تبليغاتX
السلام علیک یا ابا صالح المهدی - عج
 

مولا جان!

دیگر بس است ، این درد طاقت سوز هجران.

جانا ! تا به کی در پشت پنجره انتظار ، رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟

ای در کنج زندان غیبت همچنان محبوس !

 و ای گناه ما ، میله های زندان تو !

هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت ، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.

هزار و اندیست که دلهای منتظران ، در تمنای وصالت ، در جان آه می پرورند و در سینه داغ.

عمری است که در کوچه سار انتظار سرگردان و حیرانیم.

تو را  چه می شود ، اگرشب سرد و فسرده فراقمان را به صبح دل انگیز وصالت آذین بندی؟

چگونه است ، که این همه طلب و تمنا گره از کار فرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟

آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!

آری !

... اینک همسفر با قافله منتظران ، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق " جل و علا "  بر می داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که :

بار الها ! نسیم ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما بوزان !

 

   السلام علی حجهَ المعبود و کلمهَ المحمود  |