
تا کی به پای حسرت باران بایستیم
بـا چتـر، در مـیـان بیـابـان بایـستـیم
مـثل مترسکی همه ناچار و نـاگـزیـر
در زیـر سـایـههـای کلاغـان بایستیم
هر فرد ، میلهی قفس خالی خود است
تـا کـی مـیـان اینـهـمه زندان بایستیم
ای رود ، سـمـت آمـدنـت را نشـان بده
رخـصـت بـده کنـار درختـان بایـستیم
تو گفتهای که جمعه میآیی ولی بگو
بـایـد کـدام سمـت خیـابـان بایـستیـم
یكی از اموری كه در روایات بر آن تأكید شده، تلاش برای جلب خشنودی حضرت ولی عصر (عج) و دوری از خشم و ناخرسندی آن حضرت است. پرسشی كه در اینجا مطرح میشود این است كه چگونه میتوان خشنودی آن امام را به دست آورد.
برای روشنتر شدن موضوع ، خوب است كه نگاهی داشته باشیم به یكی از این یادگاریهای گرانقدر امام عصر (عج) ؛ یعنی دعای معروفی كه با جملة « اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة... » شروع میشود و در اوایل « مفاتیح الجنان » نیز آمده است.
در این دعای كوتاه و مختصر ، حضرت ولی عصر (عج) همه آنچه را كه شایسته است ما خود را بدانها آراسته یا از آنها پیراسته سازیم ، در قالب درخواست از خدا بیان كرده و به صورت غیر مستقیم به ما فهماندهاند كه به عنوان حجّت خدا ، چه انتظاری از ما دارند و چگونه شیعهای را برای خود میپسندند. قسمتهایی از این دعا را عبارت است از :
« اللّهمّ ارزقنا توفیق الطّاعة و بُعدَ المعصیة و صِدقَ النیّة و عِرفانَ الحُرمة و أكرمنا بالهُدیٰ و الإستقامة و سَدّد ألسِنَتَنا بالصّواب و الحكمة و اَملأ قلوبَنا بالعلم و المعرفة و طهّر بُطونَنا عن الحرام و الشّبهة و اكفف أیدیَنا عَن الظّلم و السَّرِقَة و اغضُض أبصارَنا عن الفُجور و الخیانة و اسدُد أسماعَنا عن اللّغو و الغیبة ؛ »
بار خدایا ! توفیق فرمانبرداری ، دوری از گناهان ، درستی و پاكی نیّت و شناخت حرامها را ، روزی ما فرما؛ و ما را به راهنمایی و پایداری گرامی دار و زبان ما را در درستگویی و گفتار حكیمانه استوار ساز و دل ما را از دانش و معرفت سرشار كن و درون ما را از حرام و مال شبههناك پاكیزه گردان و دست ما را از ستمگری و دزدی بازدار و چشم ما را از فجور و خیانت بپوشان و گوش ما را از شنیدن سخن بیهوده و غیبت بربند و... »
در ادامه این دعا ، امام زمان (عج) صفات و ویژگیهایی را كه شایسته علما ، دانشپژوهان ، پیران ، جوانان ، زنان ، توانگران ، تنگدستان ، جنگجویان ، حكمرانان و... است بر میشمارند و از خداوند میخواهند كه به هر یك از این گروهها و اقشار اجتماعی صفات و ویژگیهایی را كه شایسته آنهاست عطا فرماید.
من حقم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده !
با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی
یک ، دو ، سه ... هفت ، هشت ، نه آقا دوازده
بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره ی قبولی دنیا ، دوازده !
ثانیه های کند توسل می آورند
یا صاحب الزمان خدا ، یا دوازده !
حالا که ساعت تو چشم خدا یکی است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟
حالا اگر نشد ولی یک روز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا (س) ، دوازده !
بدان كه یكى از تكالیف مشكل تو در عصر غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالى فرجه الشریف) ، كه مشكلترین آنها نیزهست; داشتن حالت « مراقبه » است نسبتبه خداى خود ... ، و نظیر آن داشتن « مراقبه » است نسبت به حضرت ولی عصر (عج). اما معناى مراقبه آن است كه در تمام حركات و سكنات و اعمال و اقوال خود آن حضرت را بر خود مراقب بدانى و یقین داشته باشى كه امام تو همه جا با تو همراه است و از تو جدایى و غفلت ندارد.
تصور كن كه مرشد یا پیر ریاضت كشیدهاى دارى كه در اثر ریاضتهاى سختى كه تحمل كرده ، از بیشتر امور باطنى و درونى تو آگاه است و تو با آن مرشد مدتى انیس و همنشین شدهاى.
تو را به خدا توجه كن كه تا چه میزان ، هم در ظاهر و هم در باطن ، ملاحظه آن مرشد را مىكنى; ادب او را نگاه مىدارى و مواظب و مراقب خود هستى كه در خلوت و آشكار و در ظاهر و باطن امرى خلاف ادب از تو سر زند; چه درنشست و برخاست ، چه در رفتار و كردار ، چه در خوردن و آشامیدن و چه در نماز و طاعت.
پس بهتر آن است كه تكلیف خود را در حركات و سكنات ظاهرى و باطنى بدانى و بفهمى; و عقیده تو به طور یقیناین باشد كه تمام اعمال و افعال و اقوال تو در نزد حضرت ولی عصر (عج) مشهود است و او لحظهاى از تو غفلت ندارد.
چنانكه ایشان فرموده اند : ما ، در مراقبت و مواظبت از شما كوتاهى نمىكنیم و شما را از یاد نمىبریم و اگر جز این بود; هر آینه ، بلا بر شما نازل مىگردید و دشمنان ، شما را در كام خود فرو مىبردند. پس تقواى الهى را پیشه كنید.
شب قدر ، شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. دراین شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار ، خدمت امام زمان (عج) مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.
چنانكه از آیات سوره قدر بر میآید ، در هر سال شبی است كه ارزش و قدر و فضیلت آن از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان به همراه بزرگ خویش ـ روح ـ فرود میآیند و هر امر ، فرمان و تقدیری را كه از سوی خدا معین شده است، به نزد ولی مطلق زمان میآورند و به او تسلیم میكنند. این واقعیت همواره بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اكرم (ص) بوده است و پس از ایشان نیز این شب صاحبانی دارد.
امام جواد (ع) در بیان حقایق شب قدر فرمودهاند :
خداوند متعال شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید ، همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وحی را آفرید. در قضای الهی چنان گذشت كه در هر سال شبی باشد كه در آن شب تفصیل امور و مقدرات یك سال فرود آید. بیشك پیامبران با شب قدر در ارتباط بودهاند و پس از ایشان نیز باید « حجت خدا » وجود داشته باشد؛ زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا لحظه فنای آن بیحجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر مقدرات را به نزد آن كس كه بخواهد (وصی و حجت) فرو میفرستد. به خدا سوگند روح و ملائكه در شب قدر بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند ، و حضرت آدم درنگذشت مگر این كه برای خود وصی و جانشین تعیین كرد. بر هر یك از پیامبرانی كه بعد از آدم آمدند نیز در شب قدر امر خداوند نازل میشد و هر پیامبری این مرتبت را به وصی خویش میسپرد.
قرآن یك بار در شب قدر بر قلب پیامبر (ص) نازل شد و بار دیگر در طول بیست و سه سال بر زبان او جاری شد. پس از گذشت سالها از آن ایام در دوران ما نیز هر سال در شب قدر تفسیر آیات مربوط به یك سال بر حضرت ولی عصر (عج) نازل میشود. یعنی در آن شب تفصیل مجملات قرآن و تأویل متشابهات آن و قیود اطلاقات و تمییز محكم از متشابه آن بر امام وقت نازل میگردد.
بنابر این میفرمایند: اگر شب قدر را بردارند ، قرآن را نیز بر میدارند.پس اگر شب قدر نباشد ، احكامی از قرآن كه درباره قضایای جدید است نازل نخواهد شد. این عدل نزول بیتردید معلول نبودن شخصی است كه احكام بر او فرود آید. اگر چنین شخصی وجود نداشته باشد قرآنی نیز نخواهد بود؛ زیرا قرآن و ولی عصر (عج) همگام و همراهند و از هم جدا نمیشوند تا در حوض كوثر بر پیامبر اكرم (ص) وارد شوند.
امام جواد (ع) در تعلیمی گرانقدر و معرفتآمیز میفرمایند :
ای پیروان تشیّع با مخالفان امامت به سورة « انّا انزلناه » استدلال كنید تا پیروز شوید. به خدا سوگند این سوره پس از درگذشت پیامبر (ص) ، حجت خدای متعال بر خلق است. این سوره نقطه اوج دین شماست. این سوره نشانه ابعاد علم ماست.
شیعیان ! همچنین به سوره « حم دخان »كه در آن آیه « انّا انزلناه فی لیلة مباركة » آمده ، استدلال كنید ! این سوره پس از رسولالله (ص) مخصوص ولی امر (حجت خدا) در هر زمان است.
بنابر این روایات ، تا جهان هست شب قدر هست و تا شب قدر هم هست حجت خدا هست كه صاحب شب قدر و حامل علم قرآن است.
در شبهای قدر چقدر آن خیمه دیدنی است و آن مظهر جمال و جمیل زیارت كردنی ، و آن محدوده و فضا كه پیوسته جای آمد و شد فرشتگان است تماشایی.
به درستی كه مردم در آن شب به نماز و دعا و سؤال اشتغال دارند ولی حضرت صاحب (عج) در كار دیگری است. فرشتگان بر او نازل میشوند و امور سال را بر او عرضه میدارند ، از غروب خورشید تا طلوع آن. پیوسته برای او در آن شب تا طلوع فجر سلام است. چه شود كه مطلع الفجر سوره قدر كه فرج آن بزرگوار است فرا رسد و چنین نویدی گوش دل را صفا بخشد.
امام صادق (ع) فرموده اند : هر كسی شب بيست و سوم ماه رمضان هزار مرتبه سوره « انا انزلناه » بخواند بر يقين او افزون می شود و ولايت ما را به طور خاص می يابد و اين به خاطر آن حقايقی است كه در خواب مشاهده میكند.
همچنین خواندن دعای « اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن » در شب بيست و سوم ماه رمضان بسیار توصیه شده است.
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعای خیر ...
ای آخرین توســل ســبز دعـای مـا
آیا نمی رسـد به حضـورت صـدای ما؟
شنبه، دوباره شنبه، دوباره سه نقطه چین
بی تو چه زود می گذرد هفته های ما
در این فراق تا که ببینی چه می کشــــیم
بگذار چشمهای خودت را به جای ما
موعـــود خـانواده کی از راه می رسـی
کی مستجاب می شود " آقا بیای ما " ؟
کی می شــود بیایی و از پشت ابرها
خورشـــید های تــازه بیـــاری برای مـا
آقــا اگـر نیــایی و بــالی نیــــاوری
از دســت میــرود ســفر کربـلای ما
...........................................................................................
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی :
حضرت ولی عصـر (عج) وجود مقدسی اسـت كه خداوند به دسـت بـا كفايت ايشـان جهان را پر از عدل و داد می نمايد. امام مهربانی كه تمام خيـرات و بـركات و نعمتـهايی كه خدای متـعال بـه بندگان خويش عطا می فرمايد ، به يمن ايشان است. حضرت امام موسی ابن جعفر (ع) درباره غيبت امام عصر (عج) و حال مومنان در آن دوره اندوه بار چنين می فرمايند :
« يغيب عن ابصار الناس شخصه ، و لا يغيب عن قلوب المومنين ذكره »
شخص او از ديدگان مردم غايب می گردد ، ولی يادش از دلهای مومنين نمی رود.
دوران ظهور آن امام مهربانی ،دوران صلح و صفا و امنيت و آسايش برای همه جهانيان است و مذهبی را كه خدا می پسندد در جهان حاكم خواهد نمود.
ما شيعيان بايد خاضعانه و خاشعانه برای ظهور آن حضرت دعا كنيم ، همواره به ياد ايشان باشيم و بدانيم كه آن حضرت ناظر بر رفتار و كردار ما هستند و از اعمال صالح ما خوشحال و از گناهانمان اندوهگين و آزرده خاطر می شوند. شايسته است كه همواره در جهت خشنود كردن آن حضرت بكوشيم. توسل مداوم به امام زمان (عج) و خواندن دعای عهد و زيارت ال يس سرمايه ای گرانبها است كه بايد آن را غنيمت شماريم.
امام عسكری (عليه السلام) خطاب به فرزند عزيز خود امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشريف) می فرمايد :
« و اعلم ان قلوب اهل الطاعه و الاخلاص نزع اليك مثل الطيرالی اوكارها »
و بـدان كه دلهای اهل طاعت و اخلاص بـه سـوی تـو پـر می كشــد ، آن گونه كه پرنـدگان بـه لانه های خود می روند.
« . . . ان الارض يرثها عبادى الصالحون »
اين زمين را ، بندگان صالح ، به ميراث مىبرند.
رهبر جامعه انسان ، هيچ كس نمىتواند باشد مگر « پيامبر » يا « امام » كه به طور مستقيم از سوى خدا و يا به امر حق و به دست پيامبر تعيين شده باشد.
حقيقت دين جز اين نيست و بلوغ انسانيت ، جز از اين راه ، مقدور نمىتواند باشد.
شيعه نيز با التزام و پايدارى بر اين اصل خدايى ، در هيچ لحظهاى از تاريخ ، هيچ « ظالم » و « روند ظالمانهاى » را تاييد و تصديق نكرده و بر سر اين كار ، « جان » خويش را ، در همواره همه جا ، بلا گردان « ايمان » خويش ساخته است ! . . .
در آن حديث مشهور هم كه سخن از قيام حجت بالغه به ميان مىآيد ، تمامت ضربت تاكيد بر سر « ستم ستيزى » است :
« يملا الله به الارض قسطا و عدلا ، كما ملئت ظلما و جورا »
خداوند اين زمين را به دست او از عدل و داد سرشار مىسازد ، همانطور كه از ظلم و جور سرريز شده باشد ! . . .
تو گويى كه آنچه ديو آتشخواره « ظلم » بر سر آدميان خاك مىآورد ، با هيچ داغ و زخم ديگرى برابرى نتواند كرد. اصلا ، همه دردهاى بشر كجا و اين آتش جانسوز خانمان بر باد ده ، كجا؟ ! . . .
و دواى اين همه درد : « عدالت » !
از نگاه « شيعه » ، عدالت اصل دين است :
نخستين پيشواى او در محراب ، به گناه عدالت ، به قتل مىرسد ! و آخرين پيشوايش ، براى اين كه به داد عدالت برسد قيام مىكند. و آخرين حلقه از مجموعه حلقه های مبارزات حق و باطل را ، كه از آغاز جهان بر پاى بوده است ، به سامان مىبرد.
همه حرف « انتظار » ، همين است :
سفرى دور و دراز ، براى رسيدن.
با چشمان « آينده » ، تكليف « حال » را روشن كردن.
در آستانه سقوط و ابتذال ، دست انسان را گرفتن ، و او را تا درگاه نگاه خدا ، بالا كشيدن و بر تحقق آرمان والاى همه انبيا و اوليا و مردان رزم آور راه حق ، نظر داشتن !
و در آخرين رزم پيروزمندانه ، حيثيت عادلانه خاك را از نگاهبلند « بقية الله » به نظاره برخاستن . . . و اين حرف كمى نيست !
آن كه « نظر » ندارد ، مثل كسى است كه تشنه نيست.
احساس انتظار ، مثل احساس تشنگى است.
آن كه احساس تشنگى ندارد ، آب هر چند فراوان ، زلال و گوارا هم كه باشد ، به چه دردش مىخورد؟ !
بى خيالى ، اين پا و آن پا كردن ، و مرد « فردا » نبودن ، « ضد انتظار » است !
انسان انتظار ، آماده فرداست.
احساسانتظار ، از همصحبتىهاى فردا ، سرشار شدن است.
از انديشه ترديد بيرون آمدن ، و در دل يقين ، در آمدن.
نشاط انتظار ، آدمى را از نااميدى و سستى باز مىگيرد .
با اين نگاههاى كوچك و پيش پا افتاده ، آدم در « روز مرگى » ها ، غرق مىشود.
براى خوب ديدن و خدايى نگريستن ، بايد به چشمان انتظار مسلح شد !
آنكه « نظر » ندارد ، به احساس انتظار ، نيز نمىتواند رسيد.
« انتظار » سفر دور و درازى است. سفر انتظار ، چشم آدم را باز مىكند. سفر انتظار انسان را « صاحب نظر » مىسازد . . .
تكان تازهاى در خاك و خلقت خاك !
تنه و بدنه خلقت ، « عدالت » است . . . و در اين ميانه ، « ستم » ، غبارى بيش نيست ، كه به راحتى مىشود آن را شست و پيكره اصلى ، پاكيزه و زيباى آفرينش را در برابر نگاه انتظار زندگى ، به ديدار نهاد ! . . .
اين شست و شو ، اصلا مشكل نيست :
« آب » كه دارد مىرود
« رود » كه دارد مىگذرد
فطرت پاك عادلانه « خاك » كه دارد تكان تازهاى مىخورد
همه به يارى ما خواهند شتافت !
تنها كافى است تكانى بخوريم. در جنبش شكوهمند ميلاد انتظار ، به « احساس » برسيم و صاحب نظرانه عمل كنيم . . .
انتظار يك رفع تكليف نيست. بلكه فهم تكليف است ، اداى تكليف است :
آنان كه منتظر عدالت فراگير و همگانى اند ، خويشتن بايد همواره در سوى تحقق آن ; انديشه كنند ، بنويسند و بكوشند و سهم سنجيده و دقيق خود را از اندازه وظيفهاى كه بر گردن دارند ادا كنند . . .
از بىنظران ، چه انتظارى؟ ! . . . نبض عدل ، كه خاك را به تكانى مواج و تند و تازه فرا مىخواند ، بى نظرانه نمىتواند بر گوشدل بنشيند. بى نظرى ، بى تفاوتى و بى خيالى از احساس انتظار ، به دور است. خويشاوندان خميازه و خواب را بگوييد كه با بيراهههاى خويش ، مزاحم راه « مردان انتظار » نشوند !
اين انتظار پاسخى است به تمامى هستى و همه فرشتگان در برابر همان سؤال گلايهآميز ، كه : « چرا بر كره خاك ، پاىكسانى بايد باز شود كه فساد كنند و خون بريزند؟ ! »
اين « انتظار » و پايانه معطر و مطهر خاك ، پاسخ آنان و همه افكارى هم هست كه از « گرد خويش فرا نرفته و تمامت استعداد و توان انتظار را نمىنگرند . . . »
احساس انتظار ، احساس طوفانى ، شورانگيز و با نشاط است و انتظارى ندارد ، مگر پيروزى !
فضائل شب نیمه شعبان :
شیخ حرّ عاملى (ره) از بزرگان اصحاب نقل مىكند كه امام صادق (ع) فرمود :
« شبى كه حضرت قائم (عج) در آن متولد شد ، هیچ نوزادى در آن شب متولد نمىشود مگر این كه مؤمن خواهد شد ، و اگر در سرزمین كفر متولد گردد ، خداوند او را به بركت حضرت مهدى (عج) به سوى ایمان منتقل مىسازد ».
در نیمه شعبان زیارت حضرت امام حسین (ع) و همچنین زیارت امام زمان (عج) مستحب است ، امام صادق (ع) فرمود :
« شب نیمه شعبان بهترین شب بعد از شب قدر است و خواندن دو ركعت نماز در شب نیمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است ، در ركعت اول بعد از حمد ، سوره كافرون و در ركعت دوم بعد از حمد سوره توحید خوانده شود ».
غسل و شب زندهدارى و عبادت در این شب ، فضیلت بسیار دارد ، این شب در نزد خدا چنین مقامى دارد كه ولادت با سعادت امام زمان (عج) در سحرگاه این شب واقع شده و بر عظمت و رونق آن افزوده است.
ضمناً روایاتى به ما رسیده است كه نیمه شعبان همان شب قدر و تقسیم ارزاق و عمرها است ، و در بعضى از این روایات آمده که شب نیمه شعبان ، شب امامان (ع) است و شب قدر ، شب رسول خدا (ص) است.
از جمله فضائل این شب این است که از شبهاى مخصوص زیارت امام حسین (ع) است كه صد هزار پیامبر (ص) آن حضرت را در این شب زیارت مىكنند.
از نمازهاى مستحبى كه در این شب وارد شده دو ركعت نماز است كه در هر ركعت بعد از حمد صدبار سوره توحید خوانده مىشود.
نقل شده رسول اكرم (ص) فرمود : شب نیمه شعبان در خواب دیدم جبرئیل بر من نازل شد و فرمود : اى محمّد (ص) در چنین شبى خوابیدهاى؟ گفتم : این شب چه شبى است؟
فرمود : شب نیمه شعبان است برخیز. مرا بلند كرد و به بقیع برد ، و سپس جبرئیل فرمود: سرت را بلند كن زیرا در این شبها درهاى رحمت خدا در آسمان به روى بندگان باز است ، همچنین درِ رضوان ، درِ آمرزش ، درِ فضل ، درِ توبه ، درِ نعمت ، درِ جود و سخاوت ، درِ احسان باز است ، خداوند به عدد پشمها و موهاى چرندگان در این شب گنهكاران را آزاد مىكند ، پایان عمرها در این شب ، تعیین مىگردد ، رزقهاى یك سال در این شب تقسیم مىشود و حوادث یك سال در این شب معیّن مىگردد.
از اعمال این شب ، خواندن دعاى كمیل در سجده است روایت شده كه كمیل گوید دیدم حضرت على (ع) این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواندند.
در مورد زیارت امام حسین (ع) در این شب به خصوص در صورت امكان در كنار قبرش ، آمده هر كه بشناسد امام حسین (ع) را و شهادت او و هدف شهادتش را كه موجب نجات امت گردید و وسیله و راهگشایى براى رسیدن به فوز عظیم شد (خلاصه این كه عبادتش در این شب از روى توجه و علاقه و معرفت خاص باشد) آنگونه خویشتن را در برابر خدا خاضع نماید كه شایستگى آن را دارا مىباشد و نیز از خدا خواستههاى شرعیش را تقاضا كند.
در مکتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ میباشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است.
زیارات بسیاری از سوی معصومین (علیهم السلام) به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت میشوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز مینماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران میپردازیم. مثلاً زیارت جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام میباشد و سفارش بسیار شده كه در حرمهای مطهر ائمه اطهار (علیهم السلام) با این دعا ایشان را زیارت بنماییم و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی (ره) ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بیسواد نیست یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات ، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .
شایان ذكر است كه امام زمان (روحی له الفداء) نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر میبرند اما دلیل نمیشود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راههای ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است. البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه میخوانیم و چه میگوییم.
یكی از زیارات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با این الفاظ آغاز میشود :
" اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ... " كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .
در فرازی از این زیارت میخوانیم : " اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی " ؛ خدایا من باز تجدید میكنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.
در این فراز سه لفظ عهد ، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن میرسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم ، معانی آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.
عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.
بیعت: معنای لغوی بیعت ، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت میباشد.
سه گام برای بیعت با حضرت ولی عصر (عج) :
عهد : پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)
عقد : محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)
بیعت : پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبهی اخلاص و پیروی خالصانه)
همانند كسى كه در پى شب یلدایى ، خسته از ظلمت تیرگى چشم به افق دوخته و دمیدن خورشید را آرزو مىكند. همانند كسى كه در بیابانى بىانتها سرگردان مانده و تنها و وحشتزده رهنمایى مىطلبد. همانند كسى كه پس از تشنگىهاى بسیار با پنجههایى دردمند زمین را كنده و در آرزوى جوشش آبى گوارا « له له » مىزند.
همانند كسى كه در قحط سال بىباران ، در كنار مزرعه عطشزدهاش به امید پدیدار گشتن ابر رحمت دیده به كرانههاى آسمان دوخته است. همانند كسى كه در حین بالا رفتن از كوهى پایش لغزیده و دستبه سنگى گرفته و كمككنندهاى را فریاد مىكند. همانند كسى كه در كنار بستر بیمار عزیز ترسان از جان دادن او ، ورود طبیبى درد آشنا را لحظهشمارى مىكند; باید انتظار كشید ، باید دیده به راه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود باید هر صبح و شام چشم انتظار فرج ماند.
منتظر ظهور امام زمان (عج) بودن ، حركت به سوى ظهور و عمل به آرمانهاى موعود است و چنین انتظارى خود فرج و گشایش به حساب مىآید.
جامعه منتظر جامعهاى پویا است. جامعهاى متحرك و فعال است كه حاكمیت طاغوت را نفى مىكند و بىعدالتى را بر نمىتابد.
انسان منتظر انسانى كوشاست ، انسانى جهادگر و مبارز است كه در مسیر اقامه توحید و استقرار ولایت از نثار هر چه دارد دریغ نمىورزد.
« المُنتَظِرُ لِاَمرِنا كَالمُتشحّطِ بدَمِهِ فِى سَبیلِالله ِ» ; كسى كه چشم انتظار حاكمیت ما باشد مانند مجاهدى است كه در راه خدا به خون خویش غلتیده باشد.
براساس تعالیم اسلامى یكى از وظایف مهم هر مسلمان انتظار ظهور حضرت قائم (عج) است ، انتظار تحقق وعده الهى بر حاكمیت صالحان و تشكیل دولت اهل بیت رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله). اما...
آیا هیچ مىدانید كه پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق (ع) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مىدهند :
الا اخبركم بما لا یقبلالله عزوجل منالعباد عملا الا به؟ فقلت: بلى. فقال: شهادة ان لا اله الا الله، و ان محمدا عبده [و رسوله] و الاقرار بما امرالله، و الولایة لنا، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة، و الانتظار للقائم - علیهالسلام - ثم قال: ان لنا دولة یجیىء الله بها اذا شاء. ثم قال: من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه، فجدوا وانتظروا، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة.
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزت و جلال، هیچ عملى را جز به آن از بندگان نمىپذیرد؟
گفتم: چرا.
فرمود: گواهى دادن به اینكه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و اینكه محمد (صلیاللهعلیهوآله) بنده و فرستاده او است ، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده ، و ولایت ما ، و بیزارى از دشمنانمان و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم علیهالسلام .
سپس امام فرمود : براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد ، آن را محقق مىسازد. و آنگاه امام فرمود: هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم (عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید ، در حالى كه منتظر است ، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم ، به پا خیزد ، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است ، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید ، گوارا باد بر شما این پاداش اى گروه مشمول رحمت خداوند!
آرى ، براى منتظران و صابران در زمان غیبت همین پاداش بس كه نام آنها در زمره یاران امام عصر (عج) ، و از جمله كسانى ثبت شود كه آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مىكنند.
اگر چه قابل انكار نيست كه راههايى براى ديدن امام زمان (عج) وجود دارد ، اما بايد دانست كه ديدار آن بزرگوار ، آن هم در دوران غيبت ، يك اصل اساسى و ضرورى نيست. در زمان ظهور پيامبر ، صلىاللهعليه و آله ، و حضور امامان بزرگوار ، عليهمالسلام ، نيز بسيارى از پيروان صادق و شيعيان راستين بودند كه حتى براى يك بار هم توفيق ديدار نيافتند.
آنچه در دوران غيبت ، اصل اساسى و وظيفه شيعيان به شمار مىرود ، انتظار صادقانه و كسب آمادگيهاى لازم براى يارى رساندن به امام زمان (عج) و همراهى با او در احياى ارزشهاى اسلام و قرآن است.
كسى كه همواره در حالت انتظار به سر مىبرند و با اصلاح خويش ، نسبتبه پيروى و اطاعت از مولاى غايب خود اصرار مىورزد ، اگرچه بظاهر امام زمان (عج) را نبيند ، ولى همواره خود را در محضر او ، و وجود گرامى او را در كنار خويش احساس مىكند.
در روايت آمده است كه : « هركس در انتظار قائم (عج) به سر برد ، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان (عج) و در خدمت او باشد ».
به گونهاى ديگر مىتوان گفت : اگر مقصود ما از ديدار امام زمان (عج) فقط ديدن چهره او باشد ، بدون اينكه از معنويات حضور شريفش بهرهاى برگيريم و با مدد تعاليم او به مقام قرب و اطاعت خدا نزديكتر شويم ، اين خود يك خسارت بزرگ است.
و اگر مقصود ما آشناتر شدن دلمان با نور محبت و ولايت او و شدت يافتن عزيمت و تلاشمان براى اطاعت و فرمانپذيرى از خداست ، اين خود بدون ديدار آن حضرت نيز حاصل مىآيد.
كسى كه با نقش امام زمان (عج) در شريعت آشناست و فرمايشها و دستورات آن بزرگوار را مىشناسد و به آنها عمل مىكند ، بدون ترديد مورد عنايت آن مولاى موعود است و چه بسا در فرصتى پيشبينى نشده توفيق ديدن و شناختن او را نيز پيدا كند.
اما كسى كه بدون توجه به حقوق امام زمان (عج) و بدون رعايت تكليف خود نسبتبه او ، همواره فقط در جستجوى ديدن امام زمان (عج) است ، اگرچه آن حضرت را ببيند ، از اين جستجو و ديدار بهرهاى بايسته نخواهد برد.
البته همواره شيفتگانى سوختهدل و عاشقى پاكباخته بودند و هستند كه پس از طى مراحل عالى معرفت و اطاعت از مولا ، و به دنبال مبارزههاى طولانى با نفس و پشت پا زدن به جلوههاى رنگارنگ و دلفريب دنيا ، دم از اشتياق جانكاه و شوق هستى سوز خود نسبت به ديدار آن حجت الهى زده و مىزنند.
در آن مرحله ، خود اين عشق و اشتياق راهگشاست ، و آن محبوب حقيقى ، خود راه ديدار را نشان مىدهد ، و به وعدهگاه وصال دعوت مىفرمايد. زيرا مسلم است كه محبت و شوق آن بزرگوار نسبتبه آنان ، شديدتر و فراوانتر از محبت و شوق آنان نسبت به اوست.
با اين همه باز هم پذيرفتنى است كه مردم عادى نيز در پى كسب فضيلتى يا به منظور برآورده شدن حاجتى ، انگيزه ديدار آن پيشواى عالميان را داشته باشند. در اين زمينه :
× تصميم صادقانه بر ترك گناه يا گناهانى خاص
× پيمان انجام هميشگى كارى استحبابى همچون نماز اول وقت
× استمرار بر نماز شب ، زيارت عاشورا ، زيارت جامعه
× زياد صلوات فرستادن و دعا براى تعجيل فرج نمودن
× تداوم هر روزه دعاى عهد و دعاى فرج
× مقيد بودن به دعاى ندبه و زيارتهايى خاص همچون زيارت « آل يس »
× دوره كردن قرآن كريم و حجبيتاللهالحرام به نيابت از آن حضرت
× رفتن به زيارت معصومين، و مساجدى چون سهله و جمكران و انجام اعمال آن طى ۴۰ هفته
× خواندن آيات و رواياتى ويژه پس از هر نماز
راههاى تجربه شده و وسايلى مورد اطمينان هستند كه در فرمايشهاى خود امام زمان (عج) يا امامان ديگر ، عليهمالسلام ، مورد تصريح قرار گرفته ، يا از بررسى تشرفات برخى صالحين قابل استنتاج مىباشد.
در طلب ديدار امام زمان (عج) شايسته است به نكاتى چند توجه شود :
1. اعتماد به عنايت الهى.
2. ترك انگيزههاى مادى و دنياگرايانه.
3. پرهيز از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روان و بدن دارد.
4. پرهيز از عزلت و كنارهگزينى و بىتوجهى به مسؤوليتهاى اجتماعى.
5. اجتناب از تماس گرفتن با افرادى كه در لباسهاى گوناگون ، اين ابزار
مقدس را دستمايه اهداف دنيايى و مقاصد ناصواب خويش قرار دادهاند.
6. نااميد نشدن از تاخير فيض ديدار به خاطر مصلحتهايى خاص.
7. عدم نگرانى از برآورده نشدن حاجتى كه ممكن است در علم الهى امام ، به ضرر انسان باشد.
8. مراقبت نسبتبه ناديده گرفته نشدن كامل اسباب و علل عادى ،
و خارج نشدن زندگى انسان از مسير ديانت و عرف دينداران.
9. تلاش براى ايجاد قابليت و شايستگى لازم در جهت استمرار عنايت و فيض ديدار.
10. همت والا داشتن و ارزش شايسته نهادن به نعمت جستجو و ديدار ، در راستاى
بهرهگيرى معنوى و الهى و اكتفا نكردن به حاجتهاى مادى و بهرههاى زودگذر.
اللهم ارنى الطلعة الرشيدة والغرة الحميدة واكحل ناظرى بنظرة منى اليه
ویژگی های یاوران حضرت ولی عصر (عج) در آیینه روایات :
۱- بینش عمیق
یاران امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از بینشی عمیق و ژرف ، نسبت به خداوند ، امام ، انسان و هستی برخوردارند:
الف) بینش عمیق نسبت به حق تعالی
اساسی ترین ویژگی یاران امام مهدی (عج) ، معرفت عمیق نسبت به خداوند متعال است. این معرفت آن چنان استوار است که نه شبهات در آن خللی ایجاد می کند و نه تردید ها و شکست ها در حریمش راه می یابد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
« رجال مؤمنون عرفوا الله حقّ معرفته و هم أنصار المهدی فی آخر الزمان » ؛ « مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است ، شناخته اند ، و آنان یاوران مهدی (عج) در آخر الزمان اند. » همچنین امام صادق (علیه السلام) در وصف یاران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرمایند:
« رجال کأنّ قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها شک فی ذات الله أشدّ من الحجر » ؛ « آنان مردانی اند که گویا دل هایشان پاره های آهن است و از سنگ سخت ترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند. »
این باور آن قدر با صلابت و استوار است که مرارت ها و مصیبت ها ، در آن خللی ایجاد نمی کند و بلاها و امتحانات ، آرامش آن ها را به تلاطم نمی افکند و شبهات و سؤالات در آن رخنه ای ایجاد نمی کند. آنان ، از سرچشمه ی توحید ناب ، سیرابند و به حضرت حق - آنچنان که شایسته است - اعتقاد دارند. امام علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند:
« فهم الّذین وحّدوا اله حقّ توحیده » ؛ « آنان به وحدانیت خداوند ، آن چنان که حق وحدانیت اوست ، اعتقاد دارند.»
حرم دل هایشان را بت های نفس ، ثروت ، و مقام نیالوده و در آن حریم امن ، جز خداوند حضور ندارد. نتیجه ی این بینش عمیق ، ایمان و تقواست. این دو را هم در چهره ی عبادت ها و راز و نیازشان می تواند دید و هم در آیینه ی تلاشی که در طریق عبادت و بندگی حضرت حق دارند.
ب) بینش عمیق نسبت به امام (عج)
یاران امام مهدی (عج) ، امام خود را می شناسند و به او اعتقاد دارند. امام سجاد (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:
«... القائلین بإمامته » ؛ « آنان به امامت امام مهدی (عج) اعتقاد راسخ دارند. »
این معرفت شناخت شناسنامه ای و دانستن نام و نشان ایشان ، و دانستن اسم پدر و مادر و محل تولد ایشان نیست؛ بلکه معرف به «حق ولایت» است. یعنی ، فهم این حقیقت که ایشان از من ، به من نزدیک تر و سزاوارترند.
نتیجه ی این بینش عمیق ، محبت و اطاعت است.
ج) بینش عمیق نسبت به انسان و هستی
یاران حضرت در اهداف بلند پایه و حرکت فراگیرشان ، آرمان های کم ارزش و اهداف کم مایه را دنبال نمی کنند. با تأمل در خوشتن و استعدادهای شگفت انگیزشان ، قدر و عظمت خو را می یابند و مسیر بودن دنیا و سالک بودن خویش را می فهمند. آنان با این نگاه به معبودی پیوند می خورند که از تمام کاستی ها و زشتی ها مبرا است و می تواند آنان را سرشار و ظرفیت هایشان را تکمیل کند.
عمق و ژرفای این نگاه آنان را از سیل امتحانات ، سرفرازانه بیرون می برد:
« إنّ أصحاب طالوت إبتلوا بالنّهر الّذی قال الله تعالی: « مبتلیکم بنهر » و إن إصحاب القائم یبتلون بمثل ذلک » ؛ « سپاهان طالوت ، با نهر آبی آزمایش شدند ، همان که خداوند در باره اش می فرماید: «خداوند شما را با نهر آبی می آزماید » ، و یاران امام مهدی (عج) نیز مثل آنان آزمایش می شوند. »
همچنین این اعتقاد و نگرش آنان را مشتاق شهادت و لقای الهی می کند: از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که:
« ... و یمنون أن یقتلوا فی سبیل الله » ؛ « آرزو می کنند که در راه خدا به شهادت برسند. »
۲- عبادت و بندگی
یاران امام مهدی (علیه السلام) از پیشوای خود الگو گرفته و روزها و شب ها را با ذکر شیرین حق سپری می کنند. معرفت و ایمان در قلب هایشان ریشه دوانده و ایشان را به خضوع در برابر حق تعالی و تلاش در مسیر بندگی سوق می دهد.
الف) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آنان می فرمایند:
« مجدّون فی طاعه الله » ؛ « آنان در طریق عبودیت اهل جدیت و تلاشند. »
ب) امام علی (علیه السلام) ، عبادت و راز و نیاز یاوران امام مهدی (عج) را این گونه ترسیم می کنند:
« لهم فی اللّیل أصوات ، کأصوات الثّواکل حزناً من خشیة الله قوام باللّیل صوّام بالنّهار » ؛ «در دل شب ، از خشیت خداوند ، ناله هایی دارند مانند ناله ی مادران پسرمرده. »
ج) در روایتی دیگر آمده است:
« رجال لاینامون اللّیل لهم دویّ فی صلواتهم کدویّ النّحل یبیتون قیاماً علی أطرافهم و یسبّحون علی خیولهم » ؛ « مردان شب زنده داری که زمزمه ی نمازشان ، مانند نغمه ی زنبوران کندو به گوش می رسد. شب ها را با شب زنده داری سپری می کنند و برفراز اسب ها ، خدا را تسبیح می گویند. »
د) امام صادق (علیه السلام) همچنین در مورد آنان می فرمایند:
« قوّام باللّیل صوّام بالنّهار » ؛ « شب ها را با عبادت به صبح می رسانند و روزها را با روزه به پایان می برند. »
۳- محبت
دل های یاران امام مهدی (عج) ، سرشار از محبت ایشان است. این علاقه مندی تا بدان حد است که حتی زین اسب ایشان را مایه ی برکت می دانند و به آن تبرک می جویند. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
« یتمسّحون بسرج الإمام یطلبون بذلک البرکة » ؛ « به عنوان تبرک بر زین اسب امام دست می کشند. »
به جهت همین عشق آتشین ، آنان در آوردگاه رزم ، ایشان را مانند نگینی در بر می گیرند و جانشان را سپر بلایشان می کنند. امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرمایند:
« یحفّون به و یقونه بأنفسهم فی الحرب و یکفونه ما یرید... » ؛ « در میدان رزم ، آنان او را در میان می گیرند و در جنگ ها با جان خود ، از ایشان محافظت می کنند... . »
چه بسیار است فاصله ی میان ما و یاران او ، چرا که ما از جان و حتی وقت خود ، برای ایشان سهمی قرار نداده ایم و چه اهداف و آرمان هایی از ایشان که به جهت سستی ما بر زمین مانده و چه دعوت هایی از ایشان که بی پاسخ مانه است؟!!!
۴- اطاعت
مقدم داشتن خواست حضرت ، برخواست خود از دیگر شاخصه های یاوران امام مهدی (عج) است. امام صادق (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند:
« هم أطوع من الأمة لسیّدها » ؛ « اطاعت آنان از امام ، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است. »
آنان نیک می دانند که حق ، با امام است و امام با حق. آنان به بهانه ی نواندیشی از امام خود سبقت نمی گیرند و گرچه پشت سر ایشان در حرکتند ولی پای از دام ها بر می گیرند ، تا از ایشان فاصله نگیرند. آنان نه تنها مطیع اند ، بلکه برخلاف بسیاری که بهانه ی فقدان زمینه ، امکانات ، سختی راه و... را دارند ، از خدمت به ایشان و اهدافشان شانه خالی نمی کنند. در اطاعت ایشان ، اهل جدیت و تلاشند و برای بر زمین نماندن آرمان های ایشان ، خود را به آب و آتش می زنند و از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کنند:
« ... مُجدّون فی طاعته »
۵- شجاعت
اگر جهاد و مبارزه جهانی و فراگیر است ، پس یاران ایشان هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزم هایی پولادین داشته باشند؛ چرا که بدون آن ، قدم ها یارای حرکت نخواهد داشت. اهل بیت (علیهم السلام) شجاعت آنان را این گونه توصیف می کنند:
الف) امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
« کلّهم لیوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنبهم همبوا بإزالة الجبال لأزالوها من مواضعها » ؛ « همه شیرانی اند که از بیش ها خارج شده اند و اگر اراده کنند ، کوه ها را از جا بر می کنند. »
ب) امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند:
« جُعلت قلوبهم کزّبر الحدید » ؛ « دل هایشان چون پاره های آهن شده است. »
ج) امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
« إنّ الرّجل منهم یعطی قوة أربعین رجلاً و إنّ قلبه لأشدّ من زبر الحدید و لو مرّوا بجبال الحدید لقطّعوها » ؛ « به هر کدامشان نیروی چهل مرد داده شده است. اگر به کوه های آهن روی آورند ، آن ها را قطعه قطعه می کنند. »
د) امام باقر (علیه السلام) در مورد شجاعت و دلیری یاران امام مهدی (عج) می فرمایند: « القی الرّعب فی قلوب شیعتنا من عدوّنا ، فإذا وقع أمرنا و خرج مهدینا کان أحدهم أجری من اللّیث وأمضی من السّنان و یطأ عدوّنا بقدمته و یقتل بکفّیه » ؛ « امروز ترس و رعب دشمنان ما بر دل دوستان ما افکنده شده و چون امر ما واقع شود و مهدی ما خروج کند ، هر کدام از دوستان ما از شیر دلیرتر و از نیزه بران تر شوند و دشمنان را پایمال کنند و با دست و چنگ بکشند. »
۶- بردباری
در راه تحقق آرمان های جهانی امام مهدی (عج) مشکلات و مصائب فراوانی را به جان می خرند ولی از سر اخلاص و تواضع ، عمل خود را هیچ می پندارند و به جهت هجوم سختی ها و تحمل مشقت ها ،بر خداوندمنت نمی گذارند. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
« قوم ... لم یمنّوا علل اله بالصّبر و لم یستعظموا بذل أنفسهم فی الحق » ؛ « یاران مهدی (عج) کسانی اند که به جهت بردباری شان بر خداوند منت نمی گذارند و از این که نقد جان خوش را در کف اخلاص نهاده اند ، احساس بزرگی نمی کنند. »
بر اساس تعالیم اسلامى یكى از وظایف مهم هر مسلمان ، انتظار ظهور حضرت ولی عصر (عج) است؛ انتظار تحقق وعده الهى بر حاكمیت صالحان و تشكیل دولت اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. اما آیا هیچ مىدانید كه پاداش این انتظار چیست و چه ثمرى براى منتظران دارد؟
امام صادق (ع) در روایت زیر به این پرسش پاسخ مىدهند.
« الا اخبركم بما لا یقبلالله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت : بلى. فقال : شهادة ان لا اله الا الله ، و ان محمدا عبده و رسوله و الاقرار بما امرالله ، و الولایة لنا ، و البراءة من اعدائنا - یعنی الائمة خاصة - و التسلیم لهم ، و الورع و الاجتهاد و الطمانینة ، و الانتظار للقائم - علیهالسلام - ثم قال : ان لنا دولة یجیىء الله بها اذا شاء. ثم قال : من سره ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق ، و هو منتظر ، فان مات و قام القائم بعده كان له من الاجر مثل اجر من ادركه ، فجدوا وانتظروا ، هنیئا لكم ایتها العصابة المرحومة.
آیا شما را خبر ندهم به آنچه كه خداى صاحب عزت و جلال ، هیچ عملى را كه جز به آن عمل ، از بندگان نمىپذیرد؟ گفتم : بله. فرمود : گواهى دادن به این كه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و این كه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده او است ، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده ، و ولایت ما ، و بیزارى از دشمنانمان - یعنى خصوص امامان - و تسلیم شدن به آنان ، و پرهیزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم(عج) .
سپس امام فرمود : براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد ، آن را محقق مىسازد. آنگاه امام فرمود : هر كس دوست مىدارد از یاران حضرت قائم (عج) باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید ، در حالى كه منتظر است ، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم(عج) ، بپا خیزد ، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است ، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید ، گوارا باد بر شما این پاداش ، اى گروه مشمول رحمت خداوند!
براى منتظران زمان غیبت همین پاداش بس كه نام آنها در زمره یاران حضرت ولی عصر (عج) ، و از جمله كسانى ثبت شود كه آن حضرت را به هنگام ظهور همراهى مىكنند.
يكى از اعمالى كه سيد بن طاووس ، رحمة الله عليه ، به آن بسيار اهميت مىداد ، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است چون يكى از تكاليف زمان غيبت ، صدقه دادن براى حفظ وجود مبارك امام زمان ، ارواحنا فداه ، است.
به طور كلى صدقه آثارى دارد يكى اينكه صدقه نمايشگر صداقت ايمان مؤمن است كه با انجام آن نشان مىدهد تا چه حد در وادى ايمان و خداپرستى صادق است و از اين طريق نيازمنديهاى مؤمنان رفع مىگردد و رفاه عمومى به وجود مىآيد و همچنين صدقه يكى از عوامل سازندگى انسان نيز هست ، چنانكه قرآن مىفرمايد: خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَكِيهِم بها. اى رسول ما ! تو از مؤمنان صدقات را دريافت كن تا بدان صدقات نفس آنها را پاك و پاكيزه سازى.
مؤمن صدقه را بايد يا براى فايده و غرضى كه در نظر دارد بدهد و يا براى حفظ نفس خود و يا محبوب و عزيزى كه بسيار نزد او گرامى است و چه محبوبى بالاتر از امام زمان (عج) ، كه اصلاح بسيارى از امور دينى و آخرتمان بستگى به وجود و سلامتى آن حضرت دارد و اين مطلب به دليل عقل و نقل ثابت است كه هيچ شخصى عزيزتر و گراميتر نيست و نبايد باشد از وجود مقدس امام زمان ، ارواحنا فداه ، بلكه حضرتش بايد محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنين اعتقادى نداشته باشيم در ايمان و معرفتمان نسبتبه آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد. لذا سيد ، رحمة الله عليه ، به فرزند خود سفارش مىفرمايد كه: ابتدا كن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اينكه براى خود و عزيزانت صدقه بدهى.
بايد توجه داشت كه آن حضرت هيچ احتياجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود يك نوع اظهار محبت و دوستى به آن جناب است ، و اين عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق كنندگان آن مىرسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس امام ، عليه السلام ، باشد.
همچنين سيد بن طاووس ، رحمةاللهعليه ، در كتاب « امانالاخطار » در ضمن دعايى كه براى صدقه دادن در وقت سفر ذكر مىكند مىنويسد:
اَللهُمَ اِنَّ هَذِهِ لَكَ وَ مِنكَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدي ، عجلالله فرجه ، وَ صَلِّ عَلَيهِ بَينَ اَسفارِهِ و حَركاتِه و سَكَناتِه فِى ساعاتِ لََيلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا يَعنِيهِ اَمرَهُ وَ مَالا يَعنيهِ وَ مَا يُضمِنه و ما يُخلِفُه.
خدايا ! اين (صدقه) از آن تو و براى توست و صدقهاى براى سلامتى مولايمان محمد ، عجلاللهتعالىفرجهالشريف ، مىباشد و بر او درود بفرست آن هنگام كه در سفر است و در تمام حركتها و استراحتهايش ، در تمامى اوقات شب و روزش و صدقهاى است براى هرچه كه متعلق به اوست.
يكى از علماى اهل معنا مىفرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر ، وقتى كه صدقه براى وجود مقدس امام زمان (عج) ، مىدهيد ، دعای فوق را بخوانيد.
دعای عهد به تعبیری مرامنامه شیعه ولایتمداریست که آرزومند دیدار دلدار خویش است.
او هر پگاه دست بیعتی دوباره به سوی آن شاه شمشاد شمایل دراز کرده ، تا پیمان عاشقی اش با شاه ولایت همواره استوارتر شود.
هشتمین سپهر سروری و سیادت ، صادق آل محمد ، درباره اش فرموده است:
هر کس با این عهد ( دعای عهد ) چهل روز خدا را به زاری بخواند ، از یاران قائم ما خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دار دنیا رخت بر بندد خدایش او را از خانه قبر بیرون خواهد آورد.
مضامین و درونمایه دعای عهد محورهایی چندگانه دارد از آن جمله:
1. اقرار به شوکت و عظمت حق جل و علا.
2. تجدید میثاق با حضرت ولی عصر (عج).
3. آرزوی در رکاب حضرت قرار گرفتن.
4. رجعت و...
و پررنگ ترین فراز این دعا ، همان تجدید میثاق با ماه بی قرینه آسمان هستی است؛ میثاقی ناگسستنی برای همیشه زمان.
انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند ، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند : از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر ! امّا از نظر فرهنگی ، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند.
از وجود مبارك امام رضا (علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است كه فرمودند : « رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا؛ خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد » ، یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو كه خود را در محدوده امر ما منحصر كند و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام خودسازی کند. از طرف دیگر تلاش و كوشش انسان این باشد كه امور اهل بیت ، معارف اهل بیت ، آثار اهل بیت ، مكتب اهل بیت را احیاء كند ، یعنی به احیای دیگران بپردازد.
بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به ا ذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد ، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند ! آن گاه از صمیم قلب فریاد می زند:
همه ما كم و بیش نسبت به جایگاه « انتظار » در مجموعه معارف اسلامى آگاهى داریم و قطعاْ تاكنون درباره فضیلت انتظار فرج مطالب بسیارى شنیده و خواندهایم. اما نكتهاى كه شاید شنیدن آن براى شما تازگى داشته باشد این است كه از دیدگاه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) « انتظار فرج » یا « چشم به راه گشایش بودن » به خودى خود در عصر غیبت براى منتظران مایه گشایش ، نجات و رستگارى است و از این رو شیعیان به جاى گله و شكایت از طولانى شدن غیبت و سختیها و رنجهاى این دوران باید تلاش كنند كه منتظران خوبى باشند تا همین انتظارشان ، « فرج » را در عصر غیبت براى آنها به ارمغان آورد.
ابوبصیر مىگوید به امام صادق (ع) عرض كردم :
جعلت فداك متى الفرج؟ فدایت شوم ، این گشایش كى فرا مىرسد؟
آن حضرت فرمود:
یا أبابصیر و أنت ممّن یرید الدنیا؟ من عرف هذا الأمر فقد فرّج عنه لانتظاره؛ اى ابابصیر! آیا تو از آن گروهى هستی كه به دنبال دنیایند؟ هر كس این امر را بشناسد ، به سبب انتظارش براى او گشایش حاصل مىشود.
امام رضا (ع) نیز در پاسخ « حسن بن جهم » كه از ایشان در مورد فرا رسیدن گشایش مىپرسد ، مىفرماید :
أو لست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ آیا تو نمىدانى كه چشم به راه گشایش بودن ، خود (جزیى) از گشایش است؟
او در پاسخ مىگوید :لا أدرى إلاّ أن تعلّمنى؛ نمىدانم ، مگر این كه شما به من بیاموزید.
آن حضرت بار دیگر مىفرماید :
نعم ، انتظار الفرج من الفرج؛ آرى ، انتظار گشایش ، (جزیى) از گشایش است.
بر اساس همین نگرش است كه در روایتهاى متعددى تأكید شده كه براى منتظران واقعى تفاوتى ندارد كه ظهور را درك كنند یا نكنند؛ چون آنها در عصر غیبت نیز در خدمت امام زمان خویش هستند؛ چنان كه در روایتى از امام صادق(ع) مىخوانیم :
من مات منكم و هو منتظر لهذا الأمر كمن هو مع القائم فى فسطاطه... ؛ هر كس بمیرد در حالى كه منتظر این امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم (عج) و در خیمهاش بوده باشد... .
آرى ، انتظار فرج ، خود مایه فرج است ، اما بشرطها و شروطها. اگر كسى در عصر غیبت مؤمنانه زندگى كند؛ از بدیها و زشتیها دورى گزیند؛ خصال شایسته را پیشه خود سازد؛ وظایف و تكالیفى را كه در صحنه حیات فردى و اجتماعى متوجه اوست به درستى به جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد ، خداوند متعال فرج و گشایش واقعى را كه همان یافتن راه هدایت و رستگارى و رسیدن به سعادت و نیكبختى در دنیا و آخرت است نصیب او مىسازد و در این صورت است كه پیش افتادن و پس افتادن ظهور براى او هیچ تفاوتى نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خویش را درمىیابد.
از حضرت آیة الله بهجت پرسیدند : آقا ! این همه بحث راجع به جزیره خضراء میشود ، واقعا جزیره خضراء کجاست؟
حضرت آیة الله بهجت فرمودند : جزیره خضراء آن دلی است که حضرت ولی عصر (عج) در آن تاب بیاورد ، اگر امام زمان علیه السلام در دلت آمد ، آن دل جزیره خضراء است ، مردم باید دور این دل بگردند.
کجا میگردی دنبال جزیره خضراء؟! امام زمان (عج) همراه توست ، چرا ما باید حضرت را منحصر و محصور در آنجا بکنیم؟! من بگویم امام زمان (عج) در جزیرهای در فلان کشور تشریف دارند ، نخیر ، یقینا بدانید که امام زمان علیه السلام از رگ گردن به من و تو نزدیکتر است.
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود
طلب از گم شدگان لب دریا میکرد
یکی از مهمترین ارکان عبادت ، اطاعت از ولی خداست و اطاعت از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عبادت و رفتار و منش انسان طراوت می بخشد.
با این نوع نگاه می توان به ارتباط عمیق ماه مبارک رمضان با ولایت پی برد زیرا توجه صرف به عبادت و غفلت از اطاعت باعث فقدان مهمترین رکن عبادت می شود. عبادت اطاعت از ولی خداست و اگر اطاعت نباشد ، عبادتی نیست. اطاعت گره خورده به عبادت است و این اطاعت نیز باید از امام معصوم علیه السلام باشد. ظاهر عبادت خشک است و طراوت بخش عبادت همان ولایت و اطاعت از امام علیه السلام است.
ائمه اطهار علیهم السلام در طول تاریخ مفسر قرآن کریم بوده اند. قرآن کریم و عترت همراه هم هستند و از هم جدا نمی شوند. ماه رمضان ماه نزول قرآن است و قرآن هر سال در شب قدر بر امام زمان (عج) نازل می شود.
روح قرآن ، امام زمان (عج) است. حضرت حجت (عج) قرآن ناطق است. امام زمان (عج) فقط مبین و توضیح دهنده قرآن کریم نیست بلکه عابد و عمل کننده به قرآن است و اگر با امام رابطه نداشته باشیم ، نمی توانیم از قرآن بهره مند شویم.
هر قاری و حافظ قرآن اگر دور از ولایت امام زمان (عج) باشد آن قرآن و تلاوت در درون او نقش سازنده نخواهد داشت و اگر به اطاعت برخیزد اطاعت او را به کمال لایق می رساند. قرآن تنها ابزار ارتباط ما با امام زمان است و هنگام قرائت قرآن نباید از نگاه امام غافل شویم و با قرائت قرآن و توجه به ولی الله ارتباط با پروردگار قوی تر می شود.
در مورد فلسفه و حکمت غیبت آخرین حجت خدا سخنان بسیاری گفته شده و احتمالات متعددی مطرح گشته است. اما شاید این احتمال که فلسفه غیبت آزمودن مؤمنان و تشخیص مدعیان دروغین پیروی از ولایت و منتظران از ولایتمداران واقعی و منتظران راستین است، از دیگر احتمالات پذیرفتنیتر و نزدیکتر به واقع باشد.
کلاس درسی را در نظر بگیرید که آموزگار آن برای آزمودن دانشآموزانش دقایقی کلاس را ترک گفته اما دورادور نظارهگر آنان است. آنچه او مشاهده میکند چه خواهد بود؟ گروهی از دانشآموزان از غیبت آموزگار سوءاستفاده کرده و به اذیت دیگر همکلاسیها پرداختهاند؛ گروهی دیگر با شیطنتهای کودکانه خود همه کلاس را به هم ریختهاند؛ برخی از دانشآموزان هم فرصت را غنیمت شمرده و به انجام تکالیف عقبمانده خود مشغولند.
قطعا به هنگام حضور دوباره آموزگار به کلاس و اطلاع دانشآموزان از اینکه او دورادور همه آنها را زیر نظر داشته است، آنهایی که وقت خود را با شیطنت و بازیگوشی به هدر دادهاند بسیار شرمنده خواهند شد.
جهان عصر غیبت نیز همانند همین کلاس درس است. کلاسی که در ظاهر استاد در آن حضور ندارد. اما حرکات و سکنات هیچیک از دانشآموزانش از نگاه تیزبین استاد دور نیست و همه آنها باید به هنگام ظهور پاسخگوی شیطنتها یا بازیگوشیهای خود باشند.
شاید بیان کلامی از حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای درک بهتر آنچه گفته شد مؤثر باشد. آن عزیز میفرماید :
« فلیعمل کلّ امریء منکم بما یقرب به من محبتّنا و لیتجنّب ما یدنیه من کراهتنا، و سخطنا، فإنَّ أمرنا بغتة. فجأة حین لا تنفعه توبة ، ولا ینجیه من عقابنا ندم علی حوبة؛
پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما میشود پیشه خود سازد و از هر آنچه که موجب خشم و ناخشنودی ما میگردد ، دوری گزیند؛ زیرا فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا میرسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمیبخشد. » (بحارالانوار)
آری ، همه ما در آزمونی بزرگ واقع شدهایم. آزمونی که اگر از آن سربلند بیرون آییم برترین مردم همه روزگاران خواهیم بود و اگر از عهده آزمون برنیاییم فردای ظهور باید در برابر حجت خدا پاسخگو باشیم. پس بیاییم از همین امروز و پیش از آنکه واقعه ناگهانی ظهور فرا رسد خود را برای پاسخگویی در برابر حضرت ولی عصر (عج) آماده کنیم؛ چرا که فردا خیلی دیر است.
در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ میباشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت میشوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز مینماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران میپردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام میباشد و سفارش بسیار شده كه در حرمهای مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بیسواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات ، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .
شایان ذكر است كه امام زمان روحی له الفداء نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر میبرند اما دلیل نمیشود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راههای ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است . البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه میخوانیم و چه میگوییم.
یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز میشود:
اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ...
كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .
در فرازی از این زیارت میخوانیم:
اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی...
خدایا من باز تجدید میكنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.
در این فراز سه لفظ عهد ، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن میرسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم ، معانی آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.
عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.
بیعت: معنای لغوی بیعت ، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت میباشد.
پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم :
عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)
عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)
بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبهی اخلاص و پیروی خالصانه)
محبّت امام زمان عجّلاللهتعالیفرجه الشریف چیزی خریدنی نیست. محبّت باید به دل انداخته شود و دل آن محبّت را هضم کند.
کسانی که خدمت معصومین علیهمالسلام میرسیدند، خود دلباختهی آنها میشدند و محو اعمال و نگاهها و گفتارشان میشدند. محبّت آنها چنان در دلشان میافتاد که همه چیز از ذهن رفته و فقط محبّت ولی خدا جای داشت. پس این گونه محبّتها هرگز از بین نخواهد رفت و ما در حال حاضر در زمان غیبت زندگی میکنیم و بهدور از ولی نعمت ، اما نمیشود گفت به دور ، زیرا کسی که تمام اعمال ما را در نظر دارد ، از هر فرد دیگری به ما نزدیکتر است.
پس گرفتن و جذب شدن محبّت کسی که همانند آفتاب پشت ابر است سنگینتر و سختتر است. اما کسانی که محبّتی در دلشان از این امام حیّ و حاضر دارند ، خود را چنان به امام نزدیک در نظر میگیرند که گویی امام در نزدیکی آنها زندگی میکند. پس چنین محبّتی از این امام در نبود او خود گواه نزدیکی است.