نازل میشود و پشت سر او نماز میخواند.»
محمّد بن مسلم پرسيد: قائم شما کی ظاهر میشود؟ فرمود: هنگامی که:
1- مردها خود را به زنان تشبيه کنند.
2- زنها خود را به مردان تشبيه کنند.
3- مردان به مردان و زنان به زنان بسنده کنند.
4- زنها سوار بر زينها شوند.
5- شهادت دروغ پذيرفته شود.
6- شهادت راست ردّ گردد.
7- خون سبک شمرده شود.
8- روابط نامشروع رواج پيدا کند.
9- رباخواری رائج گردد.
10- اشرار از ترس زبانشان احترام شوند.
11- سفيانی از شام خارج شود.
12- يمانی قيام کند.
13- سپاه سفيانی در سرزمين بيدا خسف شوند.
14- جوانی از آل محمّد (صلی الله عليه و آله و سلم) به نام «محمّد به حسن نفسی زکيّه» در ميان رکن و مقام کشته شود.
15- صيحه آسمانی شنيده شود که میگويد: حقّ با او (قائم عليه السلام) و شيعيان اوست.
در چنين موقعی قائم ما (ارواحنا فداه) خارج ميشود و پشت خود را به ديوار کعبه تکيه میدهد و سيصد و سيزده نفر در اطراف او جع میشوند. اوّلين چيزی که به زبان می آورد. اين آيه شريفه است: «بقيّة الله خيرٌ لکم ان کنتم مؤمنين.»
سپس می فرمايد: من تنها بازمانده از حجّتهاي پروردگار و خليفه خدا در ميان شما هستم. کسی نمی ماند، جز اين که به او سلام کرده میگويد:
« السلام عليک يا بقيّة الله فی ارضه »
هنگامی که ده هزار نفر برای ياری او گرد آمدند، ديگر روی زمين بتی نمیماند جز اين که طعمه حريق میشود. و اين روز پرشکوه پس از غيبت طولانی است تا معلوم شود که چه کسی به غيب ايمان میآورد و از خدا اطاعت میکند.
مهدی جان
در سیر آمد و رفت جمعه ها من خسته هنوز امیدوار چشم براهت ،
ترسم از این است که از عمرم مهلت جمعه دیگر نباشد .
مفضل بن عمر ميگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم که فرمود: بعد از آن که با اذن خداوند، امام زمان (عج) ظهور فرمود به منبر می رود و مردم را به سوی خود دعوت می کند، با اين پيمان که در ميان مردم به سيره رسول خدا صلی الله عليه و آْله رفتار کند و روش آن بزرگوار را پی گيرد. خداوند جبرئيل را به نزد حضرت میفرستد، جبرئيل در حطيم (که موضعی است در مسجدالحرام) به خدمت حضرت میرسد و می پرسد: به چه چيز دعوت میکنی؟ حضرت قائم پاسخ میدهد ( به همان سيره پيامبر صلی الله عليه و آله).
جبرئيل دست حضرت را میگيرد و با وی بيعت ميکند؛ به دنبال آن سيصد و چند مرد با حضرت بيعت خواهند کرد. بعد از اين بيعتها حضرت همچنان در مکه میماند تا تعداد يارانش به ده هزار نفر برسد و آنگاه به سوی مدينه حرکت ميکند.
لا تَذهبُ الدنيا حَتی يَقومَ رَجلٌ مِن وُلدِ الحُسينِ يَملَاُها عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً و جَوراً.
دنيا به پايان نخواهد رسيد تا اين که مردی از فرزندان حسين (عليه السلام) بپا خيزد و آن را پر از عدل کند همان طور که پر از ظلم و جور شده باشد.
اَللّهُم اِنّا نَشكُو اِلَيكَ فَقدَ نَبِيِّنا و غَيبَةَ اِمامِنا وَ قِلَّةَ عَدَدِنا و كَثرَةَ اَعدائِنا وَ تَظاهُرَ الاَعداءِ عَلَينا و وُقُوعَ الفِتَنِ بِنا، فَفَرِّج ذلِكَ. اللّهُمَّ بِعَدلٍ تُظهِرُهُ وَ اِمامِ حَقٍّ نَعرِفُهُ، اِلهَ الحَقِّ. آمينَ رَبَّ العالَمينَ.
خداى فريادرس من! به شكايت نزد تو آمدم امّا نمىدانم از كدامين درد بايدم ناليدن ، از فراق محبوب تو مصطفى(ص) يا غيبت آشكارترين حجّتت بر گستره هستى ، از كمى دوستان يكرنگ و يكدل يا بسيارى دشمنان هرزه ، از هجوم ناپاك مردمان يا برآمدن طوفانهاى بلا ، نمىدانم كدامين رنج ، دست نوازش تو را بر سرم مىكشاند . ليك كوير تفتيده جانم باران عدل تو را انتظار مىكشد ، تا كام خشكيدهاش سيراب گردد و دل آزردهام ظهور عزيزى را مىطلبد تا عمق زخمهايش التيام يابد .
به لطف و رحمتت دل بستهام
هر کسی با تو سر و کار نداشت بـهـره از عـالـم اســرار نداشـت
یوســف از مـهـر جـمـال تـو نـبـود ســـر بــازار خــریــدار نــداشــت

دعا کنید رسد آن زمان که یار بیاید خزان باغ جهـان را ز نو بهـار بیاید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میلاد یگانه منجی عالم بشریت ، حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عاشقان و منتظران آن حضرت مبارک باد.
جاءَ الحَق وَ زَهَقَ الباطِل ، اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقا
امید به فردایی که می آید و می آیی
چگونگی ولادت حضرت مهدی (عج) :
حکیمه دختر امام محمد تقی (ع) و عمه امام حسن عسگری (ع) روایت کرده که امام حسن عسگری (ع) روز چهاردهم شعبان مرا به خانه خود دعوت کرد و فرمود که افطار امشب را که شب نیمه شعبان است پیش ما باش ، خداوند در این شب به زودی حجت خود را ظاهر خواهد کرد و اوست حجت خدا در روی زمین .
حکیمه می گوید از امام پرسیدم مادر او کیست ؟ امام فرمود : نرگس (س) . سپس به امام گفتم که من در نرگس (س) اثر حمل نمی بینم . امام فرمود : امر چنین است که می گویم . حکیمه می گوید بعد از خواندن نماز و افطار کردن ، خوابیدم . در نصف شب بیدار شدم ، در حالی که نرگس (س) خواب بود و اثر ولادت نوزاد در او نبود . بعد از اتمام تعقیب نماز خوابیدم ولی بعد از اندک زمانی با اضطراب بیدار شدم . سپس نرگس (س) هم بیدار شد و مشغول به نماز خواندن شد و بعد از ادای فریضه نماز خوابید . در آن حال به شک افتادم . امام حسن عسگری (ع) از اتاق خود فرمود : عمه جان تعجیل مکن که امر ولادت نزدیک شد .
حکیمه می گوید که سوره سجده و یس را می خواندم که نرگس (س) با اضطراب بیدار شد . از او سوال کردم که آیا اثر ولادت در خود مشاهده می کنی و او جواب داد : بله
حکیمه می گوید در آن زمان من و نرگس (س) به خواب رفتیم . به سبب حرکت آن مولود از خواب بیدار شدم و دیدم که به تمام اعضای هفت گانه در حال سجده است . سپس او را برداشتم و بغل کردم . او از تمام آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود . سپس امام حسن عسگری (ع) به من فرمود که ای عمه ، پسر مرا نزد من بیاور و من این کار را انجام دادم . سپس امام دست های خود را به زیر رانها و پشت مولود گذاشت و پاهایش را به سینه خود چسبانید و زبان خود را به دهان وی گذاشت و دست خود را به چشم و گوش و اعضای او کشید . فرمود : ای پسر من ، سخن بگو . سپس آن مولود گفت :
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً رسول الله
بعد از آن صلوات بر امیر المومنین (ع) و سایر ائمه تا امام حسن عسگری (ع) فرستاد . سپس او را به پیش مادرش بردم .
حکیمه می گوید که در روز هفتم ولادت هم به خانه امام حسن عسگری (ع) رفتم . به خدمت امام رسیدم . امام فرمود : پسر مرا به نزد من بیاور . مولود را به امام دادم . سپس حضرت امام حسن عسگری (ع) زبان خود را به دهان او داد ، گویا که او را شیر یا عسل می دهد . سپس امام فرمود : ای پسر من ، سخن بگو . مولود گفت : اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر پیامبر و ائمه تا پدر بزرگوارش فرستاد و این آیه را تلاوت کرد :
بسم الله الرحمن الرحیم
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین . و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون ( سوره قصص ، آیه 5و6)
مهدی جان ، ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ، ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ، ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت ، صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت.
بر چــهـره دلـربـای مـهـدی صــلـوات بر قـامت دلـربـای مهـدی صـلوات
تا پرده ز رخ گرفت ، قدسی نفسان خوانند به رونمـای مهدی صـلوات
ای نســیـم ســحر آرامـگــه یـار کـجـاســت؟ مـنزل آن مـه عاشـق کش عیار کـجاسـت؟
هر ســر مـوی مـرا با تـو هـزاران کــار اسـت مـا کجـائـیـم و ملامتـگر بی کـار کـجاسـت؟
ساقی و مطرب و می جمله مهیاسـت ولی عیش بی یار مهـیا نشـود ، یـار کجـاسـت؟
لحظه ظهور که فرا رسد ، آرام بخش قـلبهـا از پـس پرده غـیـبت رخ می نمـاید و امر او یک شـب اصـلاح می شود . صبح فردا بندگان خدا خواهند دید که دستی بر سر آنها کشیده می شود و به برکت این نوازش مهدوی دریافت و فهم آن افزوده شده و نور ایمان بر قلبهایشان می تابد . هر یک قدرت چهل مرد را می یابند و اندیشه ها و عقل های پراکنده به یک سو کشیده خواهد شد و بشر تنها به یک افق می نگرد ، افق روشن ظهور . آن هنگام که دست ولایت بر سرها کشیده می شود اخلاق مردم نیز کامل می گردد و فرهنگ عشق و عدالت و صداقت جامعه را آراسته می کند . آن روز آرامش و سخاوت جایگزین ترس و بخل خواهد شد و به فرمان خداوند مردمان شایسته بر زمین حکومت کرده و سفره هستی را پر از عدل و داد خواهند نمود و زمین را از فسادگران و ستمکاران باز خواهند ستاند . در عصر طلایی ظهور ، زهر افشانی و حمله های ددمنشانه معنا ندارد . آری بشر نیز آن روز رام و آرام خواهد شد .
برای دیدن چنین روزی و نفس کشیدن در چنان فضایی و برای ظهور همه خوبیها ، نیکیها و زیبائیها لحظه ها را می شماریم و با انجام واجبات و ترک محرمات به انتظار او می نشینیم .
باشد که چشمان ما به دیدار روی چون ماهش ، مهتابی شود .