
بی تو هر روز كه بر خلق خدا می گذرد
اشك بايد بنگارد كه چه ها می گذرد
هـزار جـهد بـکردم که ســر عشــق بپوشــم
نبــود بـر ســر آتـش میـســـرم که نجوشـــم
به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شـمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشــم
در تقویم انتظار ، همه فصل ها از عطر بهارى مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متبرك است.
نوروز منتظران روزى است كه از شب ظهور آغاز مى شود.
انتظار ، فاصله اى است میان دو جمعه. جمعه ولادت و جمعه ظهور.
بهار ، همه طراوتش را مدیون یك گل است. گل زیباى نرگس.
اگر سختى زمستان غیبت نبود ، شوق آمدن بهار عدالت معنا نداشت.
خانه تكانى ، رسم قدیمى همه منتظران بهار است. بهار مهدى (عج) از راه مى رسد ، خانه تكانى دل ها را فراموش نكنیم.
بهترین هدیه اى كه مى توان براى گلدان شكسته قلب منتظران خرید ، یك شاخه گل نرگس است.
جمعه ها كافى نیست ، هر روز سهمى را به امام زمان (عج) اختصاص بدهیم.
منتظران واقعى به اشك و آه و دعا اكتفا نمى كنند.
نوروزها مى آیند و مى روند ، حیف است اگر فقط با نقل و شكلات و شیرینى و دید و بازدید برگزارش كنیم.
كم لطفى مهمان است بر سر سفره بنشیند و صاحبخانه را نشناسد ، حتى اگر او را نبیند.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیشتر از آن به گردن شیعه حق دارند كه فقط نیمه هاى شعبان و جمعه ها به یادشان بیفتیم.
اگر خورشید از چشم ما پنهان مانده است ، تقصیر ابرها نیست ، چشمان ما باران نخورده است.
حتى اگر امام از چشم ما غایب باشد ، باز هم ما از چشم او غایب نیستیم.
اى كاش روزهاى «غفلت» ما از شب هاى «غیبت» او طولانى تر نبود.
مبادا فقط وقتى همه درها به رویمان بسته شد ، درب خانه امام زمان (عج) را بزنیم.
مكه با همه صفایى كه دارد ، بى گل روى مهدى (عج) بی صفا است.
هر دستى در آرزوى بوسیدن حجرالاسود است ، حجرالاسود در آرزوى بوسیدن دست مهدى (عج) است.
منتظرتر از امام زمان (عج) سراغ داریم؟ ۱۱۶۹ سال در انتظار!
دلنشین ترین اشعار در دیوان انتظار ، سروده دل سپرده ترین شاعران است ، آنها كه دل به حضرت مهدى (عج) سپرده اند.
نماز هیچ مأمومى بى امام اقامه نمى شود ، ما چند ركعت را به امام خویش اقتدا كرده ایم؟
دیر و زودش مصلحت است ، امّا هیچ عریضه اى بى جواب نمى ماند.
مهدی جان ،
عبد تـو ام کـه فـخر به جبـریل می کنـم
در آمـدن بــه بـزم تــو تـعجیل می کنــم
ای آنکه نـام توســت محـول به حـال ما
من سـال خود به نام تو تحویل می کنم
فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ هجری شمسی ، بر تمام عاشقان و منتظران حضرت ولی عصر (عج)
مبارک باد. با امید و آرزوی تعجیل در فرج آن یگانه منجی جهان.
اللهم عجل لوليک الفرج و العافية و النصر و جعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
نهم ربیع الاول ، سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
بر عاشقان و منتظرانش مبارک باد.
نهم ربیع الاول ، نه تنها نخستین روز امامت امام زمان (عج) است ، بلكه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول كه یادمان آغاز امامت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است ، در چند سطر كوتاه به رخ دادهایی كه پس از شهادت امام حسن عسكری (علیه السلام) در سامرا روی داد ، اشاره می كنیم.
روز جمعه ، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق ، امام حسن عسكری (ع) پس از این كه نماز صبح را خواندند ، بر اثر زهری كه هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود ، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد كه امام یازدهم افزون بر این كه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده كرده بود ، شب پیش از شهادت شان ، دور از چشم مأموران خلیفه ، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری كردند. به گفته مورخان ، در روز شهادت امام ، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.
عثمان بن سعید عمری ، به نمایندگی از حجت بن الحسن (عج) متصدی غسل و كفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق ، خود امام زمان (عج) با كنار زدن عمویش جعفر كه قصد نمازگزاردن داشت ، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.
حكومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) مبنی بر این كه مهدی فرزند امام حسن عسکری (ع) است ، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند ، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل كرده بود. پس از شهادت امام كم كم خبر فرزندی به نام مهدی (عج) پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی (عج) به نتیجه نرسید.
عثمان بن سعید ، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر (عج) توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود كه شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی (عج) بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناك غیبت آشنا شده ، بتوانند تا آن زمان كه به اشتباه خود پی میبرند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه میشوند ، همچنان دیندار بمانند. در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص ، امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنانكه خواهیم دید ، همه آنها معروف و سرشناس بودهاند. آنان احكام دین را از وجود اقدس امام زمان (عج) گرفته و در اختیار شیعیان میگذاشتند. سؤالات كتبی و شفاهی ایشان را به حضور امام زمان (عج) برده و سپس پاسخ را به شیعیان میرسانیدند و همچنین ، وجوه شرعی شیعیان را با وكالتی كه از امام داشتند ، میگرفتند و به حضرت تحویل میدادند یا با اجازه ایشان مصرف میكردند. آنان جمعی بودند كه امام حسن عسكری (ع) در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان (عج) معرفی كرد و بعد از خود ، ناظر املاك و متصدی كارهای خویش گردانید ، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.
اینها ، همه دارای عقل ، امانت ، وثاقت ، درایت ، فهم و عظمت بودند.
مسأله خلافت و امامت در اسلام ، تنها بر اساس لیاقت و شایستگی افراد بوده و سن و سال هیچ تأثیری نداشته است. پیامبر اکرم (ص) در سال سوم هجرت بعد از دعوت خویشان خود به اسلام ، علی (ع) را که نوجوانی پیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد و به قوم خود دستور داد که از او اطاعت کنند. هم چنین در واقعه مباهله با نصارای نجران ، آن حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را در حالی که کودک بودند به همراه خویش برد. شیخ مفید در اینباره مینویسد: پیامبر همراه حسنین در حالی که طفل بودند با نصارا مباهله کرد. بعد از آن ، این امر هیچ گاه سابقه نداشت. این وقایع و شواهد بسیار دیگر تاریخی ، دلایلی است که امامت حضرت ولی عصر (عج) را در سن کودکی تأیید میکند.
قرآن مجید در آیه 12 سوره مریم ، درباره نبوت حضرت عیسی میفرماید: « ای یحیی تو کتاب آسمانی را به قوت فراگیر ، و ما فرمان نبوت در کودکی به او دادیم ».
هم چنین خداوند در همان سوره با اشاره به سخن گفتن حضرت عیسی در گاهواره ، نبوت او را تأیید میکند.
فخر رازی در تفسیر خود درباره حکمی که خداوند به حضرت یحیی داد میگوید: « مراد حکم ، همان نبوت است؛ زیرا خداوند عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد و این بدان جهت است که خداوند ، حضرت یحیی و عیسی را در کودکی به رسالت مبعوث کرد ، بر خلاف حضرت موسی و محمّد که در بزرگ سالی مبعوث شدند؛ از این رو چه مانعی دارد که خداوند این دوران را بر عدهای کوتاه سازد و حضرت مهدی (عج) را در کودکی حکمت و امامت عنایت فرماید.
چه ضرورتی دارد که امام ، کودک باشد؟ این امر برای آن است که بدانیم امامت از سوی خداست؛ چرا که اگر امامان تنها در بزرگ سالی به مقامت امامت میرسیدند ممکن بود تصور شود مقامات و کمالات آنان ، اکتسابی است؛ اما با امامت کودک چنین گمانی برده نمیشود ، اگر طفلی به فضیلت امامت رسید ، بدون شک مییابیم که او از سوی خداوند متعال به چنین مقامی رسیده است.
از سوی دیگر ، این امر برای آن است که بدانیم مقام و منزلت ، بر اساس لیاقت است نه بزرگی سن ، چنان که در تاریخ زندگی پیامبر (ص) آوردهاند که ایشان فرماندهی سپاه خود را به اُسامه بن زید که جوانی 19 ساله بود واگذار کردند در حالی که عدهای از صحابه به برکناری او معتقد بودند ، پیامبر به دلیل لیاقت او ، به فرماندهیاش اصرار داشت.
امامت ، یعنی نایب شدن از پیامبر و پذیرش ریاست بر تمام اشیا و موجودات ، با شروطی پدید میآید که نمیتوان آنها را از راه رنج ، ریاضت ، عبادت و تحصیل در تمام عمر به دست آورد. پس تعیین امامت فقط با خداوند عزوجل است که هر که را خواست تربیت کند ، حکمت بیاموزد و قابل ریاست و امامت کند؛ البته در نزد خداوند ، انسان کوچک و بزرگ در این مسئله یکسان است.
نهم ربیع الاول ، سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر (عج) در حقیقت امتداد غدیر بلكه خود غدیری دیگر است.
باید در این چنین روزی با امام زمان (عج) بر اساس مفاد روایات و دعاها بویژه دعای عهد پیمانی دوباره بست معرفت ، محبت ، ولایت و اطاعت برخی از اصول این پیمان نسبت به حضرت صاحب الزمان (عج) است.
ولایت امام زمان (عج) به عنوان سرپرستی وحاكمیت وی بر افراد جامعه است و این ولایت ركن و اساس دین است همچنین كلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین میباشد.
معرفت ، محبت و ولایت امام علیه السلام ، زمینهساز عهد و پیمان با ایشان است ، چرا كه عشق و ولایت بدون مسوولیت پذیری هوسی بیش نیست. عهد ، التزام و نوعی تعهد پذیری در مقابل شخص یا كاری میباشد و باید خود را به وظایفی كه نسبت به امام زمان (عج) داریم ملتزم سازیم و با ایشان برای انجام آرمانهایش عهد ببندیم و كسانی میتوانند در عصر ظهور به این عهدها عمل كنند كه در عصر غیبت به پیمان خود با امام عصر (عج) عمل كرده باشند. عهد و اطاعت ، تجلی و نمود عشق و محبت است و زمینهسازی برای ظهور ایشان ، بسط عدالت و فرهنگ عدل پذیری در جامعه و نهادینه كردن آن است .