
۳۱ خرداد ماه ، سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران
هنر آن است که بی هياهوهای سياسی ، و خودنمايی های شيطانی ، برای خدا به جهاد برخيزد و خود را فدای هدف کند نه هوا ، و اين هنر مردان خداست.
بخش از مناجاتهای شهید دکتر چمران :
" خدايا از تو می خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کنی که در برابر هيچ چيز جز خدا تسليم نشويم. دنيا ما را نفريبد، خودخواهي ما را کور نکند. سياهی گناه و فساد و تهمت و دروغ و غيبت ، قلب های ما را تيره و تار ننمايد. خدايا ! به ما آنقدر ظرفيت ده که در برابر پيروزی ها سرمست و مغرور نشويم. خدايا به من آنقدر توان ده که کوچکی و بيچارگی خويش را فراموش نکنم و در برابر عظمت تو خود را نبينم. "
بخشی از یادداشت های شهید دکتر چمران :
" امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در میان ما حاضر است و در میان ما زندگی میکند ، او ما را میبیند ولی ما از دیدن او محروم هستیم. او از ما غیبت نکرده ، بلکه مائیم که از او غیبت کردهایم. "
گوشه هايی از وصيت نامه شهيد دکتر چمران:
"... به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنيا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد ديگری را می يابم. به خاطر عشق است که دنيا را زيبا می بينم و زيبائی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می پرستم و حيات و هستی خود را تقديمش می کنم.
عشق هدف حيات و محرک زندگی من است. زيباتر از عشق چيزی نديده ام و بالاتر از عشق چيزی نخواسته ام.
عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی و خودبينی می رهاند، دنيای ديگری حس می کنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطيف و قلبی حساس و ديده ای زيبابيی پيدا می کنم. لرزش يک برگ ، نور يک ستاره دور ، موريانه کوچک ، نسيم ملايم سحر ، موج دريا ، غروب آفتاب ، احساس و روح مرا می ربايند و از اين عالم به دنيای ديگری می برند … اينها همه و همه از تجليات عشق است.
برای مرگ آماده شده ام و اين امری است طبيعی ، که مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولين بار وصيت می کنم. خوشحالم که در چنين راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و ما فيها بريده ام. همه چيز را ترک گفته ام. علائق را زير پا گذاشته ام. قيد و بندها را پاره کرده ام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم ..."