
شیخ صدوق در کتاب « کمال الدین » از مظفر علوی ، او با چند واسطه از عبد الله بن سنان روایت کرده ، او گفته که : امام صادق (ع) فرمود : به زودی شبهه ای به شما می رسد و در اثنای آن شبهه امامی نمی یابید که هدایت کند. از آن شبهه نجات نمی یابد مگر کسی که به ادعای غریق دعا بکند. عرض کردم : دعای غریق چگونه است؟ فرمود که : می گویی :
« یا الله یا رحمن یا رحیم یا مُقلّب القُلوب ثبّت قلبی علی دینک »
یعنی : ای پروردگار من و ای رحم کننده و ای آنکه دلها را می گرداند! دل مرا در دین خود ثابت گردان.
اَينَ صاحِبُ يَومِ الفَتحِ وَ ناشِرُ رايَةِ الهُدی ، اَينَ مُؤَلِّفُ شَملِ الصَّلاحِ وَ الرِّضا
آری کجاست آن که به درد دل ما گوش کند و مرهمی بر زخم های کهنه فراق ما بگذارد؟
کجایی آقا جون تا حال و روز ما گمشده های روزگار بی رحم رو ببینی. ما که می دونیم در این چند روزه کجایی. می دونیم که هر سال این موقع ها میشه حداقل عطر شما رو تو صحرای عرفات استشمام کرد.
خوش به حال اونهایی که الان تو صحرای عرفات هستند و با شما دارند درد دل می کنند.
آقا جون ما که لیاقت نداریم اونجا بیائیم ولی شما مهربونی... آقا جون شفاعت ما رو هم بکن و مرهمی بر دل های خسته ما بگذار. می دونیم که ما یار خوبی نیستیم ولی شما از ما بگذر و ما رو ببخش. خدایا یعنی میشه ما هم یه روزی آقامون رو ببینیم و در رکاب ایشان باشیم... یعنی ما لیاقت اون رو داریم...
شیخ صدوق در کتاب « کمال الدین » از پدرش ، او با چند واسطه از مفضل بن عمر ، او از امام صادق (ع) روایت کرده که : آن حضرت فرمود : نزدیکتر بودن بندگان به خدای تعالی و خوشنودتر بودن او از ایشان در وقتی است که حجت خدا را نایاب نمایند و او برای آنها ظاهر نشود و مکان وی را هم ندانند ، با وجود این بدانند که حجت خدا باطل و مضمحل نشده. لهذا هر صبح و شام منتظر فرج باشند.
همچنین شدیدترین غضب خدا بر دشمنانش در وقتی است که حجت خدا را نایاب نمایند و او برای آنها ظاهر نشود. آنها در این حال در خصوص حجت خدا شک می کنند و شک هم باعث ازدیاد غضب الهی نسبت به آنها می شود.
خداوند دانسته است که دوستانش در خصوص آن حضرت در حال غیبت شک نمی کنند و اگر می دانست که در این باب از ایشان هم مانند دشمنان شک واقع می شود ، حجت خود را یک لحظه هم غایب نمی گردانید. پس این فتنه واقع نمی شود مگر برای اشرار.
ديشب به ياد روى تو خون می گريســتم از من مپرس بی تو كه چون می گريسـتم
اى كاش تا كه بودى و می ديدى از غمت هر دم چسـان ز سـوز درون می گريســتم
تـا صـبح در فـراق تـو اى يـار مهـربـان فرياد می كشــيـدم و خون می گريســتـم
هرشـب ز هجر ماه رخت ، نـاله سـر كنم سـيلاب خون ز چشـم ، روان تا سـحر كنم
در جســتـجوى گـوهر وصـل تـو تـا بـه كى اين دل به موج اشـك غـمت غوطـه ور كنم
روى زمين ز سـيل سـر شـكم پر آب شـد خاكى نمانـد تـا كه ز هـجرت به ســر كـنم
جانم به لب رسيد و در اين حسـرتم هنوز كـايـد دمى كـه ســيـر بـه رويـت نـظر كـنـم
شـرمنـده از گـنـاه به راهت نشـسـتـه ام كـو قـدرتى كـه از ســر كـويـت گـذر كـنـم
گر جان و دل ز آتش هجر تو سوخت ، من حاشــا هـواى وصـل تـو از سـر بـدر كـنـم
شیخ صدوق در کتاب « کمال الدین » از ابن ولید ، او با چند واسطه از جابر ، او از حضرت صادق (ع) روایت نموده که : آن حضرت فرمود : بر خلایق زمانی می آید که امام ایشان از ایشان پنهان می شود و گوارا باد کسانی را که در آن زمان در سر دین ثابت قدم می باشند.
کمترین ثوابی که به ایشان داده می شود این است که خدای تعالی ایشان را ندا می کند که : ای بندگان من! شما امین سّر من شدید و پنهان شده مرا یعنی حجت غایب مرا تصدیق نمودید. پس مژده ای به شما می دهم.
شما غلامان و کنیزان حقیقی من هستید. طاعت را از شما قبول می کنم و از سر تقصیر شما می گذرم و شما را می آمرزم و به سبب شما بندگان خود را از باران سیراب می کنم و بلاها را از ایشان دفع می نمایم که اگر شما نمی بودید عذاب خود را بر ایشان نازل می گردانیدم.
- گفتم : چقدر احساس تنهايی میكنم... گفتی : من كه نزديكم...
- گفتم : تو هميشـه نزديكی ؛ من دورم... كاش میشـد بهت نزديك شـم... گـفتی: هر صـبح و عصـر ،
پروردگارت رو پيش خودت ، با خوف و تضرع ، و با صدای آهسته ياد كن.
- گفتم : اين هم توفيق میخواهد! گفتی: دوست نداريد خدا ببخشدتون؟
- گـفتم : معلومه كه دوســت دارم منو ببخشی. گـفتی : پس از خدا بـخواهيد ببخشــدتون و بـعد تـوبه
كنيد.
- گفتم : با اين همه گـناه... آخه چيكـار میتونم بكنم؟ گـفتی: مگـه نمیدونيد خداســت كه تـوبه رو از
بندههاش قبول میكنه؟!
- گفتم : ديگه روی توبه ندارم... گفتی : ولی خدا عزيزه و دانا ، او آمرزنده گناه و پذيرنده توبه است.
- گفتم : با اين همه گناه ، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتی : خدا همه گناهها رو میبخشه.
- گفتم : يعنی بازم بيام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی : به جز خدا كيه كه گناهان رو ببخشه؟
- گفتم : نمیدونم چرا هميشه در مقابل اين كلامت كم ميارم! آتيشم میزنه ؛ ذوبم میكنه ؛ عاشق
میشم!... توبه میكنم. گفتی : خدا هم توبهكنندهها و هم اونايی كه پاك هستند رو دوست داره.
- ناخواسته گفتم : الهی و ربی من لی غيرك. گفتی : خدا برای بندهاش كافی نيست؟
- گفتم : در برابر اين هـمه مهربونيت چيكار میتونم بكنم؟ گـفتی : ای مؤمنين! خدا رو زياد ياد كـنيد و
صبح و شــب تســبيحش كـنيد. او كـسی هسـت كه خودش و فرشــتههـایش بر شـــما درود و رحــمت
میفرستند تا شما رو از تاريكیها به سوی روشنايی بيرون بيارند. خدا نسبت به مؤمنين مهربونه.
اَينَ وَجهُ اللهِ الَّذی اِلَيهِ يَتَوَجَّهُ الاَولِياءُ ، اَينَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَينَ الاَرضِ وَ السَّماءِ

رشــته ای بر گــردنم افکــنـده دوســت
می کشد هر جا که خاطر خواه اوست
رشــته بر گـردن نه از بی مهری اسـت
رشته عشق است و بر گردن نکوسـت
زائـــری بــارانی ام آقـــا بـه دادم می رســی؟
بی پناهم خسته ام تنها به دادم می رسی؟
گـر چـه آهـو نیســتـم ، اما پر از دلـتـنــگی ام
ضامن چشــمان آهو ها بـه دادم می رسـی؟
من دخیل التماسـم را به چشــمت بسـته ام
هشــتمیـن دردانـه زهــرا به دادم می رسی؟
میلاد پر برکت امام رئوف ، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) بر فرزند عزیزشان حضرت ولی عصر (عج) و
شیعیان و منتظران آن حضرت مبارک باد.