
هفت سین خدا!
سفره هفت سینی را به رسم سنت هر ساله در حال چیدن بودیم.
اوّلین چیزی را که با گفتن بسم الله در سفره می گذاشتیم همیشه قرآن خانوادگی مان بود که در انتها آن تاریخ و زمان ولادت خود و کودکان مان درج گردیده است.
همان طور که همسرم در پی چیدن هفت سین بود ، قرآن را از میان سفره برداشتم و نیّت کردم و آن را گشودم ، سوره « یاسین » آمد. به به چه مناسبتی !!! اوّلین سین قرآنی خویش را در سفره دلم چیدم : « سلام قولا من رب رحیم » ( ۵۰ ، یس )
سلام ، اصل اسلام و راه سلامت زیستن انسان که توسط خالق و گوینده قرآن وضع گردیده است.
و در ادامه این نفس گیری از زلال قرآن سوره صافات را قرائت کردم تا هفت سین را درون سفره دلی که در آغاز سال پهن نموده ام کامل گردانم ، « سلام علی نوح فی العالمین » ( ۷۹ ، صافات )
سلام بر انسانی که آن را به دلیل نیکوکاری اش مستحق گردید و او از عباد و بندگان مومن به رب العالمین است.
« سلام علی ابراهیم » ( ۱۰۹ ، صافات ) و « سلام علی موسی و هارون » ( ۱۲۰ ، صافات )
تمامی این بزرگواران تاریخ بشری به دلیل این که محسن و نیکوکار و مؤمن بودند به سلامی از خدایشان اجر و جایزه گرفتند. نه فقط آنها که تمامی مرسلین و نیکوکاران و مومنین مورد توجه مستقیم و بی واسطه خداوند بزرگ قرار گرفتند چرا که این سلام « قولا من رب رحیم » است.
پنجمین سین سفره قرآنی را در دلم قرار دادم و آن « سلام علی المرسلین » ( ۱۸۱ ، صافات )
دل ، بی تابی می کرد و از درون خویش بلند ندا می داد و از « یاسین » مدد خواست تا ششمین سین قرآنی را بیابد و در بالاترین نقطه سفره دل آن را جای دهد جایی که همتای خود قرآن باشد و آن همان سلامی است که از آدم تا امروز بر تمامی عاشقان الهی توشه و توان ادامه راه داده است.
توبه آدم ، نقش عرشه کشتی نوح ، زمزمه ی ابراهیم و اسماعیل در بنای کعبه ، ملجأ مادر موسی در کنار رود نیل و تسبیح مریم در توّلد مسیح در این سین و سلام قرآن نهفته است.
« سلام علی آل یاسین » ( ۱۳۰ ، صافات ) ، سلام بر محمّد (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) و ائمه اطهار از ذریه ی حسین (صلوة الله و سلامه علیهم).
از سیری که در کلام الله داشتم شش سین قرآنی در سفره دل گذاشتم و دل هیجان زده ی یافتن هفتمین سین بود. لذت توجه خالق بزرگ بر مخلوق و محبوب خویش چنان روحم را مجذوب نمود که شیفته در خودی خود داد می زدم :
آیا من کوچک هم می توانم مورد توّجه خداوند بزرگی قرار گیرم که بزرگی اش وصف ناشدنی است.
آیا من و آیندگان نیز می توانیم مورد سلام و توّجه مستقیم رب رحیم واقع گردیم.
قرآن را دوباره گشودم و به دنبال هفتمین سین نیت زدم و چنین یافتم :
« سلام هی حتی مطلع الفجر » ( ۵ ، قدر ) و امیدوارتر از پیش لبخندی به روی تمامی خوبی های خلقت خالق زدم چرا که دانستم این سلام تا « مطلع فجر » و نهایت دنیا ادامه دارد.
با چشمی گریان دستانم را به آسمان بالا بردم و خدای مهربان را به قرآن قسم دادم و گفتم :
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
تا من هم از محسنین گردم و بشنوم قول الهی را که می فرماید :
انا کذلک نجزی المحسنین و انه من عبادنا المومنین
« منبع : تبیان »