
حلول ماه رمضان ، ماه مهمانی خدا بر همه منتظران و عاشقان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مبارک باد. ان شاء الله روزی این ماه عزیز را در کنار عزیز زهرا (س) جشن بگیریم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
واژه « رمضان » از ریشه « رَمَضَ » است ، به معناى بارانى كه اوّل پاییز مىبارد و هوا را از خاك و غبارهاى تابستان پاك مىكند و یا به معناى داغىِ سنگ از شدّت گرماى آفتاب.
امّا درباره این كه چرا این نام بر یكى از ماههاى سال ، گذاشته شده است.
زمخشرى (528 ق.) گوید : اگر پرسى چرا ماه رمضان را به این نام نامیدهاند گویم : روزه در ماه رمضان ، عبادتى دیرین است ، و گویا عربها این نام را به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگى و چشیدن سختى آن نهادهاند ، همچنان كه به آن « ناتق (رنجآور) » هم گفتهاند؛ چون سختى روزه ، آنان را به رنج و زحمت مىافكند.
و گفتهاند : چون نام ماهها را از زبان قدیم نقل كردهاند ، آنها را با زمانهایى كه در آنها قرار داشتند ، نامیدهاند و این ماه ، در روزهاى گرم و داغ بوده است.
شمارى از روایات ، این نامگذارى را به سبب نقشى دانستهاند كه ماه رمضان در پاكسازى آئینه جان از آلودگىهاى گناهان و پاكسازى روان از زنگار خطاها دارد. از پیامبر (ص) روایت است :
« إنّما سُمِّیَ رَمَضانُ ؛ لِأَ نَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ »؛ این ماه را رمضان نامیدهاند چون گناهان را مىزداید.
این وجه در نامگذارى ، از یك سو با ریشه لغوى « رمضان » و از سوى دیگر با بركات ، رهآوردها و آثار آن ، هماهنگ و متناسب است.
ان شاء الله همه ما با توجهات خاصه و با شناخت کامل این ماه عزیز ، بتوانیم از برکات و آثار آن استفاده برده و با پاکسازی جان و روان به استقبال ظهور حضرت ولی عصر (عج) برویم.
اللهم عجل لولیک الفرج.
ای آخرین توســل ســبز دعـای مـا
آیا نمی رسـد به حضـورت صـدای ما؟
شنبه، دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین
بی تو چه زود می گذرد هفته های ما
در این فراق تا که ببینی چه می کشــــیم
بگذار چشمهای خودت را به جای ما
موعـــود خـانواده کی از راه می رسـی
کی مستجاب می شود " آقا بیای ما " ؟
کی می شــود بیایی و از پشت ابرها
خورشـــید های تــازه بیـــاری برای مـا
آقــا اگـر نیــایی و بــالی نیــــاوری
از دســت میــرود ســفر کربـلای ما
...........................................................................................
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی :
حضرت ولی عصـر (عج) وجود مقدسی اسـت كه خداوند به دسـت بـا كفايت ايشـان جهان را پر از عدل و داد می نمايد. امام مهربانی كه تمام خيـرات و بـركات و نعمتـهايی كه خدای متـعال بـه بندگان خويش عطا می فرمايد ، به يمن ايشان است. حضرت امام موسی ابن جعفر (ع) درباره غيبت امام عصر (عج) و حال مومنان در آن دوره اندوه بار چنين می فرمايند :
« يغيب عن ابصار الناس شخصه ، و لا يغيب عن قلوب المومنين ذكره »
شخص او از ديدگان مردم غايب می گردد ، ولی يادش از دلهای مومنين نمی رود.
دوران ظهور آن امام مهربانی ،دوران صلح و صفا و امنيت و آسايش برای همه جهانيان است و مذهبی را كه خدا می پسندد در جهان حاكم خواهد نمود.
ما شيعيان بايد خاضعانه و خاشعانه برای ظهور آن حضرت دعا كنيم ، همواره به ياد ايشان باشيم و بدانيم كه آن حضرت ناظر بر رفتار و كردار ما هستند و از اعمال صالح ما خوشحال و از گناهانمان اندوهگين و آزرده خاطر می شوند. شايسته است كه همواره در جهت خشنود كردن آن حضرت بكوشيم. توسل مداوم به امام زمان (عج) و خواندن دعای عهد و زيارت ال يس سرمايه ای گرانبها است كه بايد آن را غنيمت شماريم.
امام عسكری (عليه السلام) خطاب به فرزند عزيز خود امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشريف) می فرمايد :
« و اعلم ان قلوب اهل الطاعه و الاخلاص نزع اليك مثل الطيرالی اوكارها »
و بـدان كه دلهای اهل طاعت و اخلاص بـه سـوی تـو پـر می كشــد ، آن گونه كه پرنـدگان بـه لانه های خود می روند.
« . . . ان الارض يرثها عبادى الصالحون »
اين زمين را ، بندگان صالح ، به ميراث مىبرند.
رهبر جامعه انسان ، هيچ كس نمىتواند باشد مگر « پيامبر » يا « امام » كه به طور مستقيم از سوى خدا و يا به امر حق و به دست پيامبر تعيين شده باشد.
حقيقت دين جز اين نيست و بلوغ انسانيت ، جز از اين راه ، مقدور نمىتواند باشد.
شيعه نيز با التزام و پايدارى بر اين اصل خدايى ، در هيچ لحظهاى از تاريخ ، هيچ « ظالم » و « روند ظالمانهاى » را تاييد و تصديق نكرده و بر سر اين كار ، « جان » خويش را ، در همواره همه جا ، بلا گردان « ايمان » خويش ساخته است ! . . .
در آن حديث مشهور هم كه سخن از قيام حجت بالغه به ميان مىآيد ، تمامت ضربت تاكيد بر سر « ستم ستيزى » است :
« يملا الله به الارض قسطا و عدلا ، كما ملئت ظلما و جورا »
خداوند اين زمين را به دست او از عدل و داد سرشار مىسازد ، همانطور كه از ظلم و جور سرريز شده باشد ! . . .
تو گويى كه آنچه ديو آتشخواره « ظلم » بر سر آدميان خاك مىآورد ، با هيچ داغ و زخم ديگرى برابرى نتواند كرد. اصلا ، همه دردهاى بشر كجا و اين آتش جانسوز خانمان بر باد ده ، كجا؟ ! . . .
و دواى اين همه درد : « عدالت » !
از نگاه « شيعه » ، عدالت اصل دين است :
نخستين پيشواى او در محراب ، به گناه عدالت ، به قتل مىرسد ! و آخرين پيشوايش ، براى اين كه به داد عدالت برسد قيام مىكند. و آخرين حلقه از مجموعه حلقه های مبارزات حق و باطل را ، كه از آغاز جهان بر پاى بوده است ، به سامان مىبرد.
همه حرف « انتظار » ، همين است :
سفرى دور و دراز ، براى رسيدن.
با چشمان « آينده » ، تكليف « حال » را روشن كردن.
در آستانه سقوط و ابتذال ، دست انسان را گرفتن ، و او را تا درگاه نگاه خدا ، بالا كشيدن و بر تحقق آرمان والاى همه انبيا و اوليا و مردان رزم آور راه حق ، نظر داشتن !
و در آخرين رزم پيروزمندانه ، حيثيت عادلانه خاك را از نگاهبلند « بقية الله » به نظاره برخاستن . . . و اين حرف كمى نيست !
آن كه « نظر » ندارد ، مثل كسى است كه تشنه نيست.
احساس انتظار ، مثل احساس تشنگى است.
آن كه احساس تشنگى ندارد ، آب هر چند فراوان ، زلال و گوارا هم كه باشد ، به چه دردش مىخورد؟ !
بى خيالى ، اين پا و آن پا كردن ، و مرد « فردا » نبودن ، « ضد انتظار » است !
انسان انتظار ، آماده فرداست.
احساسانتظار ، از همصحبتىهاى فردا ، سرشار شدن است.
از انديشه ترديد بيرون آمدن ، و در دل يقين ، در آمدن.
نشاط انتظار ، آدمى را از نااميدى و سستى باز مىگيرد .
با اين نگاههاى كوچك و پيش پا افتاده ، آدم در « روز مرگى » ها ، غرق مىشود.
براى خوب ديدن و خدايى نگريستن ، بايد به چشمان انتظار مسلح شد !
آنكه « نظر » ندارد ، به احساس انتظار ، نيز نمىتواند رسيد.
« انتظار » سفر دور و درازى است. سفر انتظار ، چشم آدم را باز مىكند. سفر انتظار انسان را « صاحب نظر » مىسازد . . .
تكان تازهاى در خاك و خلقت خاك !
تنه و بدنه خلقت ، « عدالت » است . . . و در اين ميانه ، « ستم » ، غبارى بيش نيست ، كه به راحتى مىشود آن را شست و پيكره اصلى ، پاكيزه و زيباى آفرينش را در برابر نگاه انتظار زندگى ، به ديدار نهاد ! . . .
اين شست و شو ، اصلا مشكل نيست :
« آب » كه دارد مىرود
« رود » كه دارد مىگذرد
فطرت پاك عادلانه « خاك » كه دارد تكان تازهاى مىخورد
همه به يارى ما خواهند شتافت !
تنها كافى است تكانى بخوريم. در جنبش شكوهمند ميلاد انتظار ، به « احساس » برسيم و صاحب نظرانه عمل كنيم . . .
انتظار يك رفع تكليف نيست. بلكه فهم تكليف است ، اداى تكليف است :
آنان كه منتظر عدالت فراگير و همگانى اند ، خويشتن بايد همواره در سوى تحقق آن ; انديشه كنند ، بنويسند و بكوشند و سهم سنجيده و دقيق خود را از اندازه وظيفهاى كه بر گردن دارند ادا كنند . . .
از بىنظران ، چه انتظارى؟ ! . . . نبض عدل ، كه خاك را به تكانى مواج و تند و تازه فرا مىخواند ، بى نظرانه نمىتواند بر گوشدل بنشيند. بى نظرى ، بى تفاوتى و بى خيالى از احساس انتظار ، به دور است. خويشاوندان خميازه و خواب را بگوييد كه با بيراهههاى خويش ، مزاحم راه « مردان انتظار » نشوند !
اين انتظار پاسخى است به تمامى هستى و همه فرشتگان در برابر همان سؤال گلايهآميز ، كه : « چرا بر كره خاك ، پاىكسانى بايد باز شود كه فساد كنند و خون بريزند؟ ! »
اين « انتظار » و پايانه معطر و مطهر خاك ، پاسخ آنان و همه افكارى هم هست كه از « گرد خويش فرا نرفته و تمامت استعداد و توان انتظار را نمىنگرند . . . »
احساس انتظار ، احساس طوفانى ، شورانگيز و با نشاط است و انتظارى ندارد ، مگر پيروزى !
« ای نامده » ... با نام تو پا ... پا شدم از جا
« ای آمده » ... دنيا به اميد تو به دنيا
من آن دفِ دف دف دفِ افتادهای از كف
من آن نی بی هم دم افتادهای از نا
من من منِ بی من شده در من شده مجنون
من من منِ در تن به تنِ تن شده تنها
از هر چه به غير از تو به شوق تو برائت
ای « صاحب » منظومه « ديوان تولا » !
ای بغض فروخفته صبح جبل النور !
ای صيحه خونين شبِ مسجد الاقصی !
ای شاخ نبات از تو قد افراشته در شعر
آغشته به « عِطر حرم سِتر » تو طوبی
حی حیِ علی المی كه تجلای جلوس است
قد قامت اين قوم به آن قامت زيبا
در زلزله چشم تو بالا شده پايين
از سلسله زلف تو پايين شده بالا
خم كردن ابروی تو باران شب و روز
وا كردن پلك تو تكان خوردن دريا
در خلوت خاموش تو آرامش آهو
دنبال خراميدان چشمان تو صحرا
ای چشم تو وا كرده گُل از چهره باران !
زلف تو گره خورده به معنای معما
از روز ازل آب به پای تو نشسته
تا روز ابد كوه به پای تو سرِ پا
شيرازه نام تو پر از شور مردف
قاف قلمی ، پشت سرت شعر مقفا
در زلف تو غوغای اناالحق نسيم است؟
يا ناله نی پشت سر پای چليپا؟
از زمزمه ذكر تو جاری شده زمزم
در بلبله نام تو بلوا شده بلوا
حقحق زدنِ حلقه رندان قلندر
هوهو زدن چلهنشينان مصلی
تلميحی از آن رايحه در رايحه پنهان
تصويری از آن آينه در آينه پيدا
هفتاد غزل خفته به يك گوشه چشمت
هفتاد « نعم » خفته به خاموشی يك « لا »
اندام تو محتاج به يك قد قرينه است
بايد كه بسازد الفی تازه الفبا
« طاووس » به گرد تو بگردد به گدايی
« سيمرغ » به پای تو بيفتد به تمنا
پروانه آتشكده مهر تو زرتشت
حيرتزده ناز تو حوران احورا
در نيل نگون گشت به فرمان تو فرعون
از طور گذر كرد به دستور تو موسی
ای روح لغتنامه « اسماء » ! كجايی؟
هر آيه قرآن شده هفتاد و دو معنا
ما گم شده « غيبت » خويشيم و تو غائب
برما چه نرفته است در اين محشر كبری !
روی تو چه دلها كه نياورده به غارت
ياد تو چه خواب از همهگان برده به يغما
وقتی به خيال سر كوی تو میافتم
خون گريه كنم يا بنشينم به تماشا؟
اين نامه پر از « سوتهدلی » آمده ، وا كن
در باغ گل سوختهای نامه ما را
در شور نوشتن به تو افتادهام از دست
در راه رسيدن به تو افتادهام از پا
جز خشت خرابات به بالين دلم نيست
آجر شده نان همگان ، آجرك الله !
در برخى از روايات آمده است كه وقتى حضرت مهدى (عج) ظهور كند مردم را به امر جديد و يا كتاب جديد دعوت خواهد كرد ، از جمله آن روايتها است روايتى از امام صادق (ع) كه در آن آمده است :
وقتى قائم (عج) ظهور كند به امر جديدى مردم را دعوت خواهند كرد ، همانطور كه پيامبر اكرم (ص) مردم را پس از بعثت به امر و آيين جديدى فرا مىخواندند.
در مقابل براساس اعتقاد همه مسلمانان دين اسلام آخرين دين الهى و كتاب قرآن آخرين كتاب وحى است كه به بشر نازل شده است و گذشته از اين در تعداد زيادى از روايات تصريح شده است ، امام زمان (عج) مردم را به اطاعت كامل از دين اسلام و احكام حياتبخش آن دعوت خواهد كرد.
در اين باره از رسول خدا (ص) نقل شده است كه :
قائم (عج) از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنيه او كنيه من و خوى و رفتار او همانند سيره و رفتار من است ، مردم را بر اطاعت از احكام دين من فرا مىخواند و آنها را به رعايت دستورات قرآن دعوت مىكند.
از دقت در مجموعه اين روايات بوضوح روشن مىشود كه هدف امام زمان (عج) ترويج و حاكميت بخشيدن به احكام اسلام و تجديد عظمت آن است ، وگرنه موضوع آوردن يا مطرح كردن آيين جديد به غير از اسلام به دلالت آيات صريح قرآن و روايات متواتر اهل بيت (عليهمالسلام) منتفى است.
امّا اينكه چرا از عملكرد آن حضرت به عنوان امر جديد ياد مىشود؟ علت آن است كه در طول تاريخ به ويژه در دوران غيبت مردم در اثر كوتاهى و غفلت يا جهل و نادانى بدعتهاى زيادى را در دين ايجاد مىكنند و به جهت منافع زودگذر دنيوى خود به خيال اينكه عدول از احكام الهى آنها را زودتر و يا راحتتر به آن اهداف مىرساند بسيارى از احكام قرآن و اسلام را ناديده مىگيرند يا آنها را به ميل خود تفسير و تأويل مىنمايند و درنتيجه اين كار اسلام واقعى به فراموشى سپرده مىشود ، لذا وقتى امام زمان (عج) ظهور مىكنند بدون توجه به ميل و خواست مردم احكام خداوند را به همان صورت كه صادر شده است به اجرا درمىآورند و بديهى است كه اين كار در نظر مردمى كه خيلى از اين احكام را به كنار نهاده بودند يا آنها را به گونهاى ديگر معنى مىكردند تازگى خواهد داشت و با اسلام مصطلح و رايج در بين آنها فرق خواهد كرد ، درنتيجه با خود خواهند گفت آن حضرت به اسلامى غير از آن اسلامى كه ما مىشناسيم دعوت مىكند.
بنابراين بايد گفت چون مردم در آن زمان خيلى از اركان مهم و اساسى اسلام را رها كرده و به ظواهر آن اكتفاء نمودهاند و به اصطلاح اسلام را در نماز و روزه و... خلاصه كردهاند با ديدن اينكه امام زمان (عج) در تمام زمينهها به لزوم رعايت احكام خاصى كه ريشههاى وابستگى به ديگران و تأثيرپذيرى از فرهنگ بيگانگان را قطع مىكند و هرگونه ظلم و ستم و امتياز طلبىهاى نادرست اجتماعى را از متوليان دروغين امور سلب مىكند و... پافشارى مىنمايند ، درحاليكه اين امور را آنها تاكنون به اسم قوانين اسلامى ايجاد و رواج داده بودند ، بديهى است كه با مشاهده چنين وضعى حتى برخى از متوليان مراكز مذهبى و فرهنگى نيز به مقابله با آن حضرت برخواهند خاست؛ چرا كه اولاً مضمون دعوت آن حضرت را به ضرر موقعيت خويش مىبينند و ثانياً آنها را مخالف با آنچه كه تا آنروز به اسم اسلام مىشناختند ارزيابى مىكنند.
امام صادق (ع) در روايتى به اين حقيقت اينگونه اشاره مىكنند : وقتى كه قائم (عج) قيام كنند مردم را به اسلام جديد (واقعى) دعوت خواهند كرد و آنها را بهسوى احكامى كه كهنه به نظر مىرسند و عموم مردم از آن دور افتادهاند هدايت خواهد نمود.
نكته ديگر آنكه اصولاً يكى از حكمتهاى اصلى ناميده شدن امام زمان (عج) به « مهدى » آن است كه آن حضرت مردم را به آنچه كه از دور شدهاند يعنى احكام واقعى اسلام هدايت خواهد كرد.
خیمه ات را بزن به روی دلم که دگر وقت روزگار تو اسـت
سال ۳۲۹ هجری قمری است. حالا ۶۹ سال از غیبت صغری گذشته و شاید زمان آن رسیده است که « محک تجربه آید به میان ». مولا علی (ع) می فرماید : « اگر کوهی مرا دوست بدارد ، در هم فرو می ریزد ». داستان محبت اهل بیت (ع) داستانی است ، حکایتی است ، حکایت تولا.
ای علی بن محمد السمری ، خداوند بزرگ در مصیبت درگذشت تو پاداش برادران دینی ات را افزون کند ، تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت ، بنابراین کارهایت را سامان ده و به پایان بر ، و کسی را به عنوان جانشین پس از خود تعیین مکن ، زیرا غیبت دوم (تام و کامل) آغاز شده است. بنابراین پس از این هیچ ظهوری مگر به اذن خداوند عزوجل نخواهد بود و این ظهور پس از گذشت زمان بسیار و پس از سنگدلی مردم و پس از آنکه زمین سرشار از ستم شود ، خواهد بود. در این زمان کسانی نزد شیعیان ما می آیند و ادعای مشاهده مرا می کنند. آگاه باش ، هر که پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ، ادعای دیدار و مشاهده مرا کند ، بسیار دروغگوست و افترا می بندد. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
حالا ، « شب و طوفان و بیم موج و گردابی چنین هایل ».
علامه مجلسی پس از نقل این توقیع ، گفته است : « شاید منظور ، کسانی باشد که ادعای مشاهده امام و نیابت از ایشان را می کنند و آنها همانند نایبان امام زمان (عج) ، اخباری از جانب ایشان به شیعیان می رسانند. این نکته ای است که برخی از علما برای تکذیب مشاهده امام زمان (عج) در دوران غیبت کبری به آن استناد می کنند و از نظر آنها هر کس ادعای نیابت یا تبلیغ از جانب امام زمان (عج) کند ، دروغگوست و تقریبا تمام علما در مورد ای مسئله اتفاق نظر دارند ».
نمی دانم در کجا خواندم ، حضرت مشغول توصیف دوره پیش از ظهور بودند که صدها نفر به امامت مدعی می شوند. راوی شروع کرد به گریه کردن و به حضرت عرضه داشت که برای مردم این دوره گریه می کنم. حضرت به روزنه ای اشاره کردند که آفتاب از آن به درون می تابید و فرمودند : « امر ما از این آفتاب روشن تر است ».
یک نفر از حضرت ولی عصر (عج) پرسید : من چه کنم؟ حضرت فرمودند : « کار امام زمان (عج) را بکن ». یعنی شما هر کاری خواستید انجام دهید ببینید اگر امام زمان (عج) آنجا بود ، چه می کرد.
تو را خوانده اند تا حسابم کنی مبادا که روزی جوابم کنی ...
طلوع میكند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافيای عرفانی
دوباره پلك دلم میپرد نشانه چيست؟
شنيدهام كه میآيد كسی به مهمانی
كسی كه سبزتر از هزار بار بهار
كسی شگفت كسی آن چنان كه میدانی ...
« قیصر امین پور »
مهدی جان !
سؤالی ساده دارم از حضورت
من آيــا زنـده ام وقـت ظـهورت؟
اگر که آمدی من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعـايم کن دوبـاره جان بگيـرم
بيــايـم در رکاب تـو بميــرم...
میلاد پر برکت یگانه منجی عالم بشریت ، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر تمام عاشقان و منتظرانش مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چه خوشست مـن بمیرم به ره ولای مهدی
ســر و جـان بـها ندارد که کنم فدای مهدی
همه نقد هستی خود بدهم به صاحب جان
کـه یکـی دقـیقه بیــنم رخ دلگشـــای مهدی
نه هوای کعبه دارم نه صــفا و مروه خـواهـم
که ندارد این مکانها به خــدا صــفای مهدی
چـه کـنم چـه چـاره سازم کـه دل رمـیده من
نـکـنـد هـوای دیـگـر به جـز از هــوای مهــدی
من دلشکسته هر دم به امید در نشسـتم
کـه مگـر عـیـان ببیـنم رخ دلـگشــــای مهدی
« السلام علی حجة المعبود و کلمة المحمود »
« سلام بر مهدی موعود (عج) ، حجت بالغه آفریدگار معبود و کلمه تامه پروردگار محمود »
در بغض دل شکسته سرگشتگی و زمستان ظلم و بهره کشی خورشیدی طلوع می کند. جغرافیای جان را طلوعی دوباره خواهد بخشید و جامه سیاه ستم از کردار آدمی برخواهد درید.
این شهسوار شیرین کار کیست که با بوسه ای بخت خفته مان را از خواب بیدار می کند. این بیکرانه کیست که نامش نوید آئینه هاست و بامدادش سلام ستاره ها.
یا رب چه غوغایی است در ختم انتظار تو ، که هر لحظه از زمان جمعه های بی قراری است و سه شنبه های چشم انتظاری.
ملائک مقربت با یاد مهدی صاحب الزمان (عج) کتاب خاطرات رسول گلها را ورق می زنند ، از فتح چاه های بدر تا بدر کامل سیمای امام عصر (عج).
می آید... می آید با هفت نشان از هفت پیامبر آسمانی ، می آید با انگشتر سلیمانی ، از نوح عمر طولانی ، از ابراهیم تولد پنهانی ، از موسی خوف و وحشت و نگرانی ، از عیسی رنج از مردم و خسته جانی ، از ایوب فرج ناگهانی ، از محمد (ص) قیام و انقلاب با تیغ مسلمانی. می آید بعد از خروج سفیانی با صیحه آسمانی ، با آیات درخشنده در شب ظلمانی ، می آید با نم نم چشم های بارانی.
ای موعود ، ای مولود و ای مسعود بی همتا نگاه کن چه غریبانه و چه چشم انتظار به خود بسته ایم لحظه های انتظار تو را. در هر نماز ، تو تکبیرة الاحرام سلام مایی ، ای با من و پنهان چو دل ، از دل سلامت می کنم ، تو کعبه ای ، هر جا روم قصد مقامت می کنم.
اللهم عجل لولیک الفرج
چگونگی ازدواج حضرت امام حسن عسگری (علیه السلام) و همسرش نرگس (سلام الله علیها) « پدر و مادر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » :
روزی امام علی النقی (ع) کافور ، غلام خویش را به دنبال بشر بن سلیمان نخاس که از اولاد ابو ایوب انصاری و از دوستان حضرت بوده است می فرستد . هنگامی که بشر بن سلیمان به خدمت حضرت می رسد ، حضرت به او می فرماید که باید برای خریدن کنیزی به بغداد برود . سپس حضرت دست نوشته ای با خط رومی می نویسد و آن را ممهور به مهر مخصوص خود می کند و به همراه دست نوشته 220 دینار به او (بشر بن سلیمان) می دهد . سپس حضرت به او می فرماید : به بغداد برو و در جایی که کنیزان را با کشتی می آورند منتظر باش تا فردی به نام عمر بن یزید نخاس کنیزان خود را جهت فروش معرفی کند . در بین کنیزان او ، دختری وجود دارد که از دست زدن دیگران به خود ابا دارد . بعد از اینکه دختر تمام خریداران را رد کرد ، به نزد عمر بن یزید برو و به او بگو که امرای رومی در وصف کمالات من برای من دست نوشته ای ، نوشته اند و آن دست نوشته را به دختر نشان بده و اگر او میل به دست نوشته پیدا کرد و راضی شد ، به عمر بن یزید بگو که تو در خریدن آن دختر وکیل هستی .
بشر بن سلیمان می گوید : هر چه امام علی النقی (ع) فرمود انجام دادم . وقتی آن دختر به دست نوشته حضرت نگاه کرد ، گریه شدیدی کرد و به عمر بن یزید گفت که باید او را به من بفروشد و سوگند خورد که اگر این کار را انجام ندهد خود را هلاک می کند .
سپس ، بعد از کلی بحث درباره قیمت ، او را به همان 220 دیناری که حضرت داده بودند خریداری کردم و او را به حجره خود بردم . در حالی که آن دختر دست نوشته امام را می بوسید و بر چشمانش می گذاشت از او پرسیدم چطور دست نوشته کسی را که نمی شناسی اینقدر دوست داری و می بوسی ؟
او پاسخ داد :
من ملیکا (ملیکه) دختر یشوعا ، پسر قیصر روم هستم و مادرم از اولاد حواریین است . نسبش به شمعون ، وصی حضرت عیسی (ع) می رسد . جدم (قیصر) قصد داشت که مرا با پسر برادرش تزویج نماید . من در آن زمان 13 ساله بودم . مجلس عروسی برپا شد و هزاران نفر در مراسم که در قصر پادشاهی قیصر روم برگزار می شد ، شرکت کردند . تختی از جواهرات عظیم ساخته شده بود و در کنار آن بتهای فراوانی قرار داشتند . قیصر پسر برادرش (داماد) را روی تخت نشانده بود . علمای نصارا در کنار وی ایستادند و کتاب انجیل را باز کردند . ناگهان بتها فرو ریختند و تخت شکسته شد و داماد بر زمین افتاد و غش کرد . دوباره بعد از چند ساعت مجلس را برپا کردند و داماد بر تخت نشست ولی بار دیگر این اتفاق تکرار شد و مجلس بر هم خورد .
شب بعد از آن اتفاق در عالم رؤیا دیدم که حضرت عیسی (ع) با جمعی از حواریین در قصر قیصر در جایی که تخت را گذاشته بودند منبری از نور برپا کرده اند . در آن حال حضرت محمد (ص) و وصی او و جمعی از اولاد وی داخل قصر شدند . سپس مسیح (ع) پیش رفت و با محمد (ص) معانقه کرد .
حضرت محمد (ص) فرمود : یا روح الله آمده ام به خواستگاری ملیکا دختر وصی تو شمعون ، برای پسرم و اشاره به امام حسن عسگری (ع) نمود . سپس مسیح (ع) به شمعون فرمود : ترا عزت و شرف رسید ، رحم خود را به رحم آل محمد (ص) وصل کن و شمعون گفت : این کار را کردم . سپس همگی به بالای منبر آمدند و حضرت محمد (ص) خطبه ای ادا کرد و مرا به پسرش عقد کرد .
وقتی از خواب بیدار شدم ، ترسیدم و حکایت رؤیا را برای هیچ کس نگفتم تا مبادا پدر یا برادرم مرا بکشند . این سر را مخفی نگه داشته بودم تا اینکه مهر امام حسن عسگری (ع) در سینه من جا گرفت و مرا از غذا و آب بازداشت . سپس مریض شدم و هیچ کدام از دکترها نتوانستند مرا معالجه کنند . روزی پدرم به من گفت : ای نور دیده من آیا خواهشی داری تا آن را ادا کنم . به پدرم گفتم : درهای فرج بر روی من بسته شده ، اگر اسرای مسلمین را از زندان آزاد کنی امید است که مسیح (ع) و مادرش مرا شفا دهند و پدرم هم این کار را انجام داد . بعد از این کار من زیرکی کردم و اندکی آب و غذا خوردم و اظهار صحت کردم ، پدرم خوشحال شد و این کار را ادامه می داد .
چهارده شب بعد از رؤیای قبلی ، در عالم رؤیا دیدم که سیده نساء فاطمه زهرا (س) با حضرت مریم (س) و هزاران نفر از حوریان بهشت به دیدار من آمدند . مریم (س) به من گفت ایشان سیده نساء ، مادر شوهرت هستند . من دامن ایشان را گرفتم و گریه می کردم و از نیامدن امام حسن عسگری (ع) برای ملاقاتم شکایت می کردم . ایشان فرمود : تو در مذهب نصارا هستی و این خواهر من مریم است که از طریقه مسیحی تبری می کند . اگر به رضای الهی ، رضای مسیح (ع) و مریم (س) و امام حسن عسگری (ع) میل داری شهادتین را بگو ، و من هم آن را گفتم . سپس مرا به سینه خود چسباند و گفت حالا منتظر زیارت امام حسن عسگری (ع) باش .
بعد از آن هر شب امام حسن عسگری (ع) به زیارتم می آید . در شبی از شبها امام حسن عسگری (ع) به من خبر داد که روزی پدرت با لشگرش عازم جنگ با مسلمین می شود . تو نیز تغییر چهره بده و به همراه چند کنیز همراه آنها برو . من نیز همین کار را کردم و لشگر مسلمین ما را به اسارت خود در آورد و کسی نمی داند که من دختر پادشاه روم هستم . در میان کاروان اسرا یک عارفی از من پرسید که نام تو چیست و اهل کجا هستی ؟ من هم پاسخ دادم نامم نرگس است و اهل روم هستم و او پرسید اگر اهل روم هستی چقدر خوب عربی صحبت می کنی و من پاسخ دادم که پدرم برایم معلم عربی گرفته بود .
بشر بن سلیمان می گوید بعد از اینکه نرگس (س) را به خدمت امام علی النقی (ع) بردم امام به او فرمود : می خواهم به تو هدیه ای بدهم ، 10 هزار دینار می خواهی یا به تو مژده ای بدهم . نرگس (س) گفت : مژده می خواهم . امام فرمود : از تو پسری متولد می شود که در زمانی که جهان پر از ظلم و جور می شود ، ظهور می کند و جهان را پر از عدل و قسط خواهد کرد .
اللهم عجل لولیک الفرج
چگونگی ولادت حضرت مهدی (عج) :
حکیمه دختر امام محمد تقی (ع) و عمه امام حسن عسگری (ع) روایت کرده که امام حسن عسگری (ع) روز چهاردهم شعبان مرا به خانه خود دعوت کرد و فرمود که افطار امشب را که شب نیمه شعبان است پیش ما باش ، خداوند در این شب به زودی حجت خود را ظاهر خواهد کرد و اوست حجت خدا در روی زمین .
حکیمه می گوید از امام پرسیدم مادر او کیست ؟ امام فرمود : نرگس (س) . سپس به امام گفتم که من در نرگس (س) اثر حمل نمی بینم . امام فرمود : امر چنین است که می گویم . حکیمه می گوید بعد از خواندن نماز و افطار کردن ، خوابیدم . در نصف شب بیدار شدم ، در حالی که نرگس (س) خواب بود و اثر ولادت نوزاد در او نبود . بعد از اتمام تعقیب نماز خوابیدم ولی بعد از اندک زمانی با اضطراب بیدار شدم . سپس نرگس (س) هم بیدار شد و مشغول به نماز خواندن شد و بعد از ادای فریضه نماز خوابید . در آن حال به شک افتادم . امام حسن عسگری (ع) از اتاق خود فرمود : عمه جان تعجیل مکن که امر ولادت نزدیک شد .
حکیمه می گوید که سوره سجده و یس را می خواندم که نرگس (س) با اضطراب بیدار شد . از او سوال کردم که آیا اثر ولادت در خود مشاهده می کنی و او جواب داد : بله
حکیمه می گوید در آن زمان من و نرگس (س) به خواب رفتیم . به سبب حرکت آن مولود از خواب بیدار شدم و دیدم که به تمام اعضای هفت گانه در حال سجده است . سپس او را برداشتم و بغل کردم . او از تمام آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود . سپس امام حسن عسگری (ع) به من فرمود که ای عمه ، پسر مرا نزد من بیاور و من این کار را انجام دادم . سپس امام دست های خود را به زیر رانها و پشت مولود گذاشت و پاهایش را به سینه خود چسبانید و زبان خود را به دهان وی گذاشت و دست خود را به چشم و گوش و اعضای او کشید . فرمود : ای پسر من ، سخن بگو . سپس آن مولود گفت :
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمداً رسول الله
بعد از آن صلوات بر امیر المومنین (ع) و سایر ائمه تا امام حسن عسگری (ع) فرستاد . سپس او را به پیش مادرش بردم .
حکیمه می گوید که در روز هفتم ولادت هم به خانه امام حسن عسگری (ع) رفتم . به خدمت امام رسیدم . امام فرمود : پسر مرا به نزد من بیاور . مولود را به امام دادم . سپس حضرت امام حسن عسگری (ع) زبان خود را به دهان او داد ، گویا که او را شیر یا عسل می دهد . سپس امام فرمود : ای پسر من ، سخن بگو . مولود گفت : اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر پیامبر و ائمه تا پدر بزرگوارش فرستاد و این آیه را تلاوت کرد :
بسم الله الرحمن الرحیم
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین . و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون ( سوره قصص ، آیه 5و6)
حضرت ولی عصر (عج) ، جامعهاش را بر چند پایه بنا میکند :
اول ، نابود کردن و قلع و قمع کردن ریشههای ظلم و طغیان؛ یعنی ، در جامعهای که در زمان حضرت ولی عصر - صلوات الله علیه - ساخته میشود ، باید ظلم و جور نباشد؛ نه این که فقط در ایران نباشد ، یا در جوامع مسلماننشین نباشد ، در همه دنیا نباشد. نه ظلم اقتصادی و نه ظلم سیاسی و نه ظلم فرهنگی و نه هیچ گونه ستمی در آن جامعه دیگر وجود نخواهد داشت. باید استثمار و اختلاف طبقاتی و تبعیض و نابرابری و زورگویی و گردن کلفتی و قلدری از عالم ریشه کن بشود.
خصوصیت دوم جامعه ایده آلی که امام زمان (عج) آن را میسازد ، بالا رفتن سطح اندیشه انسان است؛ هم اندیشه علمی انسان و هم اندیشه اسلامی انسان؛ یعنی ، در دوران حضرت ولی عصر (عج) شما باید نشانی از جهل و بی سوادی و فقر فکری و فرهنگی در عالم پیدا نکنید. آن جا مردم میتوانند دین را به درستی بشناسند و این همچنانی که همه میدانید ، یکی از هدفهای بزرگ پیامبران بود که امیرالمؤمنین (ع) این را در خطبه نهج البلاغه شریف بیان کرده است : « و یثیروا لهم دفائن العقول ».
در روایات ما وارد شده است که وقتی حضرت ولی عصر (عج) ظهور میکند ، زنی در خانه مینشیند و قرآن را باز میکند و از متن قرآن ، حقایق دین را استخراج میکند و میفهمد؛ یعنی چه؟ یعنی آنقدر سطح فرهنگ اسلامی و دینی بالا میرود که همه افراد انسان و همه افراد جامعه و زنانی که در میدان اجتماع هم بر فرض شرکت نمیکنند و در خانه مینشینند؛ آنها هم میتوانند فقیه باشند ، دین شناس باشند. میتوانند قرآن را باز کنند و خودشان حقایق دین را از قرآن بفهمند و شما ببینید که در جامعهای که همه مردان و زنان در سطوح مختلف ، قدرت فهم دین و استنباط از کتاب الهی را دارند ، این جامعه چقدر نورانی است و هیچ نقطهای از ظلمت در این جامعه دیگر نیست. این همه اختلاف رویه ، دیگر در آن جامعه معنایی ندارد.
خصوصیت سومی که جامعه امام زمان (عج) (جامعه مهدوی) دارا هست ، این است که در آن روز ، همه نیروهای طبیعت و همه نیروهای انسانی ، استخراج میشود. چیزی در بطن زمین نمیماند که بشر از آن استفاده نکند. این همه نیروهای معطل طبیعی ، این همه زمینهایی که میتواند انسان را تغذیه کند؛ این همه قوای کشف نشده (مانند نیروهایی که قرنها در تاریخ بود؛ مثلا نیروی اتم ، نیروی برق و الکتریسیته ، قرنها بر عمر جهان میگذشت و این نیروها در بطن طبیعت بود؛ اما بشر آنها را نمیشناخت ، بعد یک روزی به تدریج استخراج شد) همه نیروهای بی شماری که از این قبیل در بطن طبیعت هست ، در زمان امام زمان (عج) استخراج میشود.
جمله دیگر و خصوصیت دیگر این است که محور در دوران امام زمان (عج) ، محور « فضیلت و اخلاق » است. هر کس دارای فضیلت اخلاقی بیشتر است ، او مقدمتر و جلوتر است. حالا اگر به آیات و روایات مراجعه بکنید (که البته محققین و متتبعین مراجعهکردهاند) خصوصیات بیشتری را هم پیدا میکنید.
حالا همین چهار خصوصیت : « جامعهای که در آن نشانی از ظلم و طغیان و عدوان و ستم نیست »؛ « جامعهای که در آن اندیشه دینی و اندیشه علمی انسانها در سطح بالا است » ، « جامعهای که در آن همه برکات و همه نعم و همه نیکیها و زیباییهای عالم بروز میکند و در اختیار انسان قرار میگیرد » و بالاخره « جامعهای که در آن تقوا و فضیلت و گذشت و ایثار و برادری و مهربانی و یک رنگی اصل و محور است » ، یک چنین جامعهای را شما در نظر بگیرید. این همان جامعهای است که مهدی موعود ما و امام زمان ما و محبوب تاریخی دیرین ما - که هم اکنون در زیر همین آسمان و بر روی همین زمین زندگی میکند و در میان انسانها هست - به وجود خواهد آورد و تامین خواهد کرد.
تمام مشکل بشر این است که فکر میکند ظهور یکی از راههای نجاتش است !
و حال آن که ظهور « تنها راه نجات » است.
حکم بن عتبه میگوید : به خدمت امام باقر (ع) گفتم : شنیدهایم که مردی از شما ظهور میكند و عدالت را در میان این امّت پیاده خواهد کرد؟
حضرت فرمود :
« اِنّا نَرجُو ما یَرجُو النّاسُ ، و اِنّا نَرجو لَو لَم یَبقَ مِنَ الدّنیا الاّ یَومٌ واحِدٌ سَیَطُولُ ذلِکَ الیومُ حَتّی یَکونَ ما تَرجو هذهِ الاُمّةُ. و قَبلَ ذلکَ فِتنةٌ شَرّ فِتنةٍ ، یُمسی الرّجلُ مُؤمِناً و یُصبِحُ کافراً ، و یُصبحُ مؤمناً و یُمسی کافِراً ، فَمَن ادرکَ ذلکَ مِنکم فَلیَتّقِ اللهَ تعالی ولیَکُن مِن اَحلاسِ بَیته ».
« ما نیز چون دیگران انتظار آن روز را میکشیم و امیدوار هستیم که اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نباشد خداوند آن را به قدری طولانی سازد که آرزوی این امّت برآورده شود. ولی پیش از آن روز ، فتنهای هست که بسیار فتنه جانکاهی است. انسان شب با ایمان میخوابد و صبح بی ایمان برمیخیزد. صبح با ایمان از خانه بیرون میرود و شب بی ایمان بر میگردد. هر کس چنین روزی را درک کند ، از خدا تقوا بخواهد و مثل یکی از گلیمهای خانهاش باشد ».
فضائل شب نیمه شعبان :
شیخ حرّ عاملى (ره) از بزرگان اصحاب نقل مىكند كه امام صادق (ع) فرمود :
« شبى كه حضرت قائم (عج) در آن متولد شد ، هیچ نوزادى در آن شب متولد نمىشود مگر این كه مؤمن خواهد شد ، و اگر در سرزمین كفر متولد گردد ، خداوند او را به بركت حضرت مهدى (عج) به سوى ایمان منتقل مىسازد ».
در نیمه شعبان زیارت حضرت امام حسین (ع) و همچنین زیارت امام زمان (عج) مستحب است ، امام صادق (ع) فرمود :
« شب نیمه شعبان بهترین شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نیمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد ، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحید خوانده شود ».
غسل و شب زندهدارى و عبادت در این شب ، فضیلت بسیار دارد ، این شب در نزد خدا چنین مقامى دارد كه ولادت با سعادت امام زمان (عج) در سحرگاه این شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده است.
ضمناً روایاتى به ما رسیده است كه نیمه شعبان همان شب قدر و تقسیم ارزاق و عمرها است ، و در بعضى از این روایات آمده که شب نیمه شعبان ، شب امامان (ع) است و شب قدر ، شب رسول خدا (ص) است.
از جمله فضائل این شب این است که از شبهاى مخصوص زیارت امام حسین (ع) است كه صد هزار پیامبر (ص) آن حضرت را در این شب زیارت مىكنند.
از نمازهاى مستحبى كه در این شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صدبار سوره توحید خوانده مىشود.
نقل شده رسول اكرم (ص) فرمود : شب نیمه شعبان در خواب دیدم جبرئیل بر من نازل شد و فرمود : اى محمّد (ص) در چنین شبى خوابیدهاى؟ گفتم : این شب چه شبى است؟
فرمود : شب نیمه شعبان است برخیز. مرا بلند كرد و به بقیع برد ، و سپس جبرئیل فرمود: سرت را بلند كن زیرا در این شبها درهاى رحمت خدا در آسمان به روى بندگان باز است ، همچنین درِ رضوان ، درِ آمرزش ، درِ فضل ، درِ توبه ، درِ نعمت ، درِ جود و سخاوت ، درِ احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در این شب گنهكاران را آزاد مىكند ، پایان عمرها در این شب ، تعیین مىگردد ، رزقهاى یك سال در این شب تقسیم مىشود و حوادث یك سال در این شب معیّن مىگردد.
از اعمال این شب ، خواندن دعاى كمیل در سجده است روایت شده كه كمیل گوید دیدم حضرت على (ع) این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواندند.
در مورد زیارت امام حسین (ع) در این شب به خصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسین (ع) را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گردید و وسیله و راهگشایى براى رسیدن به فوز عظیم شد (خلاصه این كه عبادتش در این شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خویشتن را در برابر خدا خاضع نماید كه شایستگى آن را دارا مىباشد و نیز از خدا خواستههاى شرعیش را تقاضا كند.
در مکتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ میباشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است.
زیارات بسیاری از سوی معصومین (علیهم السلام) به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت میشوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز مینماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران میپردازیم. مثلاً زیارت جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام میباشد و سفارش بسیار شده كه در حرمهای مطهر ائمه اطهار (علیهم السلام) با این دعا ایشان را زیارت بنماییم و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی (ره) ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بیسواد نیست یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات ، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .
شایان ذكر است كه امام زمان (روحی له الفداء) نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر میبرند اما دلیل نمیشود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راههای ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است. البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه میخوانیم و چه میگوییم.
یكی از زیارات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با این الفاظ آغاز میشود :
" اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ... " كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .
در فرازی از این زیارت میخوانیم : " اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی " ؛ خدایا من باز تجدید میكنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.
در این فراز سه لفظ عهد ، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن میرسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم ، معانی آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.
عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.
بیعت: معنای لغوی بیعت ، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت میباشد.
سه گام برای بیعت با حضرت ولی عصر (عج) :
عهد : پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)
عقد : محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)
بیعت : پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبهی اخلاص و پیروی خالصانه)
هدیه به تمام عاشقان حضرت ولی عصر (عج) ، چند دل گویه و سخنرانی :
<< دلدادگی به حضرت ولی عصر (عج)
<< توصیف یاران حضرت ولی عصر (عج)
<< ارتباط با حضرت ولی عصر (عج)
جهت ذخیره ، بر روی فایل مورد نظر راست کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمائید.
منبع : تبیان
حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، در زبان اجداد بزرگوارش ، به صفت « قائم » موصوف شده است ، در حالى كه هیچ یك از نیاكان گرامىاش بدین صفت موصوف نشدهاند. جدش رسول خدا (ص) نیز بدین صفت موصوف نشده ، پدرش على مرتضى (ع) نیز بدین صفت موصوف نشده؛ امام حسین (ع) نیز چنین بودهاند.
آیا مقصود « قیام بالقسط » و دادگسترى جهانى است ، كه هدف از ارسال انبیا از آدم تا خاتم بوده است و قیام به حق و پیاده كردن حكومت حق در « قیام بالقسط » قرار دارد؟
آنچه كه یقین است ، آن است كه قیام حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، پایان مبارزه حق علیه باطل است.
مبارزهاى كه از آغاز پیدایش بشر شروع شده و پیامبران و اولیاى خدا در آن شركت كردهاند و گهگاه پیروزى نصیب حق مىشده ، لیكن دوامى نداشته و جاودانى نبوده است. ولى به وجود حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، این مبارزه پایان مىپذیرد و حق براى همیشه پیروز شده و جاویدان مىگردد و دیگر راهى براى حكومت باطل باقى نمىماند؛ بلكه باطلى در سراسر گیتى باقى نخواهد ماند تا بخواهد حكومت تشكیل دهد.
احتمال دیگرى كه وجود دارد ، آن است كه مقصود از « قیام » ، آمادگى حضرتش براى ظهور و تأسیس حكومت عدل جهانى باشد. چون این لباس تنها بر قامت رساى حضرتش آراسته گردیده و بس.
و چون هدف از قیام حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، جهانى است و گسترش عدل و ایمان در تمام جهان ، و تاریخ بشر ، چنین حكومتى را به خود ندیده ، حضرتش قائم به این حكومت است و پیدایش این حكومت و قوامش به وجود مقدس اوست. پس حضرتش قائم خواهد بود و شاید مقصود از قیام ، آمادگى شخصى حضرتش است كه زمینه قیام از نظر اجتماعى آماده شده ، حضرتش براى آن آمادگى همیشگى دارد و تأخیر و تعللى در كار نیست.
پاسخ به تحريفهای بريتانيكا در موضوع مهدويّت
غرب در طول قرون متمادی به اشکال و روشهای مختلفی به دشمنی و خصومت با موضوع مهدويّت و امام عصر (عج) پرداخته است. گاه اين دشمنیها در عرصه رسانهها بوده و گاه در لابهلای نوشتهها. دايرةالمعارفها مجموعههايی هستند كه مخاطب خود را در كوتاهترين مدّت با موضوعات بسياری آشنا میسازند و از همين رو محل مراجعه افرادی قرار میگيرند كه میخواهند به طور اجمالی با برخی از موضوعات آشنا شوند. بريتانيكا يكي از چندين دايرةالمعارفی است كه در اين سالها با قلم جمعی از نويسندگان منتشر شده است. در اين اثر ذيل دو مدخل به موضوع مهدويّت پرداخته شده كه در مقالی پيش رو به تحريفهاي آن پاسخ داده شده است.
دايرةالمعارف بريتانيكا در سال 1996 ميلادی به شكل لوح فشرده منتشر و در دسترس علاقهمندان آن قرار گرفت. دايرةالمعارف بريتانيكا علاوه بر داشتن مقالاتی در زمينه علوم تجربی ، دارای مقالاتی در زمينه علوم انسانی و علوم مذهبی نيز میباشد. تهيه كنندگان اين دايرةالمعارف در مورد معرفی امام زمان (عج) مقالاتی را ارائه دادهاند. بررسی اين مقالات نشان میدهد كه نويسندگان آنها اطلاع چندانی از موضوع مهدويّت در اسلام نداشتهاند و در بسياری از موارد ، اطلاعات غلط و تحريف شدهای درباره حضرت ولی عصر (عج) به استفاده كنندگان از اين دايرةالمعارف ارائه دادهاند؛ آنگونه كه هر چند انسان خوشبين باشد ، نمیتواند برخی از نادرستیها را در اين مقاله ناديده انگارد و جای اين پرسش باقی میماند كه چرا نويسندگان دايرةالمعارف ، در اين زمينه به منابع و مآخذ معتبر و مستند شيعی و سنّی مراجعه نكردهاند. در حالی كه عالمان و پژوهندگان شيعه از صدر اسلام تا به امروز كتابهای ارزشمندی در موضوع مهدويّت تدوين نمودهاند ، و مقاله نويسان بريتانيكا میتوانستند به راحتی با حوزههای علمی تشيع و مراكز تحقيقاتی در ايران يا ساير نقاط جهان تماس برقرار نمايند و از آثار اصيل و منابع معتبر تشيع و تسنن بهره ببرند ، و اطلاعات كاملی نسبت به امر مهدويّت به دست آورند.
اين مورد و ديگر موارد از اين دست ، نشانگر آن است كه نه تنها بسياری از مستشرقان و اسلام شناسان غربی ، بلكه مراكز مهمّ تحقيقاتی غرب نيز ، در بررسی عقايد آئين تشيع و مكتب اهلبيت (ع) در پی آن نبودهاند كه آنچه را مینويسند ، مستند به مراجع دست اوّل و مآخذ معتبر شيعه و سنی باشد. از اين رو يك دانشپژوه و محقّق مسلمان ، برای دريافت معارف دينی و حتی تاريخی خود ، نمیتواند به آثار تحقيقی و تجزيه و تحليل غربيان ، به چشم وثاقت و اطمينان بنگرد و به آنها مراجعه نمايد ، تا چه رسد كه آنها را مبنای نگرش و تحقيق خود قرار دهد. در اين نوشتار ، به نقد دو مقاله تحت عناوين : « آخر الزمان در مذاهب اسلام و زرتشت » و « مهدی » ، از دايرةالمعارف بريتانيكا می پردازیم.
در اين جا به يادبود ، چكيدهای از بخش اوّل مقاله ياد شده آمده و خوانندگان گرامی برای مطالعه بيشتر میتوانند به لوح فشرده ماهنامه موعود و اصل مقالات مراجعه كنند. ذكر اين نكته ضروری است كه پاسخ تمامی شبهات و اتهامات وارده در دو مقاله مذكور و ديگر موارد ، در سخنان معصومين (ع) و آثار بزرگان و علمای تشيع و حتی برخی از علمای اهل سنت با بهترين شكل ، موجود بوده و با مراجعه به آنها جای هيچ گونه ترديد و ابهامی باقی نمیماند. بنابراين در اين مقاله صرفاً به جمع آوری و نقل پارهای از اين پاسخها اقدام شده است.
نويسندگان مقالات مزبور معتقدند : « اسلام دينی نيست كه در آن ظهور منجی انتظار برود و جايی برای مسيح نجاتبخش در آن وجود ندارد ».
برای پاسخ میگوييم : اسلام دينی است كه اساس تعليمات خود را برتذكرات فطری پايهگذاری كرده ، از فطرت انسانها به عنوان گنجينه عظيمی از وديعههای الهی بهره برده و آن را پشتوانه اصول معارفی و تربيتی خود قرار داده است. يكی از اصول غير قابل انكار فطری كه همواره در طول تاريخ بشری توسط اديان و مذاهب تكرار شده ، موضوع فرارسيدن روز موعودی است كه عموم رسالتهاي آسمانی با همه ابعادشان اجرا شوند و پس از رنجهای طولانی و نگرانیهای جانفرسا ، انسانيت مسيری مطمئن و قرارگاهی مجهز برای تلاشهای آرمانی خود بيايد. شهيد صدر در اين زمينه میگويد : « انتظار آيندهای اين چنين ، تنها در درون كسانی كه با پذيرش اديان ، جهان غيب را پذيرفتهاند راه نيافته ، بلكه به ديگران نيز سرايت كرده است. تا آنجايی كه میتوان انعكاس چنين باوری را در مكتبهايی كه جهتگيری اعتقادی شان ، با سرسختی ، وجود غيب و موجودات غيبی را نفی میكند ، مشاهده كرد. برای مثال ، در ماترياليسم ديالكتيك كه تاريخ را بر اساس تضادها تفسير میكند نيز روزی مطرح است كه تمامی تضادها از ميان میرود و سازش و آشتی حكمفرما میگردد.
بدينسان میبينيم كه تجربه درونی كه بشريت در طول تاريخ در مورد اين احساس داشته ، در ميان ديگر تجربههای روحی ، از گستردگی و عموميت بيشتری برخوردار گرديده است.
دين اسلام نيز در عين حال كه به اين احساس روحی همگانی ، استواری میبخشد؛ با تأكيد بر اين عقيده كه زمين همانگونه كه از ظلم و بيداد پر شود؛ از عدالت و دادگری آكنده خواهد گشت ، به اين احساس ، ارزش عينی بخشيده و جهت فكری باورمندان به اين اعتقاد را ، به سوی ايمانی به آينده روشن ، متوجه میسازد. نگاهی به ادبيات مذهبی در اديان الهی و حتی آيينهای بشری نشان دهنده اعتقاد ديرينه انسانها به روز موعود است كه در آن عدالت ، به دست مصلحی جهانی ، در سرتاسر آفاق گسترده میشود. تكرار اصل ظهور يك منجی و نياز به آن ، دليلی بر فطری بودن اين احساس است.
اعتقاد به ظهور يك منجی موعود ، نه فقط در دين مسيحيت بلكه در ديگر اديان الهی يا حتی آئينهای بشری مورد بحث و تأكيد قرار گرفته است. به عبارت ديگر اين امر يك اعتقاد فطری است كه در طول تاريخ بشری توسط سفيران الهی پيوسته تذكر داده شده است. امّا ويژگی اسلام به عنوان آخرين دين الهی در اين است كه جزئيات اين امر را نيز مورد بحث قرار میدهد و ريشههای فطری بودن عقيده به مهدويّت را نيز بيان میكند.
محمد بن يعقوب كلينی (م 328 ق.) در « كافی » به اسناد خودش از حمران بن اعين ، از ابوحمزه از امام باقر (ع) نقل میكند كه فرمود : « خداوند از پيامبران ميثاق و پيمان گرفت و فرمود : آيا من پروردگار (مالك) شما نيستم؟ ، گفتند : آری ، سپس فرمود و اينكه اين محمد (ص) رسول من است و علی (ع) اميرالمؤمنين و جانشينان بعد از او ولی امر من (و اولی به تصرف) و خزانه داران علم من هستند و همانا به وسيله مهدی (عج) دين خود را ياری میكنم و دولت خود را توسط او نمايان میسازم ، و با او از دشمنانم انتقام میگيرم و به وسيله او با گردن نهادن يا اكراه ، پرستيده میشوم. گفتند ای پروردگار ما ، اقرار كرديم و گواه هستيم ».
اين روايت نشان میدهد در عوالم قبل از اين عالم ، هنگامی كه خداوند ميثاق توحيد را از پيامبران اخذ میكرد ، ميثاق ولايت چهارده معصوم را نيز از آنها اخذ كرد. اين اخذ ميثاق در روايتهای متعدّدی در مورد تمام انسانها وارد شده است.
نويسنده مقالات بريتانيكا در مورد حضرت مهدی (عج) ادّعا كرده است كه عقيده به حضرت مهدی (عج) در دورههای اغتشاش و عدم امنيت مذهبی و تحولات سياسی اوايل اسلام (قرنهای هفتم و هشتم ميلادی) رواج يافته است.
با توجه به آنچه در مورد فطری بودن اعتقاد به ظهور منجی گفته شد ، رواج اعتقاد به حضرت مهدی (عج) ، در دورههای اغتشاش و عدم امنيت مذهبی و سياسی ، نه تنها ترديدی در اصل مهدويّت ايجاد نمیكند بلكه تاكيد ديگری بر فطری بودن آن است ، زيرا امور فطری هنگامی ظهور و بروز پيدا میكنند كه انسان با مشكلات و مصائب شديدی روبهرو میگردد. در آن هنگام كه كشتی آسيب ديده در دل دريای طوفانی دچار امواج میشود مسافران كشتی هر لحظه خود را در ورطه غرق شدن میبينند ، براساس فطرت ، ناخودآگاه متوسل به يك نجاتدهنده میشوند كه میتواند آنها را نجات دهد و شروع به دعا برای نجات خود مینمايند. در صحنه اجتماعی نيز هرگاه امنيت و عدالت در جامعه دستخوش آسيب گردد همان يادآوری فطری باعث میشود افراد جامعه به وجود منجی كه میتواند امنيت و عدالت را برقرار كند ، متوسل گردند و انتظار ظهور چنين شخصی را در دل بپرورانند.
البته در چنين مواقعی همواره افرادی وجود دارند كه بنابر دلايل مختلف مانند حسّ جاهطلبی ، دخالت بيگانگان يا حتي انگيزه اصلاح اجتماعی ، خود را به نام همان منجی موعود مینامند ، و مقام وی را مدّعی میشوند. در حقيقت هنگامی كالای تقلبی رواج پيدا میكند كه نوع اصيل آن نيز وجود داشته باشد. و اگر طلايی وجود نداشت كسی نيز به عرضه طلای تقلبی اقدام نمیكرد. بديهی است كه از نظر شيعيان تمامی ادّعا كنندگان ذكر شده در مقالات بريتانيكا غير واقعی و دروغين میباشند ، زيرا همگی آنها علاوه بر نداشتن علايم امامت ، نتوانستند به صورت جهانی به گسترش عدالت اقدام نمايند.
نويسنده مقاله بريتانيكا مدّعی است كه قرآن ، كتاب مقدّس اسلامی اشارهای به او يعنی حضرت مهدی (عج) ندارد و به هيچ حديث قابل اعتمادی ، يعنی گفته منسوب به حضرت محمد (ص) نيز در مورد حضرت مهدی (عج) نمیتوان اشاره كرد !!!
مراجعه به برخی آيات قرآن بطلان اين ادّعا را نشان میدهد ، كه از جمله میتوان به آيات ذيل توجه نمود : به صراحت اين آيات دين اسلام به رغم خواسته كافران و مشركان بايد بر تمام اديان جهان چيره شود و اين هدف و اراده خدای متعال است. بايد از مدّعيان پرسيد آيا تاكنون چنين اتفاقی در جهان افتاده است؟ و اسلام بر همه اديان غالب و چيره گشته يا هنوز بايد برای تحقق اين فرموده خدای متعال در انتظار بود و چشم به راه آن كس كه رسول خدا (ص) به وی بشارت داده ، كه اين كار به دست توانای او انجام خواهد شد.
انسان در شگفت میشود كه چگونه حقايق ناديده انگاشته شده و افرادی كه گويا از همان مصاديق بارز مخالفان در آيات فوق هستند به كتمان يكی از برجستهترين و بارزترين عقايد اسلامی كه توسط رسول خدا (ص) بيان شد ، پرداختهاند. روايات منقول از رسول خدا (ص) در امر قيام حضرت مهدی (عج) از منابع سنی و شيعی ، افزون بر صدها حديث است كه در صدها كتاب و اثر آمده است.
قيام حجّت حق در آخرالزّمان تا آنجا قطعی است كه اهل سنّت از رسول خدا (ص) نقل كردهاند كه فرمود : « هر كس قيام مهدی را انكار كند همانا بر آنچه بر محمد نازل شده ، كفر ورزيده است ».
روايات انبوهی كه بسياری از آنها فوق حدّ تواتراند از طريق اهل سنت در قيام حضرت مهدی (عج) از سوی رسول خدا (ص) نقل شده كه از آن جمله است : « اگر از عمر جهان جز يك روز باقی نمانده باشد خداوند بزرگ آن روز را طولانی خواهد كرد تا اينكه برانگيزد در آن روز مردی را از فرزندانم كه نام او نام من است ».
« مهدی حق است و او از فرزندان فاطمه (س) است ».
در مجلّدات اوّل و دوم از دوره پنج جلدی « معجم احاديث الامام المهدی » بيش از پانصد و چهل حديث به نقل از رسول خدا (ص) آمده است كه بيشتر آنها از طريق اهل سنت روايت شده است. منابع و مآخذ اين دو مجلد، 408 كتاب و رساله میباشد كه حدود بيست اثر از آنها از شيعه و همگی مآخذ ديگر از اهل سنت است. در اين آثار انبوه ويژگیهای فروانی از حضرت مهدی (عج) و قيام و نهضت جهانی او ترسيم شده است.
نكته مهمتر آنكه امر قيام حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان تا آن پايه قطعی بوده كه اهل سنت آثار مستقل در موضوع حضرت مهدی (عج) و قيام او نگاشتهاند. از جمله در خلال « كتابنامه امام مهدی (عج) » نوشته علی اكبر مهدیپور كه بيش از دو هزار اثر تأليف شده در باب مهدويّت را معرفی نموده ، هفتاد نوشته مستقل از اهل سنّت نيز شناسانده شده است. همچنين مؤلف اين اثر ، در مقدمه خود مینويسد : « هم اكنون بيش از يكصد جلد كتاب مستقل ، از علمای اهل سنت در دست داريم كه پيرامون آن موعود جهانی ، نگارش يافته است ».
آیت الله العظمی بهجت (ره) :
راه رسیدن به حضرت ولی عصر (عج) ، یاد دائم آن بزرگوار است ، یاد دائم و عدم غفلت لحظهاى از آن حضرت ، آدمى را به محضر آن حضرت مىرساند. یاد دائم حضرت ، كار مشكلى نیست حتى از تنفس فیزیكى بدن نیز آسانتر است. ولى همت مىخواهد. انسان عاشق حضرت ولی عصر (عج) ، پس از توجه دائم ، همانند رسیدن به بلوغ ، خود را طورى دیگر مىیابد.
هدیه به تمام عاشقان حضرت ولی عصر (عج) ، جدیدترین عکس های مسجد مقدس جمکران :



جهت مشاهده تمام عکس ها به ادامه مطلب بروید.
جایگاه نرجس خاتون ، مادر امام زمان (عج) :
مادر گرامی امام زمان (عج) بانویی رومی بود به نام « نرجس ». ایشان را ریحانه، سوسن و صیقل نیز میگفتند. دربارة فضیلت و منزلت نرجس ، روایات گوناگونی وارد شده است. پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و امام صادق (ع) او را بهترین کنیزان و سیّدة آنها خواندهاند.
حکیمه عمه امام حسن عسکری (ع) که خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت است ، او را بانوی خود و بانوی خانواده خویش و خود را خدمتگزارش میدانست. آنچه اهمیّت دارد این نکته است که آن بانوی بزرگوار در عظمت و برتری به جایی رسید که مادر امام زمان (عج) شد. وی در شرایط سیاسی ـ اجتماعی سخت و خطرناکی وارد خانه امامت شد. پدرش « یشوعا » ، پسر قیصر روم و مادر او از فرزندان « شمعون بن حَمون الصفا » از حواریون حضرت عیسی (ع) بود.
حضور نرجس در خانه اهل بیت دست کم از سال 253 ق. اثبات شده است ، زیرا امام زمان (عج) در سال 255 ق. به دنیا آمد و با تطبیق حوادث و رخدادهای دهه پنجاه و جنگ اعراب و روم ، اسارت او به دست مسلمانان در همین سالها بود. طبق نقل شیخ طوسی در کتاب « الغیبه » و شیخ صدوق در « کمالالدین » در حمله مسلمانان به سرزمین رومیان ، نرجس بر اثر خوابی که دیده بود خود را در میان اسیران میافکند و او را به بغداد میآورند و بشربن سلیمان انصاری که از شیعیان مخلص حضرت امام علیالنقی (ع) و امام حسن عسکری (ع) بود ، از طرف امام هادی (ع) مأموریت داشت او را برای آن حضرت خریداری نماید.
حضرت امام هادی (ع) ، نرجسخاتون را برای تعلیم آداب اسلامی به خواهر خود حکیمه میسپارد. پس از چندی امام هادی (ع) نرجس خاتون را به عقد فرزندش امام حسن عسکری (ع) درمیآورد. داستان حمل نرجسخاتون به تفصیل در کتابهای شرح حال ائمه (ع) آمده است و چنانکه نقل شده آثار حمل بر نرجسخاتون جز در ساعات ولادت امام زمان (عج) آشکار نگردید. بنا برنقل مشهور ، امام دوازدهم در نیمة شعبان سال 255 متولد شد. تولد حضرت ولی عصر (عج) مصادف با فشار فزاینده دستگاه حکومت بر اهلبیت (ع) بود پدر و جدّ آن بزرگوار بر اساس رفتار شوم عباسیان مجبور بودند برای حفظ وجود مقدس امام زمان (عج) اغلب فعالیّتهای خویش را به صورت پوشیده و مخفی انجام دهند ، مگر در برابر اصحاب خویش که احیاناً مطالبی را به طور صریح به آنها میگفتند. علیرغم کنترل و نظارت شدید و مراقبت ویژهای که از سوی مأموران نسبت به زندگی ایشان صورت میگرفت ، موفق شدند فعالیّتها ، دریافتها و پرداختهای مالی ، تبلیغاتی و تعالیم خود را آنچنان محرمانه انجام دهند که از قسمت اعظم آزارها و شکنجهها هم خود و هم اصحاب گرامیشان را حفظ کنند و به مقدار زیادی به مقاصد و اهداف خویش دست یابند و از طرفی موفق به حفظ جان حضرت مهدی (عج) شوند ، به خصوص در زمان معتمد عباسی که امام مهدی (عج) از آغاز زندگی خود معاصر حکومت و خلافت او بود. امام عسکری (ع) نیز كه میبایست بر تولد فرزند گرامیشان تأکید میکردند و ایشان را به خواص شیعه نشان میدادند و وجود حضرت مهدی (عج) را اعلام مینمودند ، خبر ولادت فرزندشان را برای تعداد قلیلی از پیروان صدیق خود مانند عثمان بن سعید و فرزند او محمّد بن عثمان و ابوهشام داود بن قاسم جعفری ، احمد بن اسحاق ، حکیمه و خدیجه ، عمّههای امام یازدهم بیان کردند.
حضرت در دو نوبت ، یکی چند روز بعد از تولد حضرت مهدی (عج) و دیگری چند روز قبل از شهادت خود ، این خبر را اعلام فرمودند و در خلال این مدت حضرتش را به خواصّ اصحاب به طور تک تک نیز نشان دادند : از جمله به عمرو اهوازی ، که حضرت را به او نشان دادند و فرمودند: « هذا صاحبکم ».
روایتی منسوب به محمّدبن عثمان ، سفیر دوم حضرت ولی عصر (عج) بیان میدارد که امام حسن عسکری (ع) چهل نفر از پیروان مورد اعتماد خود را گرد آورده ، فرزند خود را به آنان نشان داد و فرمود : « اين امام شماست بعد از من و خليفه من بر شما ، از او اطاعت كنيد و بعد از من هم جدا و متفرّق نشويد كه سرانجام در گرداب عقايد گوناگون هلاك خواهيد شد ». سپس برای توجه دادن به آنها میفرماید : این تنها فرصتی است که برای دیدار شما از حضرت مهدی (عج) پیش آمده است ، بعد از این دیگر او را نخواهید دید.
در ماجراهای بازداشتهای امام حسن عسکری (ع) و فضای اختناقآمیز سامّرا در آن زمان و نیز نگرانیهای مادرانه در مورد حفظ جان حضرت مهدی (عج) و دوری و فراق از او به خاطر مصلحت بالاتر ـ یعنی حفظ جان آن مولود ، پس از آنکه به همراه مادر امام حسن عسکری (ع) به مکه فرستاده شد ـ میتوان نقش نرجس خاتون را مشاهده نمود. او هنگام شهادت امام حسن عسکری (ع) در سامرا ، نزد امام بود و رفتار آزاردهنده مأموران دستگاه خلافت را میدید و به یقین اسراری از اهل بیت (ع) را در سینه نگه داشته بود.
حضرت به خانه امام (ع) هجوم آوردند و منزل را بازرسی و سپس مهرو موم کردند. امام (ع) از غفلت آنان استفاده کرد و از منزل خارج شد. آنان نرجس خاتون مادر حضرت مهدی (ع) را دستگیر کردند و برای بازجویی نزد مأموران بردند تا درباره کودک از او سؤال کنند، نرجس برای حفظ جان امام زمان (عج) ادعای بارداری کرد و بازداشت شد. التبه بنا بر برخی گزارشها ، طراح اصلی این حرکت حدیث بود و نرجس با صلاحدید وی آن را اجرا نمود. پس از دستگیری نرجس مدت دو سال تحت نظر قرار گرفت. در این دوران که تحت مراقبت عباسیان و در خانه معتمد خلیفه عباسی بود ، به یقین مشکلات زیادی برای او به وجود آمد و این محدودیتها برای نرجس ناراحتکننده بود. پس از انقضای این مدت به علت درگیریها و آشوبهایی که در نقاط مختلف خلافت عباسی روی داد (مانند قیام صالح الزنج و حمله یعقوب بن لیث و مرگ ناگهانی عبیدالله بن یحیی بن خاقان) حکومت عباسی تمام نیروی خود را برای رویارویی با این حرکتها بسیج کرد و دیگر مجال سختگیری در مورد خاندان امام (ع) باقی نماند. از اینرو ، از ایشان رفع توقیف به عمل آمد.
نرجس پس از رهایی مدتی در خانه حسن بن جعفر کاتب نوبختی به سر برد و مورد توجه شیعیان قرار گرفت و آوازه صلاح ، تقوا و مستجابالدعوه بودن او در میان شیعیان پیچید. با توجه به کمال عظمت و فضیلت و پاکی وی ، خیل عظیم مشتاقان اهل بیت (ع) برای استجابت دعا و رفع گرفتاری و مشکلات خویش به او رجوع میکردند و این موجب سوء ظن عباسیان گردید. از اینرو ، وی را از دسترس جامعه شیعه دور نمودند. این جریان مصادف با دوران معتمد عباسی بود. وی نیز مانند متوکل مخالف جدی شیعیان بود. از اینرو نرجسخاتون را از خانه حسن بن جعفر نوبختی بیرون کشید و در قصر خود محبوس نمود تا اینکه در دوران معتمد عباسی ، این بانوی گرامی و بافضیلت وفات یافت و در کنار مرقد پاک امام حسن عسکری (ع) و امام هادی (ع) در سامرا به خاک سپرده شد.
فرا رسیدن ماه پر برکت شعبان بر حضرت ولی عصر (عج) و تمام شیعیان و منتظرانش مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگویید اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ
دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگویید اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ
و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هركه هر روز از این ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى دیگر استغفار كند.
سوّم: تصدّق كند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم حرام گرداند. از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضیلت روزه رجب. حضرت فرمود : چرا غافلید از روزه شعبان. راوى عرض كرد : یابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بدارد؟ حضرت فرمود : به خدا قسم بهشت ثواب اوست. راوی عرض كرد : یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود : تصدّق و استغفار. هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى آن را تربیت كند همچنانكه یكى از شما شتر بچّه اش را تربیت مى كند تا آنكه در روز قیامت برسد به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد.
چهارم: در تمام این ماه هزار بار بگویید لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ كه ثواب بسیار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند.
پنجم: در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز بخوانید. در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستید تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارید. از امر دین و دنیاى خود و روزه اش نیز فضیلت دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زینت مى كنند آسمانها را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بیست حاجت ازحوائج دنیا و بیست حاجت از حاجتهاى آخرت او را برآورد .
ششم: در این ماه صلوات بسیار فرستید.
حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سرانجام یهود :