تبليغاتX
السلام علیک یا ابا صالح المهدی - عج

 

زيارت ناحيه مقدسه :

زيارت ناحيه مقدسه، يكى از زيارات مشهور امام حسين(ع) است. اين زيارت در روز عاشورا و غير آن خوانده مى شود و به اصطلاح، از زيارات مطلقه است. اين زيارات ، آموزه هايى از عشق ، معرفت ، سوز ، حماسه و توسل زائر به شمار مى رود كه در عين مرثيه بودنش مسؤليت آفرين و حركت ساز است. اين زيارت، از امام زمان(ع) صادر شده است و صحنه كربلا و حادثه بزرگ عاشورا را به زيباترين وجه در مقابل چشمان اشكبار و قلب داغدار شخص زائر مجسم مى نمايد و او را در متن واقعه عاشورا قرار مى دهد. و آنگاه كه سراسر وجود انسان را سرشار از عشق و معرفت كرد، جانش را با تولّى و تبرى مأنوس مى سازد و سلام بر حسين و يارانش ، و بيزارى از يزيد و يزيديان تاريخ را ورد قلب و زبانش مى نمايد.
اين زيارت با سلام بر پيامبران الهى و اولياى دين، ائمه اطهار(ع) آغاز مى شود سپس، با سلام بر امام حسين(ع) و ياران با وفايش ادامه مى يابد. پس از آن ، به شرح كامل اوصاف و كردار امام حسين(ع) پيش از قيام ، زمينه هاى قيام حضرت ، شرح شهادت و مصايب آن حضرت ، و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمينى و آسمانى مى پردازد. در پايان ، با توسل به ساحت قدس ائمه اطهار و دعا در پيشگاه خداوند متعال، پايان مى پذيرد.
اين زيارت مسلماً از سوى امام معصوم(ع) صادر گرديده ، و در كتب متقدمان و علماى شيعه از زمانهاى دور تاكنون ، ثبت و ضبط شده است. نخستين كسى كه از اين زيارت در كتاب خويش نام برده ، شيخ مفيد (م.413ق.) است كه آن را در كتاب مزار خويش جزء اعمال روز عاشورا ثبت كرده است. اكنون ، اين كتاب در دست نيست؛ ولى علامه مجلسى مى نويسد:
 قال الشيخ المفيد - قدس الله روحه - فى كتاب المزار ماهذا الفظه: زيارة أخرى فى يوم عاشورا برواية اخرى ، إذا أردت زيارته بها فى هذا اليوم فقف عليه (ع) و قل: السلام على صفوةاللَّه...  

پس از مفيد ، شاگردش سيدمرتضى علم الهدى (م.436 ق.)، از آن در كتاب مصباح الزائر خويش - يا المصباح - ياد كرد. اين كتاب هم ، اكنون موجود نيست و تنها نشانه اى كه از آن در دست داريم ، عبارات سيدبن طاووس در مصباح الزائر است ، كه مى نويسد:
زيارة ثانية بألفاظ شافية يزاربها الحسين - صلوات اللَّه عليه - زاربها المرتضى علم الهدى - رضوان الله عليه - قال: فإذا أردت الخروج فقل: أللّهمّ إليك توجهت.... ثم تدخل القبة الشريفة و تقف على القبر الشريف و قل: السلام على آدم صفوة الله...
علامه مجلسى هم در نقل اين زيارت ، به كتاب سيد مرتضى(ره) اشاره كرده است.
سومين كس ، ابن المشهدى (م. 595 ق.)، شاگرد شاذان بن جبريل قمى ، عبدالله بن جعفر دوريستى و ورام بن ابى فراس ، و استاد ابن نماحلّى و فخاربن معد حائرى است. ابن المشهدى درباره زيارت ناحيه در كتاب المزار الكبير ، مى نويسد:
 زيارة أخرى فى يوم عاشورا لأبى عبدالله الحسين ممّا خرج من الناحية إلى أحد الأبواب. قال: تقف عليه و تقول: السلام على آدم صفوةالله...
چهارمين عالم شيعه كه به نقل آن پرداخته ، سيدبن طاووس ، رضى الدين على بن موسى بن طاووس حسنى بغدادى (م.664 ق.) است كه اين زيارت را در مصباح الزائر نقل كرد و پس از اين دو كتاب بود كه زيارت ناحيه در كتابهاى حديثى و مزار متأخران نقل گرديد ، و ترجمه ها و شرحهاى متعدد بر آن نگاشته شد. دراين باره مى توان به كتابهاى ذيل اشاره كرد:
    1. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 98، ص 317 و تحفة الزائر، ص333، زيارت چهارم امام حسين(ع)؛
    2. محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج10، ص335؛
    3. شيخ ابراهيم بن محسن كاشانى، الصحيفة المهديه، ص203؛
    4. محدث قمى، نفس المهموم، ص233 و ترجمه كمره اى، ص104؛
    5. ميلانى، قادتنا كيف نعرفهم، ج6، ص115؛
    6. گروه نويسندگان (زير نظر آيت الله بروجردى)، جامع أحاديث الشيعه، ج15، ص405؛
    7. سيد محمود، دهسرخى،  رمزالمصيبة، ج3، ص10.
    پس ، اين زيارت ، سابقه اى هزار ساله دارد ، و در كتابها و گفتارهاى عالمان شيعه مشهور بوده است.
اين زيارت سند دارد؛ به طورى كه با اسناد محكم ، به شيخ مفيد، سيدمرتضى و ابن المشهدى مى رسد. احتمالاً با سند در كتاب مزار شيخ مفيد و مصباح سيدمرتضى روايت شده ، اما با فقدان اين دو كتاب ، و حذف اسناد زيارات در مزار ابن المشهدى - به دليل اختصار - سند اين زيارت هم مفقود شده است. خود ابن مشهدى در آغاز كتابش ، تصريح مى كند كه اين زيارات با سند متصل به من رسيده است. او مى نويسد:
فإنّى قد جمعت فى كتابى هذا من فنون الزيارات.... ممّا اتصلت به من ثقات الرواة إلى السادات.
اما ابن المشهدى براى اختصار كتابش و اطمينانى كه به صدور زيارات از معصوم داشت، آنها را حذف كرد. علامه مجلسى پس از نقل عبارت ابن مشهدى، مى نويسد:
 فظهر أنّ هذه الزيارة منقولة مروية.
در نسخه كتاب المزار - كه به شماره 462 در كتابخانه آيت الله مرعشى موجود است (ورق 146) - درباره اين زيارت چنين آمده است:
« و هى مروية بأسانيد مختلفة »
در مستدرك الوسائل نيز اين عبارت بدون واژه »مختلفه« آمده است. شيخ مفيد هم در كتاب مزار و در وصف اين زيارت ، چنين نگاشت:
زيارة أخرى فى يوم عاشوراء بدراية أخرى.
مسلّم است تا اين زيارت داراى سند عالى و استوار نباشد ، شيخ مفيد و سيدمرتضى آن را در كتابشان نمى آوردند ، و سيد مرتضى آن را بر زيارات ديگر - مانند زيارت عاشورا ، كه داراى سندى محكم و متعدد است - مقدم نمى داشت و نمى خواند.
پس ، زيارت ناحيه داراى سند صحيح و معتبر است ، كه از امام زمان(عج) صادر شده و از طريق يكى از نايبان خاص آن حضرت ، به راويان اخبار ، از آنان به شيخ مفيد ، سپس به ابن المشهدى و از او به سيدبن طاووس ، علامه مجلسى و ديگران رسيده است.

   السلام علی حجهَ المعبود و کلمهَ المحمود  | 

 

انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند ، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند : از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر ! امّا از نظر فرهنگی ، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند.

بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به اذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد ، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند!

 از وجود مبارك امام رضا (علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است كه فرمودند : « رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا؛ خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد » ، یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو كه خود را در محدوده امر ما منحصر كند و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام خودسازی کند. از طرف دیگر تلاش و كوشش انسان این باشد كه امور اهل بیت ، معارف اهل بیت ، آثار اهل بیت ، مكتب اهل بیت را احیاء كند ، یعنی به احیای دیگران بپردازد.

بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به ا ذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد ، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند ! آن گاه از صمیم قلب فریاد می زند:

الهی! وعجّل لنا ظهوره إنّهم یرونه بعیداً و نریه قریباً.

 

   السلام علی حجهَ المعبود و کلمهَ المحمود  | 

 

          مـا  منتـــظـريـم  از  ســفر  بـرگردی                        يـک  روز  شـبيه  رهگــذر  بـــرگــردی

          با  کاسـه  آب و  مجمری از  اسـپند                        مـا  آمده‌ايـــم  پشـــت  در  بــرگـردی

          وقتي سـر شب که رفتنت را ديـديم                        گفتيــم  نمی شـود  ســحر  بـرگردی

          مـا   منتـــظر   تـو ايم   آقـا   نـکنـــد                        يک  جمعه  غروب  بی خبـر  بـرگردی

          من  گوشه‌نشـين  کوچه  برگشـتم                         ای  کاش  که  از  همين گذر برگردی

          پـرواز  نمی‌کنيـــم  از  اينــجا  بـايـــد                        در  فصـل  نبـود  بـال و  پــر  بــرگردی

          وقتش نرسيده اسـت ای مرد ظـهور                        با  سـيصد  و  سـيزده  نفـر  بـرگردی

 

   السلام علی حجهَ المعبود و کلمهَ المحمود  |